ارسال سوال از اینكه به این وبلاگ سر زدید ممنونیم.............حتما به سؤال شما هم جواب داده میشه... ولی ممكنه به دلیل حجم بالای سوالات چند وقتی طول بكشه.....مطمئن باشید پاسخ داده میشه
 
طلبه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بهمنیار کیانی
مطالب اخیر
نویسندگان
سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : بهمنیار کیانی

مطابق نقل مرحوم حاج شیخ عباسى قمى: شیخ صدوق وابن قولویه و دیگران از امام صادق (ع) روایت كرده اند كه چون امام حسین (ع) متولد شد حق تعالى جبرئیل را امر فرمود كه نازل شود با هزار ملك براى آن كه تهنیت گوید حضرت رسول (ص) را از جانب خداوند و از جانب خود چون جبرئیل نازل مى شد گذشت در جزیره اى از جزیره هاى دریا به ملكى كه او را فطرس مى گفتند و از حاملان عرش الهى بود وقتى حق تعالى او را امرى فرمود و او كندى كرده بود پس حق تعالى بالش را در هم شكسته و او را در آن جزیره انداخته بود پس فطرس هفتصد سال در آن جا عبادت حق تعالى كرد تا روزى كه حضرت امام حسین (ع) متولد شد... چون دید كه جبرئیل با ملائكه فرود مى آیند از جبرئیل پرسید كه اراده كجا دارید؟ گفت: حق تعالى نعمتى به محمد (ص) كرامت فرموده است مرا فرستاده است كه او را مبارك باد بگویم. ملك گفت اى جبرئیل مرا نیز با خود ببر شاید كه آن حضرت براى من دعا كند تا حق تعالى از من بگذرد پس جبرئیل او را با خود برداشت و چون به خدمت حضرت رسالت رسید تهنیت و تحیت گفت و شرح حال فطرس را به عرض رسانید.

حضرت پیامبر (ص) فرمود كه به او بگو كه خود را به این مولود مبارك بمالد و به مكان خود برگردد.

فطرس خویشتن را به امام حسین (ع) مالید بال برآورد و این كلمات را گفت و بالا رفت عرض كرد یا رسول الله همانا زود باشد كه این مولود را امت تو شهید كنند او را بر من جهت این نعمتى كه از او به من رسید مكافاتى است كه هر كه او را زیارت كند من او را به حضرت حسین (ع) برسانم. هر كه بر او سلام كند من سلام او را برسانم و هركه بر او صلوات بفرستد من صلوات او را به او مى رسانم (1)

با توجه به شرح قضیه طبق نقل مرحوم حاج شیخ عباس قمى گوئیم كه: آن چه كه ازاصل جریان استفاده مى شود این است كه ظاهراً فطرس گناهى را مرتكب نشده است بلكه یك كندى در اجراى امر الهى كرده است چرا كه خداوند مى فرماید: آنها سر بر فرمان خدا دارند و هر گز معصیت نمى كنند لایسبقونه بالقول و هم بامره یفعلون (2)

ثانیاً گفته مى شودكه او تقاضاى مقام بالاتر را نداشت چرا كه خدا از قول آنها مى فرمایند: هر یك از ما مقام معلومى دارد، ما همواره صف كشیده منتظر فرمان او هستیم و پیوسته تسبیح او مى گوئیم 3).

و ثالثاً حقیقت دیگرى در این قضیه و داستان وجود دارد و آن این است كه مى خواهد به ما بفهماند كه مقام امام حسین (ع) عظیم و بالا است نه تنها امام حسین (ع) شفاعت انسانها را مى كند بلكه ملائكه ها هم نیاز به شفاعت آن حضرت دارند چرا كه امام حسین (ع) در پیشگاه خدا از اعتبار و ارزش بالائى برخودار است كه عقل و فهم ما به آن نمى رسد.

2- بعضى از علماء مطلب را اساساً قبول ندارند به دلیل آیه و نهج البلاغه كه ملائكه آنچه امر مى شود نمى توانند كندى یا مخالفت كنند تعملون بما تؤمرون: به آنچه امر مى شود عمل مى كند زیرا آنها داراى قدرت اختیار نیستند محال است كه مخالفت كنند.

منابع:

1- منتهى الآمال، مرحوم حاج شیخ عباس قمى، ص 362- 363

2- انبیاء/. 27

3- صافات/ 164-. 166

به تعبیر دیگر: به حكم آیه شریفه قرآن (در سوره تحریم آیه 6 و سوره نحل آیه 50) فرشتگان داراى عصمت بوده و گناه نمى كنند و وظیفه خود را به خوبى انجام مى دهند، داستان فطرس را بعضى از علماء در درستى آن اختلاف دارند و آن را معتبر نمى دانند، بخاطر دلایل قوى قرآنى كه اشاره گردید.

علامه طباطبائى (ره) دراین زمینه مى فرماید. باید دانست كه تمام گروه ها ى فرشتگان به تصریح قرآن و روایات متواتر، معصومند. تنها در پاره اى از روایات مربوط به قصه هاروت و ماروت، خلاف آن بیان شده كه روایات دیگر آن رد كرده است. البته استاد شهید مطهرى (ره) مطلبى را در این باره فرموده اند كه مشكل به نظر مى آید، ایشان ضمن پرداختن سخنانى كه ما نیز در حقیقت فرشتگان گفتیم مى فرماید:

«بعضى از ملائكه را در اخبار و احادیث «ملائكه ذمى» مى گویند، موجوداتى هستند نامرئى، اما شاید خیلى به انسان شبیهند، یعنى تكلیف مى پذیرند، احیاناً تمرد مى كنند. حقیقت اینها بر ما روشن نیست ج و لهذا در بعضى اخبار راجع به بعضى از ملائكه دارد كه، تمرد كرد و بعد مغضوب واقع شد»

تذكر: منظور بال هاى فرشتگان «تعبیر كنایى» است و اشاره به قدرت و شدت حركت توانایى ایشان را دارد.

و اگر در جایى گفته مى شود بال فرشته شكسته شد، شاید مراد این باشد كه قدرت راهیابى به عرش الهى و دست یابى به مقام اعلى از او صلب شده است و دیگر نمى تواند به آن مرتبه، دست یابد. ضمن اینكه كه عصمت هم خود بكلى مشكلات و داراى مراتبى است كه سهل انگارى در مرتبه و جایگاه خویش هر چند گناه نباشد اما امر پسندیده اى در آن مرتبه نیست.

در این زمینه مى توانید به «تفسیر نمونه جلد 18» و كتاب «فرشتگان تالیف علیرضا رجائى تهرانى» مراجعه كنید.

مأخذ: 1- توحید- استاد مطهرى (ره) ص 342

بنابراین به بیان دیگر مى‏توان گفت:

جریان فطرس در چند روایت از معصوم (ع) روایت شده و در كتب مختلفى نقل شده از جمله در كامل الزیارات ابن قولویه كه از كتب معتبر حدیث مى باشد (كامل الزیارات، 140).

همچنین در ضمن دعاى مربوط به روز سوم شعبان كه شیخ طوسى در مصباح المتهجد از قاسم بن علاء همدانى وكیل امام هادى (ع) از امام زمان (عج) نقل كرده است این جمله آمده است كه «و عاذ فطرس بمهده... و پناه آورد فطرس به گهواره او [امام حسین (ع)]...» (مصباح المتهجد، ص 826- 827).

با بررسى آیات و روایات متعدد، مى‏توان ویژگى‏هاى زیر را براى فرشتگان برشمرد:

1 موجودات شریف و ارزشمندى هستند كه واسطه بین خداوند متعال و عالم محسوس به شمار مى‏آیند و در همه حوادث بزرگ و كوچك جهان نقش دارند بر هر امرى با توجه به ابعاد و جنبه‏هاى مختلف آن یك یا چند فرشته گمارده شده است، نقش فرشتگان در حوادث و جریان‏ها، اجراى فرمان الاهى و تثبیت آن در جایگاه ویژه‏اش است. قرآن كریم در این باره مى‏فرماید: «لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون 1 آن‏ها در هیچ سخنى بر خداوند پیشى نمى‏گیرند و مطیع امر خداوندند.»

2 در فرشتگان سركشى و نافرمانى وجود ندارد چون اراده‏اى مستقل از اراده خداوند ندارند تا چیزى خلاف خواست او بخواهند. قرآن در این مورد مى‏فرماید: «لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون 2 فرمان خداوند را مخالفت نمى‏كنند و امر او را اطاعت مى‏كنند.»

3 فرشتگان، با وجود فراوانى و كثرت، از نظر مقام و درجه مختلفند. برخى برتر از برخى دیگرند و عده‏اى فرمانده و عده‏اى فرمانبردارند. آن كه فرمانده است به امر الاهى امر مى‏كند و فرمان مى‏دهد و آن كه فرمانبر است نیز به دستور الاهى مطیع و فرمانبردار است و همگى در این ویژگى كه از خود اراده و اختیارى ندارند، مشتركند چنان كه قرآن مى‏فرماید: «و ما منّا اِلاّ و له مقام معلوم 3 هر كدام از ما فرشتگان داراى رتبه و جایگاه معین و مشخصى است.»

4 چون كارهاى فرشتگان به امر خداوند و اراده او است و خداوند در همه امورش غالب و چیره است- «و الله غالبٌ على امره 4 خداوند بر كارش مسلط و چیره است- و هیچ چیز در آسمان‏ها و زمین او را عاجز و مغلوب نمى‏سازد، 5 فرشتگان نیز كه فرمانبرداران حق بوده، اراده و خواستى جز اراده و خواست او ندارند و همواره چیره و پیروزند. 6

در مورد فطرس كه یكى از فرشتگان الاهى است، روایات متعددى داریم كه مضمون و محتواى آن‏ها یكسان است. در روایتى مى‏خوانیم: فطرس فرشته‏اى بود كه گردا گرد عرش الاهى در گردش بود و درباره دستورى از اوامر خداوند كوتاهى و سستى ورزید. بالش به كیفر این نافرمانى چیده شد و به یكى از جزیره‏ها تبعید گردید. هنگامى كه امام حسین (ع) متولد شد، جبریل (ع) براى عرض تبریك به پیامبر (ص) به سوى زمین فرود آمد و در راه با فطرس دیدار كرد. جبریل (ع) به وى پیشنهاد كرد، براى عرض تبریك و تهنیت، با او نزد پیامبر (ص) برود. هنگامى كه جبریل (ع) او را به حضور پیامبر (ص) برد، به امر پیامبر (ص)، بالش را به بدن پاك امام حسین (ع) مالید و سلامتش را باز یافت. 7

عده‏اى از بزرگان معتقدند، داستان فطرس با آیات صریح قرآن كه ویژگى‏هاى فرشتگان را برشمرده، آن‏ها را بندگان مطیع و كریم و شایسته خداوند معرفى مى‏كند و از هر نوع سرپیچى و نافرمانى پیراسته مى‏داند، سازگارى ندارد پس باید این گونه روایات را نادرست شماریم و به فرض درستى‏شان، بدان سبب كه نكته‏اى فراتر از ادراك ما دارند، باید علمش را به اهلش یعنى اولیاى برگزیده الاهى واگذاریم و خود را در فهم آن ناتوان بدانیم.

در مقابل عده‏اى بر این باورند كه فرشتگان اصناف و درجه‏هاى گوناگون دارند. گروهى مقرّبند و گروهى در درجه پایین‏تر جاى گرفته‏اند. آیاتى كه هر گونه نافرمانى و سرپیچى را از فرشتگان نفى مى‏كنند، به فرشتگان مقرب مربوط است. فطرس از فرشتگان مقرب نبود تا از هر نوع سركشى پیراسته باشد به ویژه آن كه تخلّف و سرپیچى فطرس در برخى روایات كندى و سستى ورزیدن خوانده شده كه نوعى ترك اولى است نه گناه. چنان كه پیامبران (ع) نیز درجات مختلف دارند: «تلك الرسل فضّلنا بعضهم على بعض 8 بعضى پیامبران را بر بعضى برترى بخشیدیم.»

عده‏اى از انبیاء ترك اولى داشتند ولى جمعى مانند پیامبر بزرگوار اسلام (ص) و خاندان پاكش جز اراده الاهى اراده‏اى نداشتند و حتى از ترك اولى نیز پیراسته بودند.

پى‏نوشت:

1 انبیا (21):. 27

2 تحریم (66):. 6

3 صافات (37):. 164

4 یوسف (12):. 21

5 فاطر (35):. 44

6 ر. ك: المیزان، ج 17، ص 12، ذیل آیه اول سوره فاطر.

7 ر. ك: سفینه البحار، شیخ عباس قمى (ره)، ج 3، ص 930 بحارالانوار، ج 26، ص 340، روایت 10 و ج 43، ص 243، روایت 8 و ج 4، ص 182، روایت. 7

8 بقره (2):. 253 به نقل از اداره پاسخگویى آستان قدس رضوى

 

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات