تبلیغات
طلبه - مطالب اردیبهشت 1395 ارسال سوال از اینكه به این وبلاگ سر زدید ممنونیم.............حتما به سؤال شما هم جواب داده میشه... ولی ممكنه به دلیل حجم بالای سوالات چند وقتی طول بكشه.....مطمئن باشید پاسخ داده میشه
 
طلبه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بهمنیار کیانی
مطالب اخیر
نویسندگان
سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : بهمنیار کیانی

مطابق نقل مرحوم حاج شیخ عباسى قمى: شیخ صدوق وابن قولویه و دیگران از امام صادق (ع) روایت كرده اند كه چون امام حسین (ع) متولد شد حق تعالى جبرئیل را امر فرمود كه نازل شود با هزار ملك براى آن كه تهنیت گوید حضرت رسول (ص) را از جانب خداوند و از جانب خود چون جبرئیل نازل مى شد گذشت در جزیره اى از جزیره هاى دریا به ملكى كه او را فطرس مى گفتند و از حاملان عرش الهى بود وقتى حق تعالى او را امرى فرمود و او كندى كرده بود پس حق تعالى بالش را در هم شكسته و او را در آن جزیره انداخته بود پس فطرس هفتصد سال در آن جا عبادت حق تعالى كرد تا روزى كه حضرت امام حسین (ع) متولد شد... چون دید كه جبرئیل با ملائكه فرود مى آیند از جبرئیل پرسید كه اراده كجا دارید؟ گفت: حق تعالى نعمتى به محمد (ص) كرامت فرموده است مرا فرستاده است كه او را مبارك باد بگویم. ملك گفت اى جبرئیل مرا نیز با خود ببر شاید كه آن حضرت براى من دعا كند تا حق تعالى از من بگذرد پس جبرئیل او را با خود برداشت و چون به خدمت حضرت رسالت رسید تهنیت و تحیت گفت و شرح حال فطرس را به عرض رسانید.

حضرت پیامبر (ص) فرمود كه به او بگو كه خود را به این مولود مبارك بمالد و به مكان خود برگردد.

فطرس خویشتن را به امام حسین (ع) مالید بال برآورد و این كلمات را گفت و بالا رفت عرض كرد یا رسول الله همانا زود باشد كه این مولود را امت تو شهید كنند او را بر من جهت این نعمتى كه از او به من رسید مكافاتى است كه هر كه او را زیارت كند من او را به حضرت حسین (ع) برسانم. هر كه بر او سلام كند من سلام او را برسانم و هركه بر او صلوات بفرستد من صلوات او را به او مى رسانم (1)

با توجه به شرح قضیه طبق نقل مرحوم حاج شیخ عباس قمى گوئیم كه: آن چه كه ازاصل جریان استفاده مى شود این است كه ظاهراً فطرس گناهى را مرتكب نشده است بلكه یك كندى در اجراى امر الهى كرده است چرا كه خداوند مى فرماید: آنها سر بر فرمان خدا دارند و هر گز معصیت نمى كنند لایسبقونه بالقول و هم بامره یفعلون (2)

ثانیاً گفته مى شودكه او تقاضاى مقام بالاتر را نداشت چرا كه خدا از قول آنها مى فرمایند: هر یك از ما مقام معلومى دارد، ما همواره صف كشیده منتظر فرمان او هستیم و پیوسته تسبیح او مى گوئیم 3).

و ثالثاً حقیقت دیگرى در این قضیه و داستان وجود دارد و آن این است كه مى خواهد به ما بفهماند كه مقام امام حسین (ع) عظیم و بالا است نه تنها امام حسین (ع) شفاعت انسانها را مى كند بلكه ملائكه ها هم نیاز به شفاعت آن حضرت دارند چرا كه امام حسین (ع) در پیشگاه خدا از اعتبار و ارزش بالائى برخودار است كه عقل و فهم ما به آن نمى رسد.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

فطرس نام فرشته اى است كه نقل شده به حسین بن على (علیهما السلام) ملتجى گردید و آن حضرت وى را شفاعت نمود (سفینه البحار) جریان فطرس در چند روایت از معصوم روایت شده و در كتب مختلفى نقل شده از جمله در كامل الزیارات ابن قولویه كه از كتب معتبر حدیث مى باشد (كامل الزیارات 140)

همچنین در ضمن دعاى مربوط به روز سوم شعبان كه شیخ طوسى در مصباح المتهجد از قاسم بن علاء همدانى و كیل امام هادى از امام زمان نقل كرده است این جمله آمده است كه وعاد فطرس بمهده و پناه آورد فطرس به گهواره او (امام حسین علیه السلام) (مصباح المتهجد ص 826- 827)

جهت توضیح بیشتر در فرشتگان و فطرس توجه شما را به مطالب زیر جلب مى نماییم:

با بررسى آیات و روایات متعدد مى توا ن ویژگى هاى زیر را براى فرشتگان برشمرد:

1- موجودات شریف و ارزشمندى هستند كه واسطه بین خداوند متعال و عالم محسوس به شمار مى ایند و در همه حوادث بزرگ و كوچك جهان نقش دارند بر هر امرى با توجه به ابعاد و جنبه هاى مختلف آن یك یا چند فرشته گمارده شده است نقش فرشتگان در حوادث و جریان ها اجراى فرمان الاهى و تثبیت آن در جایگاه ویژه اش است قرآن كریم در این باره مى فرماید «لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون» (1) آن ها در هیچ سخنى بر خداوند پیشى نمى گیرند و مطیع امر خداوندند.

2- در فرشتگان سركشى و نافرمانى وجود ندارد چون اراده ى مستقل از اراده خداوند ندارند تا چیزى خلاف خواست او بخواهند قرآن در این مورد مى فرماید: «لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یومرون» (2) فرمان خداوند را مخالفت نمى كنند و امر او را اطاعت مى كنند.

3- فرشتگان با وجود فراوانى و كثرت از نظر مقام و درجه مختلفتد برخى برتر از برخى دیگرند و عده اى فرمانده و عده اى فرمانبردارند آن كه فرمانده است به امر الاهى امر مى كند و فرمان مى دهد و آن كه فرمان بر است نیز به دستور الاهى مطیع و فرمانبردار است و همگى در این ویژگى كه از خود اراده و اختیارى ندارند مشتركند چنان كه قران مى فرماید «و ما منا الا له مقام معلوم» (3) هر كدام از ما فرشتگان داراى رتبه و جایگاه معین و مشخصى است.

4- چون كارهاى فرشتگان به امر خداوند و اراده او است و خداوند در همه آمورش غالب و چیره است «والله غالب على امره» (4) خداوند بر كارش مسلط و چیره است و هیچ چیز در آسمان ها و زمین او را عاجز و مغلوب نمى سازد (5) فرشتگان نیز كه فرمانبرداران حق بوده اراده و خواستى جز اراده و خواست او ندارند و همواره چیره و پیروزند (6)



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جریان فطرس در چند روایت از معصوم) ع (روایت شده و در كتب مختلفی نقل شده از جمله در كامل الزیارات ابن قولویه كه از كتب معتبر حدیث می باشد(1) همچنین در ضمن دعای مربوط به روز سوم شعبان كه شیخ طوسی در مصباح المتهجد از قاسم بن علاء همدانی وكیل امام هادی) ع (از امام زمان) عج (نقل كرده است این جمله آمده است كه» وعاذ فطرس بمهده... و پناه آورد فطرس به گهواره او] امام حسین) ع ([... «(2) با این حال ماجرای فطرس ملك اولا معلوم نیست آنچه در باب ماجرای فطرس آمده واقعیت داشته باشد. ثانیا معلوم نیست كه فطرس از ملائكه مجرد و تام بوده باشد، طبق گفته ای یكی از اساتید فلسفه‏(3) برخی فرشتگان غیر مجرد داریم كه در این عالم خاكی برخی مأموریت هایی دارد. ثالثا: ممكن است اگر از فرشتگان مجرد و غیرمادی بوده، جزء آنانی نبوده كه به حد كمال تمام رسیده اند و عصمت كامله دارند، ممكن است جزء همان هایی بوده كه ناقص بوده و با توسل به امام حسین) ع (به مقام قبلی و یا بالاتر برگشته است. همان های كه در جریان خلقت آدم نیز اعتراض كردند، ولی با آگاهی یافتن از» علم اسماء «اظهار پیشیمانی كردند. رابعا: از فطرس معصیتی سرنزد بلكه فقط در حد ترك اولی، خلافی سر زد و آن این بود كه در انجام امر الهی مقداری تأخیر كرد و آن را به كندی انجام داد، نه اینكه اصلا نافرمانی كرده باشد و معصیتی از او سر زده باشد. جهت توضیح بیشتر در فرشتگان و فطرس توجه شما را به مطالب زیر جلب می نماییم: با بررسى آیات و روایات متعدد، مى‏توان ویژگى‏هاى زیر را براى فرشتگان برشمرد: 1. موجودات شریف و ارزشمندى هستند كه واسطه بین خداوند متعال و عالم محسوس به شمار مى‏آیند و در همه حوادث بزرگ و كوچك جهان نقش دارند بر هر امرى با توجه به ابعاد و جنبه‏هاى مختلف آن یك یا چند فرشته گمارده شده است، نقش فرشتگان در حوادث و جریان‏ها، اجراى فرمان الاهى و تثبیت آن در جایگاه ویژه‏اش است.




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شكى نیست هر آغازى را انجام و هر شروعى را پایانى است جز ذات بى‏پایان خداوندى كه هم آغاز است و هم انجام. زمان نیز مانند تمام مخلوقات الاهى از این قاعده مستثنا نیست. روزگارى بر دنیا سپرى شده كه دیباچه زندگى دنیایى به شمار مى‏آید و زمانى نیز خواهد گذشت كه پایان این كتاب خواهد بود. برگه‏هاى پایانى كتاب زندگى انسان در زمین «آخرالزمان» خوانده مى‏شود. «آخرالزمان» اصطلاحى است كه در فرهنگ اغلب ادیان بزرگ دنیا به چشم مى‏خورد و به ویژه در ادیان ابراهیمى از برجستگى و اهمیت خاص برخوردار است. این اصطلاح معمولاً به روزگار پایانى دنیا و رویدادهایى كه ممكن است در این بخش از زندگى دنیوى به وقوع پیوندد گفته مى‏شود و ادیان بزرگ درباره آن پیشگویى‏هایى كرده‏اند براى مثال در «انجیل» چنین آمده ست: «... و این را بدان كه اوقاتِ صعب در زمان آخر خواهد رسید* زیرا كه خواهند بود مردمِ خود دوست و زر پرست و مغرور و متكبر و كفر گو و نافرمان والدین و حق ناشناس و بى‏دین* و بى‏الفت و بى‏وفا و خبث كننده و بى‏پرهیز و بى‏حلم و با خوبان بى‏اعتنا* و خائن و كم حوصله و عبوس كننده و عیش را بر خدا ترجیح مى‏دهند.» 1

قرآن مجید نیز در آیات فراوان به دوران آخرالزمان اشاره كرده است. در معارف ارزشمند اسلامى این اصطلاح در دومعناى كلى به كار رفته است:

1 مدت زمانى طولانى كه با ولادت پیامبر اسلام (ص) آغاز و با شروع رستاخیز بزرگ پایان مى‏یابد. از این رو آن پیامبر الاهى را پیامبر آخرالزمان نیز نامیده‏اند.

2 مدت زمانى كه باولادت واپسین جانشین پیامبر اسلام (ص) حضرت مهدى (ع) آغاز مى‏شود، زمان غیبت و ظهور را در برگرفته، با شروع قیامت به انجام مى‏رسد.

روایات اهل بیت (ع) نشان مى‏دهد:



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : بهمنیار کیانی

حضرت رسول اكرم (ص) مى فرمایند: ((من حفظ من امتى اربعین حدیثا یطلب بذلك وجه الله عز و جل و الدار الاذخره، حشره الله یوم القیامه مع النبیین و الصدیقین و الشهدائ و الصالحین و حسن اولئك رفیقا...)): از امت من هر كس كه چهل حدیث حفظ كند در حالى كه بدان وسیله وجه خدا و آخرت را خواهان باشد، خداوند تعالى او را در روز قیامت با پیامبران، راستان، شهیدان و شایستگان محشور مى گرداند و اینان چه نیكو رفیقانى هستند))، (همان، ج، 2 ر 3348). درباره حفظ قرآن عدد چهل مشاهده نشد ولى روایاتى از این قبیل داریم كه امام صادق (ع) مى فرمایند: ((الحافظ للقرآن، العامل به، مع السفره الكرام البرره كسى حافظ قرآن باشد، عامل به آن هم باشد همراه ملائكه ارزنده پاك از گناه مى باشد، (همان، ج، 8 ر 16175). خواندن و حفظ كردن آیات و روایات با دقت و تفكر در معانى آنها علاوه بر اینكه نورانیت مى آورد عمل به محتواى آنها باعث سعادت دنیا و آخرت مى شود زیرا هر چه كه بشر براى امور دنیا و آخرتش نیاز داشته و دارد در قرآن و روایات آمده و در رابطه خصوص روایات حدیث مشهورى به چند لفظ از پیامبر اكرم (ص) نقل شده كه یك لفظ آن اینست من حفظ من امتى اربعین حدیثا بعثه الله یوم القیمه فقیها عالما: هر كس از پیروان من كه 40 حدیث از احادیث مرا حفظ كند و عمل نماید روز قیامت به شكل انسان فقیه و دانشمندى وارد صحراى محشر مى شود. و همین حدیث باعث شده كه خیلى از علماى ما كتابى بنام اربعین (یعنى چهل حدیث) بنویسند كه از مشهورترین آنها ((اربعین شیخ بهائى (ره))) و در زمان ما كتاب اربعین از مرحوم امام خمینى (قدس سره) را مى توان نام برد.

حفظ كلمات معصومین (ع) به همان زبانى كه از ایشان صادر شده بهتر است زیرا لطافت هاى خاص خود را دارد، لكن اگر ترجمه آن را هم حفظ كند خوب است، آنچه اهمیت دارد عمل به آن ونشر در جامعه است بگونه اى كه مردم از آن منتفع گردند، فلسفه این تأكیدها آنست كه این سخنان حفظ شود ومبناى عمل فرد وجامعه قرار گیرد، گر چه حفظ به تنهائى هم مى تواند نورانیت خود را داشته باشد، بشرطى كه اعتقاد قلبى وجود داشته باشد.

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : بهمنیار کیانی

در روایت 1 باب 43 ص 868 مى خوانیم كه امیرمؤمنان على (ع) فرمود: «من جَدّدَ قبرا او مثل مثالا فقد خرج عن الاسلام كسى كه قبرى را تجدید كند و یا تمثالى بسازد از اسلام خارج شده است.»

جَدّ به معناى نبش قبر و قبرى را دوباره قبر قرار دادن است یعنى یكبار در قبرى مرده اى دفن شده آن را نبش كنند و دوباره مرده دیگرى در آن دفن نمایند.

در برخى روایات به جاى جدّد، حدث دارد كه معناى آن این است كه قبرى را دوباره براى میت دیگر قبر قرار دهند.

و یا خَدّد دارد كه آن هم به معناى شكافتن قبر است. (وسایل الشیعه، حر عاملى، بیروت داراحیاء التراث العربى، ج 2، ص 868، روایت 1 باب 43) در نتیجه این روایت و امثال آن ربطى به تعمیر قبر و یا ترفیع آن ندارد.

در ص 869 2 روایت از سكونى نقل شده است كه امام صادق (ع) از امیرمؤمنان (ع) و او از رسول خدا (ص) نقل كرده كه پیامبراكرم (ص) فرمود: «بعثنى رسول الله (ص) الى المدینه فقال: لاتدع صوره الا محوتها و لا قبرا الا سویته و لا كلبا الا قتلته (همان، ص 869، روایت 2) رسول خدا (ص) مرا به مدینه فرستاد سپس فرمود: تمام صورتها (و تصویرها) را از بین ببرم و قبرها را همسان زمین سازم، و سگ ها را به قتل برسانم.»

این روایت اولا از طریق سكونى نقل شده است كه خود سنى است. ثانیا روایاتى داریم كه مربع ساختن قبر را جایز مى داند، و این روایت نمى تواند با آن روایات معارضه كند. اما در روایت 802 كه ا زكج كارى نهى نكرده، خود مرحوم صاحب وسائل جواب داده كه اولا روایاتى داریم كه كجكارى و محكم كارى قبر را جایز مى داند.

ثانیا: نهى از عمارت قبور مخصوص غیر قبر پیامبراكرم (ص) و ائمه (ع) است و نسبت به قبور امامان (ع) و پیامبر (ص) سفارش شده كه تعمیر و آباد گردد. (همان، 870)

و وهابیان بیش از همه نسبت به امامان حساسیت نشان داده اند و قبور آنها را تخریب نموده اند. از این گذشته آنچه بیشتر مورد اختلاف شیعه با وهابیان است زیارت اهل بیت و توسل به امامان (ع) است. افزون بر آن قرآن مجید بنا و مسجد سازى بر قبر را در داستان اصحاب كهف تقریر و تایید نموده است. در روایات شیعه و در برخى روایات اهل سنت نیز بر احیاى قبور اولیائ خدا سفارش شده است. و دلایل عقلى، قرآنى و تاریخى بر درستى آن دلالت دارد.

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

ابتدا باید بدانیم كه وقوع ظهور در روز جمعه قطعى نیست‏اگر چه طبق بعضى از روایات، ظهور روز جمعه خواهد بود. لكن روایات متعدد معتبر دلالت مى‏كند كه قیام حضرت در روز شنبه كه مصادف با روز عاشورا است، واقع خواهد شد، (منتخب‏الاثر، الفصل السادس، الباب التاسع، حدیث 1 تا 7، ص 574 تا 576).

نكته دیگر آنكه این نوع استفاده و تعیین مقطع زمانى، ضررى به كلام امام كاظم نمى زند زیرا وقتى كه مى گوییم جمعه یا شنبه مى آید، زمان خاصى را براى ظهور تعیین نكرده ایم‏بلكه روز ظهور را وصف زمانى كرده ایم (یعنى ظهور در یك روز شنبه یا جمعه خواهد بود). از آنجایى كه ممكن است ما هزاران جمعه یا شنبه داشته باشیم، این تعیین زمان نیست هر چند بگوییم تا 6 روز بعد حضرت ظهور نخواهد كرد. آنچه كه از آن نهى شده است این است كه به طور دقیق زمان ظهور مشخص گردد.

البته همین وصف زمانى نیز از سوى خود معصوم صورت مى گیردوآن بیانگر این است كه ظهور در یك روز بسیار شریفى مثل جمعه یاشنبه وروز عاشورا خواهد بود. براى مثال از نظر اسلامى جمعه، عید است وشرافت بسیارى دارداز این جهت مناسبت دارد كه ظهور مهدى (ع) كه از اشرف حوادث عالم است، در چنین روز شریفى واقع شود.

علاوه بر اینكه مساله وقوع ظهور در روز جمعه قطعى و تغییر ناپذیر نیست وامكان تغییر آن وجود دارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

ابتدا باید به عرض برانیم كه كلا طبق قول مشهور آن حضرت داراى 37 فرزند پسر و دختر بوده است (مفید، ارشاد، ترجمه سید هاشم رسولى محلاتى، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، چاپ 2، ج 2، ص 236 به نقل از نگرشى مختصر بر زندگانى چهارده معصوم، سید محمد علوى حسین پور، ص 443، قم، انتشارات نغمات، اول،. 1385) شیخ مفید رحمه الله علیه در الارشاد، نام فرزندان آن حضرت را این گونه ذكر كرده است:

1 على بن موسى الرضا علیه السّلام،. 2 ابراهیم،. 3 عباس،. 4 قاسم كه مادرهاى ایشان ام ولد (كنیز) بودند.. 5 اسماعیل،. 6 جعفر،. 7 هارون،. 8 حسن كه مادرهاى ایشان امّ ولد بودند.. 9 احمد،. 10 محمد،. 11 حمزه كه اینان نیز مادرشان ام ولد بود.. 12 عبدالله،. 13 سجاد،. 14 عبیدالله. 15 زید،. 16 حسن،. 17 فضل،. 18 حسین،. 19 سلیمان كه اینان هر كدام یا هر چند تن از یك زن ام ولد بوده‏اند.. 20 فاطمه كبرى،. 21 فاطمه صغرى،. 22 رقیه،. 23 حلیمه،. 24 ام ابیها،. 25 رقیه صغرى،. 26 ام جعفر،. 27 لبابه،. 28 زینب،. 29 خدیجه،. 30 علیه،. 31 آمنه،. 32 حسنه،. 33 بریهه،. 34 عایشه،. 35 ام سلمه،. 36 میمونه،. 37 ام كلثوم، مادرهاى اینان نیز ام ولد بوده‏اند. (ارشاد، ص 236 نگرشى مختصر بر زندگانى چهارده معصوم، ص 443)

شهادت این امام بزرگوار در 25 رجب سال 183 در زندانى واقع در بغداد صورت گرفته است. (ابن شهر آشوب، مناقب، نجف، مطبعه الحیدریه، سال 1376، ج 4، ص 349) بنابراین شهادت آن حضرت در سنین جوانى اتفاق نیفتاده، آن حضرت هنگام شهادت 55 سال از عمر شریفشان مى‏گذشت. علاوه بر این به این نكته نیز باید توجّه داشت كه مدت زندانى بودن آن حضرت بیشتر از 5 یا 6 سال نبوده است. بیشتر دوره زندگى آن حضرت مصادف با حكومت عباسیان بوده است. آن حضرت با چند تن از خلفاى عباسى همزمان بود و بیشتر مدت زندانى شدن آن حضرت در دوره هارون الرشید عباسى صورت گرفته است. آن حضرت حدود 9 سال با منصور عباسى همزمان بود. منصور به ظاهر متعرض آن حضرت نشد. (مجلسى، پیشین، 896) در دوره مهدى عباسى آن حضرت مدت كوتاهى در زندان به سر برد. مهدى عباسى در آغاز خلافت متعرض امام هفتم نمى‏شد، ولى فعالیت‏هاى آن حضرت را كنترل مى‏كرد... او كه در اثر محبوبیت عمیق پیشواى هفتم در جامعه اسلامى، حكومت خود را در خطر مى‏دید، دستور بازداشت امام را صادر كرد... پیشواى هفتم مدّت كوتاهى در زندان بغداد بود، ولى طولى نكشید كه مهدى روى پاره‏اى از ملاحظات سیاسى امام را آزاد ساخت (مجلسى، بحارالانوار، ج 48) در دوره هادى عباسى هم آن حضرت آزاد بود، هر چند حكومت او بیش از یك سال طول نكشید.

بیشترین مدت زندانى شدن امام هفتم علیه السّلام در دروه هارون بوده است. در سال 179 ه هارون براى استحكام خلافت خود به منظور دستگیر كردن امام موسى علیه السّلام اراده حج كرد... هارون، فضل بن ربیع را فرستاد و آن حضرت را در اثناى نماز گرفته و دستگیر كردند و سپس حضرت را به بصره برده و زندانى كردند (مجلسى، جلاء العیون، پیشین 899) با توجّه به اینكه شهادت آن حضرت در سال 183 ه ق اتّفاق افتاده است، بنابراین مدّت حبس آن حضرت در دروه هارون بیش از چهار سال نبوده است.

زاهدى گلپایگانى مى‏نویسد: «امام موسى بن جعفر علیه السّلام مدّت چهار سال در زندان گرفتار بود، از این مدّت یك سال آن را در بصره و در زندان عیسى بن جعفر به سر برد و بقیه مدت را گاه در حبس فضل بن یحیى برمكى و گاه در حبس فضل بن ربیع گذرانید و در سال آخر در حبس سندى بن شاهك قرار گرفت.» (زاهدى گلپایگانى، زندگانى چهارده معصوم، مشهد، كتابفروشى جعفرى، چاپ دوم، 1360، ص 201)

در كتاب منتخب التواریخ از كتاب رجال كبیر چند روایت نقل مى‏كند كه آنها صراحت دارند در اینكه حضرت موسى بن جعفر علیه السّلام مدّت چهار سال در زندان بوده است. (نجفى، محمد جواد، ستارگان درخشان، تهران، كتابفروشى اسلامیه، ج 9، ص 58)

این نكته نیز نباید از نظر غافل بماند كه همه فرزندان آن حضرت از یك همسر نبوده، بلكه همان‏طور كه در الارشاد شیخ مفید آمده است: «فرزندان آن حضرت هر كدام یا هر چند تن از یك زن ام ولد (كنیز) بوده‏اند.» (مفید، پیشین، 236)

نتیجه‏گیرى: حضرت موسى بن جعفر علیه السّلام در دوران خلفاى عباسى مدّت چهار یا پنج سال در زندان به سر برده‏اند و بقیه این مدت را در شهر مدینه در كنار خانواده خویش بوده‏اند. و با توجّه به اینكه فرزندان آن حضرت هر چند نفر آنها از یك مادر متولد شده‏اند و همچنین با توجه به عمر شریف آن حضرت كه 55 سال بوده است، لذا استبعادى وجود ندارد كه فرزندان آن حضرت زیاد باشد و این امر كاملاً عادى است.

معرفى منابع جهت مطالعه بیشتر:

1 منتهى الآمال، شیخ عباس قمى، جلد. 2

2 تاریخ چهارده معصوم، (جلاء العیون) علامه مجلسى.

3 ارشاد، شیخ مفید.

4 نگرشى مختصر بر زندگانى چهارده معصوم، سید محمد علوى





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در این رابطه هیچ سند درستى وجود ندارد كه امام قبل از امام موسى (ع) كس دیگرى را به امامت و جانشینى تعیین كرده باشد. اگر این حرف درست باشد باید گفت كه امام حسین (ع) نیز مى باسد اول حضرت على اكبر را معرفى مى كرد و بعد از شهادت او امام سجاد (ع) را. این مطلب هم ناگفته نماند مگر تعیین امام توسط امام قبلى صورت مى پذریفته؟ كه امام بخواهد كسى را مشخص و بعد كس دیگرى را تعیین كند. به این مطلب توجه داشته باشید كه امامان (ع) توسط خداوند مشخص و در احادیث پیامبر اكرم (ص) نامشان آمده است. و اهل بیت (ع) آنها را معرفى مى كردند.

براى روشن شدن چگونگى ایجاد فرقه اسماعیلیه به نحوه شكل گیرى آن اشاره مى كنیم:

اسماعیلیه: یكى از فرق منشعب شده از شیعه امامیه، فرقه اسماعیلیه است كه در حدود قرن دوم هجرى از امامیه جدا شد و داراى عقایدى متفاوت از عقاید امامیه مى باشد، از آنجائیكه انشعاب این فرقه بر سر امامت اسماعیل بن جعفر علیه السلام بوده لذا در دوره هاى بعد، ملل و نحل نویسان، مانند حسن بن موسى نوبختى نام اسماعیلیان را بر آنها نهادند. البته طى گذر زمان و به مناسبتهاى مختلف بنامهاى دیگرى نیز نامیده شده اند از جمله، مباركیه، خطّابیه، باطنیه، تعلیمیه، سبعیّه، حشیشیه، ملاحده و قرامطه. (شهرستانى، ملل و نحل، بیروت، دارالمعرفه، چاپ چهارم، 1415، ج 1، ص 196-

228 چگونگى شكل گیرى و بوجود آمدن اسماعیلیه به جانشینى امام جعفر صادق علیه السلام بر مى گردد، از آنجا كه امام جعفر صادق علیه السلام داراى چندین فرزند پسر بود و بزرگترینشان اسماعیل بوده و در زمان حیات مورد محبّت امام بود، عده اى از شیعیان گمان مى كردند كه او بعد از پدرش به امامت خواهد رسید.) مفید، الارشاد، قم، موسسه آلالبیت لاحیاء التراث، چاپ اول، 1413 ه‏د ق، ج 2، ص 209).

اما خود اسماعیلیه در این مورد معتقدند كه امامت اسماعیل طبق نص صریح امام صادق علیه السلام بوده، چون كه اسماعیل ارشد فرزندان امام بوده است. (نوبختى، فرق الشیعه، ترجمه: محمد جواد مشكور، چاپخانه كتابچى، چاپ نخست 1325 شمسى، ص 36.

لذا با وجود اینكه اسماعیل در زمان حیات پدر از دنیا رفت، عده اى از قبول فوت اسماعیل ابا كردند و گفتند كه امام صادق تقیّه مى كند و اسماعیل نمرده و غایب شده و او همان مهدى است و این گروه به اسماعیلیه خاصه معروفند، در مقابل این گروه عده اى مرگ اسماعیل باور كردند و معتقد شدند كه امامت بعد از اسماعیل به پسرش محمد رسیده و لذا محمد بن اسماعیل را امام هفتم تلقى كرده و آخرین امام نامیدند. این گروه به اسماعیلیه عامه معروفند و سبعیه هم گفته مى شود. (عبدالقاهر بغدادى، الفرق بین الفرق، ترجمه محمد جواد مشكور، انتشارات اشرافى، چاپ سوم، 1358، ص. 34



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

امام موسى بن جعفر (كاظم) فرزند امام ششم در سال 128 هجرى متولد شد و سال 183 هجرى در زندان مسموماً شهید شد. آن حضرت پس از درگذشت پدر بزرگوار خود به امر خدا و معرفى گذشتگان خود به امامت رسید.

امام هفتم از خلفاى عباسى با منصور و هادى و مهدى و هارون معاصر و در عهد بسیار تاریك و دشوار با تقیه سخت مى‏زیست تا اخیراً هارون در سفر حج به مدینه رفت و به امر وى امام را در حالیكه در مسجد پیغمبر مشغول نماز بود گرفته و به زنجیر بسته زندانى كردند و از مدینه به بصره و از بصره به بغداد در زندان سندى ابن شاهك با سمّ درگذشت و در مقابر قریش كه فعلاً شهر كاظمیه مى‏باشد مدفون گردید.

شیعه در اسلام ص 221، علامه سید محمد حسین طباطبائى





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

تحقق آرمان هاى انقلاب، حفظ دست آوردهاى آن، تنظیم سیاست هاى كلى نظام و حفظ مشروعیت حكومت، مشروط به شناخت دقیق آفات، موانع و دشمنان داخلى و خارجى انقلاب است. معمولا به مشكلات درونى انقلاب، آفت و به مشكلات بیرونى آن، مانع گفته مى شود. بنابراین آفات پدیده هاى درونى و موانع پدیده هاى بیرونى اند كه رویاروى انقلاب قرار مى گیرند. علاوه بر آن حوزه هاى سیاست، اقتصاد و اجتماع بر هم تأثیر مى گذارند و اگر به طورمثال استقلال اقتصادى یا فرهنگى زیر سؤال برود، در درازمدت ممكن است استقلال سیاسى نیز خدشه دار شود.

اگر بخواهیم به صورت دقیق تر به بررسى آسیب شناسى انقلاب اسلامى بپردازیم مجموعه این آسیب ها در سه دسته ذیل قابل بررسى است:

الف. آسیب شناسى فرهنگى و اجتماعى‏

پس از روشن شدن ضرورت شناخت آفات و موانع انقلاب با عنایت به رهنمودهاى امام راحل (ره)، مقام معظم رهبرى و استاد شهید مطهرى، اجمالا به مهم ترین آسیب هاى فرهنگى اجتماعى انقلاب اسلامى اشاره مى شود:

1 نفوذ اندیشه هاى بیگانه اندیشه هاى بیگانه ممكن است از طریق دشمنان یا دوستانى كه مجذوب آراى دیگران شده اند، نفوذ كنند. نمونه این گرایش ها در جریانات قرون اولیه اسلامى دیده مى شود. مثلا مجذوب شدگان به فلسفه یونانى و آداب و رسوم ایرانى و تصوف هندى، نظریات و اندیشه هایى را به عنوان خدمت و نه به قصد خیانت وارد اندیشه هاى اسلامى كردند.

بنابراین در مسأله ورود و نفوذ اندیشه هاى بیگانه باید به زمینه هاى داخلى آن نیز توجه كرد. یكى از علل رواج مانوى گرى و مزدك گرایى، عدم اجراى عدالت از جانب حكومت ها بود.

2 تغییر جهت دادن اندیشه ها نهضت خدایى باید براى خدا آغاز شود و براى او ادامه یابد و هیچ خاطره و اندیشه اى غیرخدایى در آن راه نیابد تا عنایت و نصرت الهى شامل حالش گردد. حضرت امام (ره) در وصیت نامه خود، فراموش كردن اهداف فرهنگ قیام ملت و مكتب الهى اسلام، به انزوا كشاندن روحانیت، غرب زدگى و شرق زدگى و سلطه بیگانگان بر مقدرات مراكز تعلیم و تربیت را از آفات فرهنگى انقلاب معرفى مى نماید.

3 تجددگرایى افراطى در مقابل تمسك به اسلام ناب، تجددگرایى افراطى یاالتقاط و زهدگرایى منفى قرار دارد. تجددگرایى افراطى تلفیق اسلام با اندیشه هاى غیراسلامى براى زیبا جلوه دادن آن مى باشد.

4 جدایى حوزه و دانشگاه در واقع یكى از كلیدى ترین مسایل اجتماعى و فرهنگى در جامعه اسلامى ما حفظ و تقویت وحدت این دو نهاد است كه جدایى آن ها آفتى بزرگ به شمار مى آید.

5. بوروكراسى مفرط و فساد ادارى و اجتماعى حضرت على (علیه السلام) مى فرماید: همانا فلسفه نابودى رژیم هاى پیشین این بود كه حق مردم را ندادند تا آن را به رشوت خریدند، و راه باطلشان بردند و آنان پیرو آن گشتند.

6. دنیاطلبى و اشتغال به زینت هاى دنیوى بالأخص بین اقشار انقلابى اگر زندگى تجملى و روحیه تكاثرطلبى در میان عناصر انقلابى فزونى گیرد و نیروهاى انقلابى روحیه خود را از دست دهند، داعیه دفاع از انقلاب و ارزش ها تضعیف مى شود. امام صادق (علیه السلام) ضرر دو گرگ درنده كه به گله چوپانى حمله مى كنند را به مراتب كمتر از زیان حبّ مال و جاه طلبى كه متوجه دین مسلمانان مى شود، مى داند.

ابن خلدون نیز در بحث فراز و فرود تمدن ها به دوران هاى زیر اشاره مى كند: دوران ظفر، دوران قدرت، دوره تجمل و فراغت، دوره خرسندى و بالأخره دوره اسراف و تبذیر و انحطاط. در دوران آخر، عصبیت همبستگى اجتماعى از بین مى رود و تن آسایى، تجمل و حاكمیت روابط فزونى مى گیرد.

7 حاكم شدن روحیه ریا و تملق به جاى اخلاص و ایثار و دگرگونى مجدد ارزش هاى جامعه و فرآیند تبدیل ثروت به ارزش و نابرابرى اجتماعى

8. اشاعه فحشا و فساد و ارتشا

9 تأثیرپذیرى از جنگ روانى و تهاجم فرهنگى و تبلیغاتى دشمن و رجعت تدریجى به ارزش هاى فرهنگى رژیم پیشین

10 بحران هویت اجتماعى بالأخص بین نوجوانان و جوانان نسل دوم و سوم انقلاب و گرایش به الگوهاى غربى

11 فرار مغزها نداشتن برنامه اى همه جانبه براى جلوگیرى از مهاجرت تحصیل كردگان و متخصصان و مشخص نبودن مرزهاى «تعهد» و «تخصص» باعث ظهور پدیده فرار مغزها به كشورهاى دیگر جهان مى شود.

ب. آسیب شناسى سیاسى‏

امام على (علیه السلام) علل افول دولت ها را چهارعامل مى داند: تباه نمودن اصول اساسى، فریب كارى، مقدم داشتن فرومایگان و مؤخرداشتن فرزانگان. عوامل فوق از ضعف یا سوءمدیریت مسئولان حكومتى ناشى مى شود و به تضعیف مشروعیت دولت مى انجامد.

در ارتباط با آسیب شناسى سیاسى انقلاب اسلامى ایران با عنایت به رهنمودهاى رهبران فكرى و سیاسى انقلاب مى توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1 ناتمام گذاشتن آرمان هاى نهضت به تعبیر استاد مطهرى متأسفانه تاریخ نهضت هاى اسلامى صدساله اخیر، یك نقیصه در رهبرى روحانیت شیعه را نشان مى دهد و آن این كه روحانیت نهضت هایى را كه رهبرى كرده تا مرحله پیروزى بر خصم ادامه نداده است.

در مورد انقلاب اسلامى ایران هرچند وضعیت متفاوت است، ولى هنوز تمامى آرمان هاى داخلى و خارجى انقلاب جامه عمل به خود نپوشیده است. تلاش در جهت تقویت و اجراى این آرمان ها از طریق

افزایش آگاهى هاى عمومى و بسیج امكانات، به افزایش اقتدار و استحكام داخلى و نفوذ بین المللى انقلاب مى انجامد.

2 ابهام طرح هاى آینده انقلاب باید طرح هاى روشن و خالى از ابهام و مورد قبول وتأیید رهبران

ارائه دهد تا جلوى ضایعات گرفته شود. تجربه نشان داده است كه كلى گویى و روشن نبودن طرح هاى آینده به تناقض در عمل منجر مى شود و ضایعات اساسى به بار مى آورد.

3 رخنه فرصت طلبان فرصت طلب كسى است كه نسبت به آرمان هاى انقلاب بى اعتقاد یا بى تفاوت و در تلاش براى تأمین منافع شخصى خویش است. استادمطهرى در این رابطه مى گوید:

هر نهضت مادام كه مراحل دشوار اولیه را طى مى كند سنگینى اش بر دوش افراد مؤمن، مخلص و فداكار است. اما همین كه به بار نشست و یا لااقل نشانه هاى باردادن آشكار گشت و شكوفه هاى درخت هویدا شد، افراد فرصت طلب نفوذ مى كنند... تا آن جا كه انقلابیون مؤمن و فداكاران اولیه را از میدان به در مى كنند... انقلاب فرزند خور نیست، غفلت از نفوذ و رخنه فرصت طلبان است كه فاجعه به بار مى آورد... مبارزه با رخنه و نفوذ فرصت طلبان على رغم تظاهرات فریبنده شان یكى از شرایط اصلى حفظ یك نهضت در مسیر اصلى است.

4 تفرقه و درگیرشدن در گرداب اختلافات داخلى و استفاده نكردن از نیروهاى بالقوه مردم همان گونه كه اشاره شد امام على (علیه السلام) راز تداوم انقلاب را دورى از تفرقه و تحكیم اركان مودت و محبت و ترغیب و توصیه نسبت به آن معرفى مى نماید. مهم ترین عامل تهدیدكننده بالندگى یك ملت از دیدگاه آن حضرت عبارت است از: كاشتن بذر نفاق و كینه در سینه، پشت كردن به یكدیگر، ترك یارى هم نوعان و تبدیل الفت و محبت به پراكندگى و تفرقه.

بنیان گذار جمهورى اسلامى ایران نیز پیوسته بر دورى از تفرقه و لزوم وحدت براى تداوم انقلاب تأكید داشتند.




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

قرآن مجید نخستین معلم را خداوند، و نخستین شاگرد را حضرت آدم (ع) مى‏شمرد و نخستین علمى كه به او تعلیم داده شد، علم الاسماء مى‏شمرد (به احتمال قوى منظور از آن آگاهى بر اسرار آفرینش و موجودات جهان است). تنها آدم نبود كه خداوند به او تعلیم داد، بلكه به یوسف تعلیم تعبیر خواب داد، «وَعَلَّمْتَنى مِنْ تَأویلِ الاَحادیثِ»(1) و به سلیمان زبان پرندگان آموخت، «وَ قالَ یا اَیُّهَا النّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّیْرِ»(2) و به داود (ع) زره ساختن را، «وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَهَ لَبُوسٍ لَكُمْ»(3) و به خضر علم و آگاهى فراوانى داد، «وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلْماً»(4) و به فرشتگان علوم فراوانى بخشید، «سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا اِلّا ماعَلَّمْتَنا»(5) و به انسانها نطق و بیان آموخت (عَلَّمَهُ الْبیانَ) و از همه بالاتر اینكه به پیامبر اسلام (ص) علوم و دانشهایى كه هرگز تحصیل آن از طرق عادى براى او ممكن نبود آموزش داد، «و عَلَّمَكَ مالَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ»(6) فرشته بزرگ الهى یعنى پیك وحى، جبرئیل، نیز تعلیمات فراوانى به پیامبر اسلام (ص) داد، «عَلَّمَهُ شَدیدُ الْقُوى»(7)

پیام قرآن ج 10، حضرت آیت الله مكارم شیرازى و سایر همكاران

(1) یوسف/ 101
000 (2) نمل/ 16
000 (3) انبیاء/ 80
000 (4) كهف/ 65
000 (5) بقره/ 32
000 (6) نساء/ 113
000 (7) نجم/ 5

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شیخ عباس قمى- ره- در مفاتیح الجنان زمان آغاز ماه نیسان را 23 روز پس از نوروز دانسته است. البته ماه نیسان كه از ماه هاى رومى است 30 روز است و معادل ماه آوریل میلادى است و ماه هفتم از ماه هاى سریانى و عبرى است. بنا براین مقدارى از ماه نیسان در فروردین و مقدارى از آن در ماه اردیبهشت قرا مى گیرد.

ر. ك: مفاتیح، فصل 11، اعمال ماه هاى رومى






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در كتب ادعیه و آداب و سنن شب و روزى به عنوان «دحوالارض» ضبط شده است كه همان شب و روز بیست و پنجم ماه ذیقعده است و براى عبادت در این روز و روزه روز آن ثواب فراوانى نقل كرده‏اند و همچنین براى این روز نماز و دعاى مخصوصى نیز وارد شده است كه دعاى این روز مشتمل بر مضامین عالى اخلاقى و اجتماعى و طلب رحمت و توفیق توبه و پیروزى اهل حق است،(1). «دحوالارض» به معنى گستردن زمین است. دَحو از جهت لغوى به معنى گستردن است و بعضى آن را به معنى پرتاب كردن و تكان دادن چیزى را از محل اصلیش نیز معنا كرده‏اند و چون این دو معنا لازم و ملزوم یكدیگرند به یك مطلب برمى‏گردد، بنابراین مراد از دحوالارض این است كه در آغاز تمام سطح زمین را آب‏هاى حاصل از باران‏هاى سیلابى نخستین فرا گرفته بود. این آبها تدریجاً در گودال‏هاى زمین جاى گرفتند و خشكى‏ها از زیر آب سربرآوردند و روز به روز گسترده‏تر شدند تا به وضع فعلى درآمد،(2) كه به نظر برخى از مفسرین آیه 30 سوره نازعات‏ وَ اَلْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها 79: 30 زمین را بعد از آن گسترش داد اشاره‏اى به همین گسترده شدن زمین دارد. به هر حال تعیین یك روز خاص مى‏تواند به عنوان زادروز یا آغاز دوره‏اى باشد كه زمین از وضع پیشین خود متحول گشته (پس از گذشت دوران‏هایى كه مى‏گویند زمین كره مشتعلى بوده، رفته رفته سرد شده و بین از یكسرى تغییرات) سطح آن را مواد خاكى و عناصر اولیه پوشانده و آماده براى ظهور گیاهان و حیوانات گشته است. در برخى از احادیث نیز آمده است كه زمین در آغاز از زیر كعبه فعلى گسترش یافته است. در مفاتیح‏الجنان در باب اعمال ماه ذیقعده روایتى نقل شده است كه چنین است: از حسن بن على وشّار روایت است كه گفت من كودك بودم كه با پدرم در خدمت امام رضا (ع) شام خوردیم در شب بیست و پنجم ماه ذیقعده پس فرمودند كه امشب حضرت ابراهیم (ع) و حضرت عیسى (ع) متولد شده‏اند و زمین از زیر كعبه پهن شده است پس هر كه روزش را روزه بدارد چنان است كه شصت ماه را روزه داشته است و در روایت دیگرى آمده است كه در این مثل چنین روزى حضرت قائم (ع) قیام خواهند نمود.

آنچه در مجموع استفاده مى‏شود این است كه: این روز مباركى است كه رحمت الهى براى بندگان گسترش یافته، گسترش زمین در چنین روزى سمبل و نمادى از گسترش رحمت و فیض الهى براى بندگان اوست.

(1) (تفسیر پرتوى از قرآن، تفسیر جزء سى‏ام، سوره نازعات، ذیل آیه 30)
000 (2) (تفسیر نمونه، ج 26، ص 100)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

الف) شوهر زینب كبرى عبدالله پسر جعفر طیار و برادرزاده حضرت على علیه السلام است. عبدالله در حبشه متولد شد و پس از اینكه پیامبر اسلام به مدینه هجرت كرد به همراه پدر و مادرش به مدینه آمدند و عبدالله به همراه پدر و مادرش در خدمت پیامبر بودند. عبدالله شخصیتى بود بسیار بزرگوار و صاحب ایمان قوى. او عاشق حضرت على علیه السلام بود و پس از آن حضرت در خدمت امام حسن علیه السلام و پس از آن در خدمت امام حسین علیه السلام بود. عبدالله در جنگل جمل، جنگ صفین و جنگ نهروان همراه على علیه السلام با نیروهاى مخالف جنگید و به علت كورى چشمهایش نتوانست شخصا در كربلا حاضر شود.(1)



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :