تبلیغات
طلبه - در آیه 50 سوره احزاب اشاره دارد به شرایطى كه پیامبر مى تواند ازدواج كند: 1چرا این شرایط براى همه مسلمین مهیا نیست و تنها پیامبر مى تواند به این راحتى ازدواج كند؟ ارسال سوال از اینكه به این وبلاگ سر زدید ممنونیم.............حتما به سؤال شما هم جواب داده میشه... ولی ممكنه به دلیل حجم بالای سوالات چند وقتی طول بكشه.....مطمئن باشید پاسخ داده میشه
 
طلبه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بهمنیار کیانی
مطالب اخیر
نویسندگان

در آیه 50 سوره احزاب اشاره دارد به شرایطى كه پیامبر مى تواند ازدواج كند: 1چرا این شرایط براى همه مسلمین مهیا نیست و تنها پیامبر مى تواند به این راحتى ازدواج كند؟ 2 این آیه تصویر بدى از پیامبر مى دهد و افراد غیر مسلمان اگر با این آیه مواجه شوند قضاوت خوبى در باره پیامبر نمى كنند.

پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) اختصاصاتى داشته اند كه مختص به شخص خود ایشان بوده و حتى شامل دیگر معصومین (علیهم السلام) هم نمیشده است. از آنجمله به وجوب نماز شب بر ایشان و جواز تعدد همسر تا نه نفر در یك زمان مى توان اشاره كرد. در این زمینه میتوانید به كتابهایى كه در باب ایشان و مختصات حضرتشان به رشته تحریر درآمده است، مراجعه فرمایید. باید دقت داشت كه تفاوت در شرایط سبب تفاوت در احكام مى شود و اساسا اینكه ما بدون توجه به نسبت داده هاى خدا و مسئولیتها و تلاشهامان، صرفا داده هاى خداوند را ملاك ارزشگزارى هامان كرده ایم و براى اثبات عدل خداوند متعال درپى تساوى این داده ها هستیم، یك نگاه اشتباهیست. 

پیش از آنكه به بحث تعدد همسران پیامبر (ص) و به قول شما نازیبایى این مسئله بپردازیم، باید به چند نكته به عنوان مقدمه توجه داشته باشیم اولا: در آن زمان، در منطقه عربستان، تعدد زوجات یك امر عادى و متداول بود و مخصوص به رسول خدا (صلى الله علیه و آله) نبود و مسائل هر زمان و مكان را باید باتوجه به معیارها و استانداردهاى همان زمان و مكان، تحلیل كرد. ثانیا: اگر سخنى درباره ازدواجهاى متعدد ایشان مطرح است، درباره مقطع پس از رحلت نخستین همسر پیامبر، یعنى خدیجه كبرى (س) است زیرا ازدواجهاى متعدد ایشان در 13 سال آخر عمر شریفشان، یعنى درحد فاصل سنین 50 تا 63 سالگى رخ داد، دوره اى كه به طور قطع، اقتضایى براى خوش گذرانى جنسى مرد وجود ندارد، خصوصا اگر اندك آشنایى با همسران پیامبر (ص) و سن و سال ایشان داشته باشیم. ثالثا: در این میان از معصوم بودن پیامبر (ص) اكرم و خطا نكردن ایشان هم سخنى نگفتیم تا شما دوست عزیز ساده تر بتوانید در حكمت تعدد زوجات آنحضرت اندیشه نموده و شبهات مربوطه را پاسخ دهید.

اینك خلاصه بحثى كه مرحوم علامه طباطبایى (ره) در مساله تعدد زوجات رسول خدا (صلى الله علیه و آله) در تفسیر شریف المیزان آورده اند را تقدیم حضور شما دوست عزیز مى نماییم. براى تفصیل بحث به ترجمه المیزان، ج 4، ص 308 مراجعه فرمایید.

یكى دیگر از اعتراضاتى كه (از سوى كلیسا) بر مساله تعدد زوجات رسول خدا (ص) شده این است كه (اصحاب كلیسا) گفته‏اند: تعدد زوجات جز حرص در شهوترانى و بى طاقتى در برابر طغیان شهوت هیچ انگیزه دیگرى ندارد و رسول خدا (ص) براى همین جهت تعدد زوجات را براى امتش تجویز كرد و حتى خودش به آن مقدارى كه براى امت خود تجویز نموده (چهار همسر) اكتفاء ننموده و عدد همسرانش را به نه نفر رسانید. این مساله به آیات متفرقه زیادى از قرآن كریم ارتباط پیدا مى‏كند كه اگر ما بخواهیم بحث مفصلى كه همه جهات مساله را فرا گیرد آغاز كنیم، على القاعده باید این بحث را در تفسیر یك یك آن آیات بیاوریم و به همین جهت گفتگوى مفصل را به محل مناسب خود مى‏گذاریم و در اینجا بطور اجمال اشاره‏اى مى‏نمائیم:

ابتدا لازم است كه نظر ایراد و اشكال كننده را به این نكته معطوف بداریم كه تعدد زوجات رسول خدا (ص) به این سادگى‏ها كه آنان خیال كرده‏اند نبوده و انگیزه آن جناب از این كار زیاده روى در زن دوستى و شهوترانى نبوده است، بلكه در طول زندگى و حیاتش هر یك از زنان را كه اختیار مى‏كرده، به طرز خاصى بوده است. اولین ازدواج آن حضرت با خدیجه كبرى (علیها السلام) بوده، و حدود بیست سال و اندى از عمر شریفش را (كه تقریبا یك ثلث از عمر آن جناب است) تنها با این یك همسر گذراند و به او اكتفاء نمود، كه سیزده سال از این مدت بعد از نبوت و قبل از هجرتش (از مكه به مدینه) بوده. آن گاه- در حالى كه- هیچ همسرى نداشت- از مكه به مدینه هجرت نموده و به نشر دعوت و اعلاى كلمه دین پرداخت و آن گاه با زنانى ازدواج كرد و همه این ازدواج‏ها در مدت نزدیك به ده سال انجام شد و پس از این چند ازدواج، همه زنان بر آن جناب تحریم شد، مگر همان چند نفرى كه در حباله نكاحش بودند و معلوم است كه چنین عملى با این خصوصیات ممكن نیست با انگیزه عشق به زن توجیه شود، چون نزدیكى و معاشرت با اینگونه زنان آن هم در اواخر عمر و آن هم از كسى كه در اوان عمرش ولع و عطشى براى این كار نداشته، نمى‏تواند انگیزه آن باشد. علاوه بر اینكه هیچ شكى نداریم در اینكه بر حسب عادت جارى، كسانى كه زن دوست و اسیر دوستى آنان و خلوت با آنانند، معمولا عاشق جمال و مفتون ناز و كرشمه‏اند كه جمال و ناز و كرشمه در زنان جوان است كه در سن خرمى و طراوتند و سیره پیامبر اسلام از چنین حالتى حكایت نمى‏كند و عملا نیز دیدیم كه بعد از دختر بكر، با بیوه زن و بعد از زنان جوان با پیره زن ازدواج كرد، یعنى بعد از ازدواج با عایشه و ام حبیبه جوان، با ام سلمه سالخورده و با زینب دختر جحش، كه در آن روز بیش از پنجاه سال از عمرشان گذشته بود ازدواج كرد.

پس براى یك دانشمند اهل تحقیق اگر انصاف داشته باشد، راهى جز این باقى نمى‏ماند كه تعدد زوجات رسول خدا (ص) و زن گرفتنش در اول بعثت و اواخر عمر را با عواملى دیگر غیر زن دوستى و شهوترانى توجیه كند.

(و اینك در توجیه آن مى‏گوئیم): رسول خدا (ص) با بعضى از همسرانش به منظور كسب نیرو و به دست آوردن اقوام بیشتر و در نتیجه به خاطر جمع‏آورى یار و هوادار بیشتر ازدواج كرد و با بعضى دیگر به منظور جلب نمودن و دلجویى و در نتیجه ایمن شدن از شر خویشاوندان همسر ازدواج فرمود و با بعضى دیگر به این انگیزه ازدواج كرد كه هزینه زندگیش را تكفل نماید و به دیگران بیاموزد كه در حفظ ارامل و پیر زنان از فقر و مسكنت و بى كسى كوشا باشند، و مؤمنین رفتار آن جناب را در بین خود سنتى قرار دهند و با بعضى دیگر به این منظور ازدواج كرد كه با یك سنت جاهلیت مبارزه نموده و عملا آن را باطل سازد كه ازدواجش با زینب دختر جحش به همین منظور بوده است، چون او نخست همسر زید بن حارثه (پسر خوانده رسول خدا ص) بود و زید او را طلاق داد و از نظر رسوم جاهلیت ازدواج با همسر پسر خوانده ممنوع بود، چون پسر خوانده در نظر عرب جاهلى حكم پسر داشت، همانطور كه یك مرد نمى‏تواند همسر پسر صلبى خود را بگیرد، از نظر اعراب ازدواج با همسر پسر خوانده نیز ممنوع بود، رسول خدا (ص) با زینب ازدواج كرد تا این رسم غلط را بر اندازد، و آیاتى از قرآن در این باب نازل گردید.... بنابراین اگر در این خصوصیات و در جهاتى كه از سیره آن جناب در اول و آخر عمرش در اول بحث آوردیم و در زهدى كه آن جناب نسبت به دنیا و زینت دنیا داشت و حتى همسران خود را نیز بدان دعوت مى‏كرد دقت شود، هیچ شكى باقى نمى‏ماند در اینكه ازدواجهاى رسول خدا (ص) نظیر ازدواجهاى مردم نبوده، به اضافه اینكه رفتار آن جناب با زنان و احیاى حقوق از دست رفته آنان در قرون جاهلیت و تجدید حرمت به باد رفته‏شان و احیاى شخصیت اجتماعیشان، دلیل دیگرى است بر اینكه آن جناب زن را تنها یك وسیله براى شهوترانى مردان نمى‏دانسته و تمام همش این بوده كه زنان را از ذلت و بردگى نجات داده و به مردان بفهماند كه زن نیز انسان است حتى در آخرین نفس عمرش نیز سفارش آنان را به مردان كرده و فرمود:

الصلاه الصلاه و ما ملكت ایمانكم لا تكلفوهم ما لا یطیقون، اللَّه اللَّه فى النساء فانهن عوان فى ایدیكم نماز، نماز و بردگانى كه در ملك شمایند زنهار كه ما فوق طاقتشان بر آنان تحمیل نكنید، خدا را خدا را در زنان كه آنان مقهور و زیر دست شمایند. (سیره حلبى ج 3 ص 473) و سیره‏اى كه آن جناب در رعایت عدالت بین زنان و حسن معاشرتشان و مراقبت حال آنان داشت مختص به خود آن جناب بود و اما اینكه چرا براى آن جناب بیش از چهار زن جایز بوده، پاسخش این است كه این حكم مانند روزه وصال یعنى چند روز به یك افطار روزه گرفتن، از مختصات آن جناب است و براى احدى از امت جایز نیست، و این مساله براى همه امت روشن بود و به همین جهت دشمنانش مجال نداشتند كه به خاطر آن و به جهت تعدد زوجات بر آن جناب خرده بگیرند، با اینكه همواره منتظر بودند از او عملى بر خلاف انتظار ببینند و آن را جار بزنند. (ترجمه المیزان، ج 4، ص 312)

حال براى تكمیل بحث سه آیه از آیات مربوط به بحث را از سوره مباركه احزاب ذكر كرده، معناى مختصرى از آنها ارائه مى نماییم.

آیات 50- 52 سوره احزاب: یَأَیُّهَا النَّبىِ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ الَّتىِ ءَاتَیْتَ أُجُورَهُنَّ وَ مَا مَلَكَتْ یَمِینُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَیْكَ وَ بَنَاتِ عَمِّكَ وَ بَنَاتِ عَمَّتِكَ وَ بَنَاتِ خَالِكَ وَ بَنَاتِ خَلَتِكَ الَّتىِ هَاجَرْنَ مَعَكَ وَ امْرَأَهً مُّؤْمِنَهً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبىِ إِنْ أَرَادَ النَّبىِ أَن یَسْتَنكِحَهَا خَالِصَهً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَیْهِمْ فىِ أَزْوَاجِهِمْ وَ مَا مَلَكَتْ أَیْمَنُهُمْ لِكَیْلَا یَكُونَ عَلَیْكَ حَرَجٌ وَ كاَنَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا (50) تُرْجِى مَن تَشَاءُ مِنهْن وَ تُوىِ إِلَیْكَ مَن تَشَاءُ وَ مَنِ ابْتَغَیْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْكَ ذَالِكَ أَدْنىَ أَن تَقَرَّ أَعْیُنهُن وَ لَا یحَزنَ وَ یَرْضَینْ بِمَا ءَاتَیْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ مَا فىِ قُلُوبِكُمْ وَ كَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَلِیمًا (51) لَّا یحَل لَكَ النِّسَاءُ مِن بَعْدُ وَ لَا أَن تَبَدَّلَ بهنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنهُن إِلَّا مَا مَلَكَتْ یَمِینُكَ وَ كاَنَ اللَّهُ عَلىَ كلُ شىَ‏ء رَّقِیبًا (52) اى پیامبر، ما براى تو آن همسرانى را كه مَهْرشان را داده‏اى حلال كردیم، و [كنیزانى‏] را كه خدا از غنیمت جنگى در اختیار تو قرار داده، و دختران عمویت و دختران عمّه‏هایت و دختران دایى تو و دختران خاله‏هایت كه با تو مهاجرت كرده‏اند، و زن مؤمنى كه خود را [داوطلبانه‏] به پیامبر ببخشد- در صورتى كه پیامبر بخواهد او را به زنى گیرد. [این ازدواج از روى بخشش‏] ویژه توست نه دیگر مؤمنان. ما نیك مى‏دانیم كه در مورد زنان و كنیزانشان چه بر آنان مقرّر كرده‏ایم، تا براى تو مشكلى پیش نیاید، و خدا همواره آمرزنده مهربان است. (50) نوبت هر كدام از آن زنها را كه مى‏خواهى به تأخیر انداز و هر كدام را كه مى‏خواهى پیش خود جاى ده، و بر تو باكى نیست كه هر كدام را كه ترك كرده‏اى [دوباره‏] طلب كنى. این نزدیكتر است براى اینكه چشمانشان روشن گردد و دلتنگ نشوند و همگى‏شان به آنچه به آنان داده‏اى خشنود گردند، و آنچه در دلهاى شماست خدا مى‏داند، و خدا همواره داناى بردبار است.

(51) از این پس، دیگر [گرفتنِ‏] زنان و نیز اینكه به جاى آنان، زنان دیگرى بگیرى بر تو حلال نیست، هر چند زیبایى آنها براى تو مورد پسند افتد، به استثناى كنیزان، و خدا همواره بر هر چیزى مراقب است. (52)

در این آیات روى سخن به شخص پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) مى باشد و موارد هفتگانه‏اى را كه ازدواج با آنها براى پیامبر مجاز بوده شرح مى‏دهد: (برگرفته ازگزیده تفسیر نمونه، ج 3، ص 622 به بعد)

1- «اى پیامبر ما همسران تو را كه مهر آنها را پرداخته‏اى براى تو حلال كردیم»

2- «و كنیزانى را كه از طریق غنائم و انفال، خدا به تو بخشیده است»

3- «و دختران عموى تو و دختران عمه‏ها و دختران دائى تو و دختران خاله‏هایى كه با تو مهاجرت كرده‏اند»

انحصار در این گروه چهارگانه روشن است، ولى قید مهاجرت به خاطر آنست كه در آن روز هجرت دلیل بر ایمان بوده، و عدم مهاجرت دلیل بر كفر و یا به خاطر این است كه هجرت امتیاز بیشترى به آنها مى‏دهد و هدف در آیه بیان زنان با شخصیت و با فضیلت است كه مناسب همسرى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله مى‏باشند.

4- «و هرگاه زن با ایمانى خود را به پیامبر ببخشد (و هیچ گونه مهرى براى خود قائل نشود) اگر پیامبر بخواهد مى‏تواند با او ازدواج كند» «اما چنین ازدواجى تنها براى تو مجاز است نه براى سایر مؤمنان» جمله خالِصَهً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ اعلام مى‏دارد كه این حكم- یعنى حلال شدن زنى براى مردى بصرف اینكه خود را به او ببخشد، از خصایصى است كه مختص به آن جناب است، و در مؤمنین جریان ندارد.

«ما مى‏دانیم براى آنها در مورد همسران و كنیزانشان چه حكمى مقرر داریم» و مصالح آنها چه ایجاب مى‏كرده است؟ بنا بر این اگر در مسائل مربوط به ازدواج براى آنها در بعضى موارد محدودیتى قائل شده‏ایم روى مصالحى بوده است كه در زندگى آنها و تو حاكم بوده، و هیچ یك از این احكام و مقررات بى‏حساب نیست. سپس مى‏افزاید: «این به خاطر آن است كه مشكل و حرجى (در اداى رسالت) بر تو نبوده باشد» و بتوانى در انجام این وظیفه مسؤولیتهاى خود را ادا كنى. «و خداوند آمرزنده و رحیم است» جمله اخیر اشاره به فلسفه این احكام مخصوص پیامبر گرامى اسلام (صلّى اللّه علیه و آله) است، این جمله مى‏گوید: پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) شرائطى دارد كه دیگران ندارند و همین تفاوت سبب تفاوت در احكام شده است. یعنى، هدف این بوده كه قسمتى از محدودیتها و مشكلات از دوش پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) از طریق این احكام برداشته شود. مرحوم علامه طباطبایى مى فرمایند: لِكَیْلا یَكُونَ عَلَیْكَ حَرَجٌ حكمى را كه در صدر آیه بود، و مى‏فرمود: إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ را تعلیل مى‏كند، ممكن هم هست تعلیل ذیل آیه باشد، و بفهماند كه چرا این حكم مخصوص تو است، ولى احتمال اول روشن‏تر به نظر مى‏رسد، به خاطر اینكه مضمون آیه بیان رحمتهاى الهى نسبت به آن جناب، و تنزیه ساحت مقدس او بود، و آیه با دو كلمه غفور و رحیم ختم شد. (ترجمه المیزان، ج 16، ص: 504)

رفع یك مشكل دیگر از زندگى پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) آن هم در زمانى كه در كوره حوادث سخت گرفتار است، و توطئه‏هاى خطرناكى از داخل و خارج براى او مى‏چینند، نمى‏تواند فكر خود را زیاد مشغول زندگى شخصى و خصوصیش كند، باید در زندگى داخلى خود داراى آرامش نسبى باشد تا بتواند به حل انبوه مشكلاتى كه از هر سو او را احاطه كرده است با فراغت خاطر بپردازد، درعین حال گاه اختلاف میان همسران و رقابتهاى زنانه متداول آنها، طوفانى در درون خانه پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) بر مى‏انگیخته، و فكر او را به خود مشغول مى‏داشته است، اینجاست كه خداوند یكى دیگر از ویژگیها را براى پیامبرش قائل شده، و براى همیشه به این ماجراها و كشمكشها پایان داد، و پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) را از این نظر آسوده خاطر و فارغ البال كرد و چنانكه در آیه مى‏خوانیم فرمود: «(موعد) هر یك از این زنان را بخواهى مى‏توانى به تأخیر اندازى و هر كدام را بخواهى نزد خود جاى دهى» مى‏دانیم یكى از احكام اسلام در مورد همسران متعدد آن است كه شوهر اوقات خود را در میان آنها بطور عادلانه تقسیم كند، و از این موضوع در كتب فقه اسلامى به عنوان «حق قسم» تعبیر مى‏كنند. یكى از خصایص پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) این بود كه به خاطر شرائط خاص زندگى، رعایت حق قسم به حكم این آیه از او ساقط بود هر چند او با این حال حتى الامكان مساوات و عدالت را رعایت مى‏كرد. سپس مى‏افزاید: «و هرگاه بعضى از آنها را كه بر كنار ساخته‏اى بخواهى نزد خود جاى دهى گناهى بر تو نیست» و به این ترتیب نه تنها در آغاز، اختیار با توست، در ادامه كار نیز این تخییر بر قرار است.

مرحوم علامه مى فرمایند: سیاق آیات دلالت دارد بر اینكه مراد از این كلام این است كه رسول خدا (ص) مخیر است در قبول و یا رد آن زنى كه خود را به وى بخشیده. در فراز وَ مَنِ ابْتَغَیْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُناحَ عَلَیْكَ كلمه ابتغاء به معناى طلب است، و معناى جمله این است كه اگر یكى از آنهایى كه بعد از آنكه خود را به تو بخشید رد كردى، دوباره خواستى بپذیرى منعى بر تو نیست، مى‏توانى بپذیرى، نه گناهى دارد، و نه سرزنش مى‏شوى و ممكن هم هست جمله مورد بحث اشاره باشد به مساله تقسیم بین همسران، و اینكه آن جناب مى‏تواند اصلا خود را در بین همسرانش تقسیم نكند، و مقید نسازد كه هر شب به خانه یكى برود، و به فرضى هم كه تقسیم كرد، مى‏تواند این تقسیم را به هم بزند، و یا نوبت كسى را كه مؤخر است مقدم، و آن كس را كه مقدم است مؤخر كند، و یا آنكه اصلا با یكى از همسران متاركه كند، و قسمتى به او ندهد، و یا اگر متاركه كرده، دو باره او را به خود نزدیك كند، و این معنا با جمله وَ مَنِ ابْتَغَیْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُناحَ عَلَیْكَ ذلِكَ أَدْنى... نزدیك‏تر است، و بهتر مى‏سازد، چون حاصل آن این است كه: اگر همسرى را كه قبلا كنار زده بودى، دوباره بخواهى نزدیك سازى، مى‏توانى، و هیچ حرجى بر تو نیست، و بلكه این بهتر و نزدیك‏تر است به اینكه چشمشان روشن شود، یعنى خوشحال شوند، و راضى گردند به آنچه تو در اختیارشان قرار داده‏اى، و خدا آنچه در دلهاى شماست مى‏داند، چون آنكه قسمتش را پیش انداخته‏اى خوشحال، و آنكه عقب انداخته‏اى به امید روزى مى‏نشیند كه قسمتش جلو بیفتد. وَ كانَ اللَّهُ عَلِیماً حَلِیماً- یعنى خدا مصالح بندگان خود را مى‏داند، و چون حلیم است در عقوبت آنان عجله نمى‏كند.

یك حكم مهم دیگر كه در آیه 52 آمده است حكم دیگرى از احكام مربوط به همسران پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) مى باشد، كه مى‏فرماید: لا یَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ وَ لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ... ظاهر آیه به فرضى كه مستقل از ما قبل باشد، و اتصال بدان نداشته باشد، این است كه زنان را بر آن جناب حرام مى‏كند، مگر آن زنى كه آن جناب مختارش كند، و آن زن خدا را اختیار كند، این كه فرمود: جایز نیست زنان را عوض كنى، خود مؤید این احتمال است، و لیكن اگر فرض شود كه متصل به ما قبل است كه مى‏فرماید: إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ...، در این صورت مفادش تحریم ماسواى شش طایفه‏اى است كه قبلا شمرد. در بعضى روایات از ائمه اهل بیت (ع) آمده كه مراد از آیه شریفه تحریم آن زنانى است كه در آیه 23 سوره نساء حُرِّمَتْ عَلَیْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ نام برده شده‏اند. پس معناى كلمه بعد در جمله لا یَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ بعد از زنانى است كه خدا و رسول را برگزیدند، كه همان نه زن نامبرده‏اند، و یا بعد از آنان كه در آیه إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ برایت شمردیم مى‏باشد، و یا بعد از زنان حلالى كه برایت معین كردیم، كه بنا به احتمال سوم مقصود زنان محرم خواهد بود. وَ لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ- یعنى و دیگر نمى‏توانى بعضى از همسرانت را طلاق گفته و به جاى آنان همسرانى دیگر بگیرى إِلَّا ما مَلَكَتْ یَمِینُكَ یعنى مگر كنیزكان، و این استثناء از صدر آیه است، كه مى‏فرمود: لا یَحِلُّ لَكَ النِّساءُ. معناى جمله وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَىْ‏ءٍ رَقِیباً نیز روشن است، و منظور از آن تحذیر، و زنهار دادن مردم است از مخالفت. (ترجمه المیزان، ج 16، ص 505)

 

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 شهریور 1396 09:22 ب.ظ
A motivating discussion is worth comment. I think that you should publish more on this topic,
it may not be a taboo subject but usually people don't speak about these issues.
To the next! All the best!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :