تبلیغات
طلبه - آیا درست است كه قرآن در این آیه مى گوید: پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله از زینب همسر زید كه زن پسرخوانده پیامبرصلى الله علیه وآله بوده خوشش آمده و عاشق او شده بود ولى آن را در دل خود پنهان مى كرد و خداوند گفت: «و تخفى فى نفسك ما الله مبدیه» «در دل خود چیزى را پنهان مى كنى كه خداوند آن را آشكار مى سازد»؟ ارسال سوال از اینكه به این وبلاگ سر زدید ممنونیم.............حتما به سؤال شما هم جواب داده میشه... ولی ممكنه به دلیل حجم بالای سوالات چند وقتی طول بكشه.....مطمئن باشید پاسخ داده میشه
 
طلبه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بهمنیار کیانی
مطالب اخیر
نویسندگان

آیا درست است كه قرآن در این آیه مى گوید: پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله از زینب همسر زید كه زن پسرخوانده پیامبرصلى الله علیه وآله بوده خوشش آمده و عاشق او شده بود ولى آن را در دل خود پنهان مى كرد و خداوند گفت: «و تخفى فى نفسك ما الله مبدیه» «در دل خود چیزى را پنهان مى كنى كه خداوند آن را آشكار مى سازد»؟

 

«وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِى أَنْعَمَ اللَّه عَلَیْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِ أَمْسِكْ عَلَیْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّه وَ تُخْفِى فِى نَفْسِكَ مَا اللَّه مُبْدِیهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّه أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ...»(1) «و آن گاه كه به كسى كه خدا بر او نعمت ارزانى داشته بود و تو (- (نیز)-) به او نعمت داده بودى، مى گفتى: همسرت را پیش خود نگاه دار و از خدا پروا بدار و آن چه را كه خدا آشكار كننده آن بود، در دل خود نهان مى كردى و از مردم مى ترسیدى...».

قبل از نزول آیه 37 و 38 سوره احزاب، این گونه رایج بوده كه اگر كسى را به عنوان پسر خوانده انتخاب مى كردند، مانند پسر خودشان به حساب آمده و همسر او، عروس خانواده مى شد. پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله نیز «زیدبن حارثه» را كه برده بود، خرید و آزاد كرد و بعد او را به عنوان پسر خوانده خودش قبول كرد. پیغمبرصلى الله علیه وآله زید را خیلى دوست مى داشت و بعد از مدتى «زینب بنت جحش» را كه دختر عمّه اش بود، به ازدواج زید درآورد و به تعبیرى، عروس پیغمبرصلى الله علیه وآله شد ولى بعضى خواستند سوء استفاده كنند كه پیغمبر بعد از مدتى عاشق زینب شد زید هم دست از سرش كشید و پیغمبرصلى الله علیه وآله زینب را گرفت.

خداوند تبارك و تعالى با آیاتى كه فرستاد، سنت جاهلى درباره پسرخواندگى را رد كرد چنان كه در آیه 40 سوره احزاب مى فرماید: «ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ» «پیغمبر، پدر هیچ یك از شما نیست».

در اسلام، پسر خوانده و پدر خوانده، مانند پسر و پدر واقعى نیستند كه از یكدیگر ارث ببرند یا زن پسر خوانده، مانند عروس انسان، حرام ابدى باشد.

اصل داستان این بود كه «زید» با «زینب» اختلاف داشت و بارها زید و زینب آمدند و پیامبرصلى الله علیه وآله وساطت و اصلاح مى كرد و از آیات هم فهمیده مى شود كه پیغمبرصلى الله علیه وآله زید را از خدا مى ترساند و مى فرمود: دست از اختلاف بردارید اما در هر صورت، بالاخره با هم نساختند پس بنا شد كه زید، زینب را طلاق بدهد. خداوند نیز این آیات را نازل كرد: «فَلَمَّا قَضى زَیْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَىْ لا یَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ حَرَجٌ فِى أَزْواجِ أَدْعِیائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ كانَ أَمْرُ اللَّه مَفْعُولاً» وقتى زید، زینب را طلاق داد، ما او را به تزویج تو در مى آوریم كه مردم نترسند اگر خواستند عروس پسر خوانده خودشان را بعد از طلاق بگیرند و خدا جایز كرده است و حرجى نیست».

جبرئیل آمد به پیغمبر گفت: حالا كه قرار است زید، زینب را طلاق بدهد، هر وقت او را طلاق داد، شما زینب را بگیر تا سنت جاهلى غلطى كه زن پسر خوانده را عروس حساب مى كنند، از بین برود ولى این مسئله به صورت آیه نازل نشده بود. پیغمبرصلى الله علیه وآله از این حكم ترسید و آن را در دل خود نگه داشت. فرض كنید الان پسرى زنش را طلاق دهد و پدر شوهر برود و عروس را بگیرد چقدر مورد تهمت قرار مى گیرد و چقدر زشت است؟ پیغمبرصلى الله علیه وآله وحشت زده شد كه با این سنت و آداب اجتماعى، مگر مى شود این كار را كرد؟ مدتى او در نگرانى بود كه این آیه نازل شد:

«وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِى أَنْعَمَ اللَّه عَلَیْهِ» «یاد بیاور پیغمبر كه تو مى گفتى به كسى كه خدا به او نعمت داده بود».

«وَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِ» «و تو هم به او نعمت داده بودى و از بردگى، نجاتش دادى و آزادش كردى».

«أَمْسِكْ عَلَیْكَ زَوْجَكَ» «همسرت را نگه دار».

«وَ اتَّقِ اللَّهَ» «تقوا پیشه كن» و اختلاف نكنید و به یاد بیاور وقتى به یاد آن حكم جبرئیل مى افتادى (- (كه بعد از طلاق زینب، با او ازدواج كن)-) مى ترسیدى

«وَ تُخْفِى فِى نَفْسِكَ» «و مخفى مى كردى در خودت آن چیزى كه جبرئیل به تو گفته بود» و بالاخره خدا آشكارش كرد.

خداوند مى خواهد عروس خواندگى را لغو كند و تو از ترس آبرو، مخفى مى كردى در خودت آن چه را كه خدا اراده كرده روشن كند و به عنوان حكم خدا، بیانش كند.

«وَ تَخْشَى النَّاسَ» «اى پیغمبر تو از مردم مى ترسیدى».

«وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ» «خدا سزاوارتر است كه از او ترسیده شود».

با توكل به خدا، براى شكستن این سنت، اقدام كن و بعد از این كه زید، زینب را طلاق داد، تن به این ازدواج بده، تا این سنت، لغو شود. به دنبال این ازدواج، بدخواهان با داستان سرایى و با تهمت زدن به پیامبرصلى الله علیه وآله، افسانه پردازى كردند و حتى كار را به جایى رساندند كه گفتند: اگر پیغمبر از زنى خوشش آمد، بر شوهرش حرام مى شود و به ازدواج پیامبرصلى الله علیه وآله در مى آید

اگر بناست پیغمبرى، پیغمبر باشد، باید سنت هاى اجتماعى غلط را بشكند «لِكَىْ لا یَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ حَرَجٌ فِى أَزْواجِ أَدْعِیائِهِمْ» «تا دیگر مؤمنین، زن پسرخوانده را عروس حساب نكند و این سنت، شكسته شود».

«وَ كانَ أَمْرُ اللَّه مَفْعُولاً» معلوم مى شود كه بر پیغمبرصلى الله علیه وآله خیلى سخت بود كه خداوند مى فرماید: اى پیغمبر این كه گفتم، شدنى است و هیچ خوفى به خود راه مده.

بنابراین، قضیه عشق و عاشقى یك افسانه دروغین است كه متأسفانه از برخى منابع اهل تسنن به افكار عمومى سرایت كرده است. این كجا و اعتقاد شیعه به عصمت پیامبر و نزول آیه‏ «یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ» در شأن پیامبر و اهل بیت او كجا؟

این موضوع، مانند شایعه آیات شیطانى و افسانه غرانیق كه در برخى منابع اهل سنت مانند تفسیر طبرى و سیره ابن هشام آمده و موجب سوء استفاده بدخواهان شده است، موضوعى ساختگى است و ساحت پیامبرصلى الله علیه وآله از هرگونه آلودگى و خطا، پاك و منزه است و آن حضرت، اشرف مخلوقات و سیّد و سرور تمامى پیامبران مى باشد.

به عنوان یك نتیجه گیرى، مى توان گفت: پیامبرصلى الله علیه وآله در این واقعه تاریخى با بزرگوارى و از خود گذشتگى، بر دو سنت جاهلى زیر خط بطلان كشید:

1 از زینب دختر جحش كه از خانواده معتبرى بود، براى زید، پسر حارثه كه از بردگان آزاد شده بود، خواستگارى كرد و سنت غلط اختلاف طبقاتى را شكست.

2 سنت غلط «عروس خواندگى» را نیز شكست.

این سنت شكنى ها لازم بود توسط خود پیامبرصلى الله علیه وآله انجام شوند تا در جامعه، تثبیت و نهادینه شوند اگر چه انجام آنها براى پیامبرصلى الله علیه وآله، بسیار سخت بود و توهین ها و تهمت هایى را به دنبال داشت.

(1) احزاب (33)، آیه 37 و. 38

 

 

 

 

 

 

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 12 فروردین 1397 09:53 ق.ظ
Hi my loved one! I want to say that this article is amazing, great written and
include almost all important infos. I would like to see extra posts like this .
شنبه 5 اسفند 1396 05:11 ق.ظ
من باید از تلاش های شما در پنینگ تشکر کنم
این وبلاگ من واقعا امیدوارم که پست های پست بالا پست های شما را در این سایت بررسی کنید
آینده نیز هست در واقع، توانایی نوشتن خلاقیتان
من الهام گرفته ام تا وبسایت خودم را به دست آورم؛)
چهارشنبه 27 دی 1396 10:13 ب.ظ
با تشکر از پدرم که در مورد موضوع این صفحه وب به من اطلاع داد
این وبلاگ واقعا عالی است
جمعه 17 آذر 1396 01:20 ق.ظ
Everything is very open with a really clear description of the
issues. It was really informative. Your website is very useful.
Many thanks for sharing!
پنجشنبه 16 آذر 1396 10:38 ب.ظ
Greetings! This is my first visit to your blog! We are a group of volunteers and
starting a new project in a community in the same niche.

Your blog provided us useful information to work on. You have done
a extraordinary job!
پنجشنبه 16 آذر 1396 09:28 ب.ظ
Hi to all, how is everything, I think every one is getting more from this site, and your views are nice for new users.
پنجشنبه 16 آذر 1396 09:24 ب.ظ
Thanks for the marvelous posting! I definitely enjoyed
reading it, you are a great author. I will be sure to bookmark your
blog and will eventually come back someday. I want to encourage one to
continue your great job, have a nice day!
پنجشنبه 16 آذر 1396 08:22 ب.ظ
For hottest information you have to visit the web and on the web I found this website as a best site for most up-to-date updates.
شنبه 14 مرداد 1396 02:56 ق.ظ
hi!,I like your writing very a lot! share we keep up a correspondence more about your
post on AOL? I require a specialist in this area to unravel my problem.
May be that's you! Taking a look forward to look you.
جمعه 16 تیر 1396 06:43 ب.ظ
You have made some good points there. I looked on the internet for additional information about the issue and found most
individuals will go along with your views on this site.
دوشنبه 12 تیر 1396 05:55 ق.ظ
Hi, Neat post. There's an issue together with your website in web explorer, might check
this? IE nonetheless is the marketplace chief and a huge
element of other people will omit your fantastic writing
because of this problem.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:33 ب.ظ
I used to be able to find good advice from your articles.
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 12:40 ب.ظ
Hi there very cool web site!! Guy .. Excellent ..
Wonderful .. I'll bookmark your website and take the feeds also?

I am satisfied to seek out numerous useful information right here within the
submit, we want develop more strategies on this regard, thank you for sharing.
. . . . .
سه شنبه 22 فروردین 1396 04:09 ب.ظ
Remarkable! Its really remarkable paragraph, I have got much clear idea concerning from
this article.
شنبه 19 فروردین 1396 10:44 ب.ظ
Thanks for any other great article. The place else may just anyone get that kind of information in such a perfect manner of writing?

I've a presentation next week, and I am at the search for such
information.
جمعه 18 فروردین 1396 04:12 ب.ظ
Hi there just wanted to give you a quick heads up and
let you know a few of the images aren't loading correctly.
I'm not sure why but I think its a linking issue. I've tried it in two different browsers and both show the same results.
جمعه 19 آذر 1395 05:59 ب.ظ
سلام علیکم ورحمه الله و برکاته
از وبلاگ مفید شما بازدید کردم عالی بود.ممنونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :