ارسال سوال از اینكه به این وبلاگ سر زدید ممنونیم.............حتما به سؤال شما هم جواب داده میشه... ولی ممكنه به دلیل حجم بالای سوالات چند وقتی طول بكشه.....مطمئن باشید پاسخ داده میشه
 
طلبه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بهمنیار کیانی
مطالب اخیر
نویسندگان

شكى نیست هر آغازى را انجام و هر شروعى را پایانى است جز ذات بى‏پایان خداوندى كه هم آغاز است و هم انجام. زمان نیز مانند تمام مخلوقات الاهى از این قاعده مستثنا نیست. روزگارى بر دنیا سپرى شده كه دیباچه زندگى دنیایى به شمار مى‏آید و زمانى نیز خواهد گذشت كه پایان این كتاب خواهد بود. برگه‏هاى پایانى كتاب زندگى انسان در زمین «آخرالزمان» خوانده مى‏شود. «آخرالزمان» اصطلاحى است كه در فرهنگ اغلب ادیان بزرگ دنیا به چشم مى‏خورد و به ویژه در ادیان ابراهیمى از برجستگى و اهمیت خاص برخوردار است. این اصطلاح معمولاً به روزگار پایانى دنیا و رویدادهایى كه ممكن است در این بخش از زندگى دنیوى به وقوع پیوندد گفته مى‏شود و ادیان بزرگ درباره آن پیشگویى‏هایى كرده‏اند براى مثال در «انجیل» چنین آمده ست: «... و این را بدان كه اوقاتِ صعب در زمان آخر خواهد رسید* زیرا كه خواهند بود مردمِ خود دوست و زر پرست و مغرور و متكبر و كفر گو و نافرمان والدین و حق ناشناس و بى‏دین* و بى‏الفت و بى‏وفا و خبث كننده و بى‏پرهیز و بى‏حلم و با خوبان بى‏اعتنا* و خائن و كم حوصله و عبوس كننده و عیش را بر خدا ترجیح مى‏دهند.» 1

قرآن مجید نیز در آیات فراوان به دوران آخرالزمان اشاره كرده است. در معارف ارزشمند اسلامى این اصطلاح در دومعناى كلى به كار رفته است:

1 مدت زمانى طولانى كه با ولادت پیامبر اسلام (ص) آغاز و با شروع رستاخیز بزرگ پایان مى‏یابد. از این رو آن پیامبر الاهى را پیامبر آخرالزمان نیز نامیده‏اند.

2 مدت زمانى كه باولادت واپسین جانشین پیامبر اسلام (ص) حضرت مهدى (ع) آغاز مى‏شود، زمان غیبت و ظهور را در برگرفته، با شروع قیامت به انجام مى‏رسد.

روایات اهل بیت (ع) نشان مى‏دهد:

الف) با سپرى شدن این دوران بساط زندگى دنیوى برچیده مى‏شود و مرحله‏اى جدید در نظام آفرینش آغاز مى‏گردد.

ب) آخرالزمان خود به دو مرحله كاملاً متفاوت تقسیم مى‏شود: دوران نخست كه انسان به مراحل پایانى انحطاط اخلاقى رسیده، فساد اخلاقى و ستم همه جوامع بشرى را فرا مى‏گیرد و واپسین امیدهاى بشرى به ناامیدى مى‏گراید و دوران دوم كه عصر تحقق وعده‏هاى الاهى به پیامبران و اولیاى خدا است و با قیام مصلح جهانى آغاز مى‏شود.

كلیات عقاید مربوط به آخرالزمان تقریباً از سوى همه فرقه‏هاى بزرگ اسلام پذیرفته شده است ولى در خصوص وابستگى این تحولات به ظهور مهدى موعود و نیز هویت مهدى موعود اختلاف نظر وجود دارد. شیعیان دوازده امامى حضرت مهدى (ع) و حكومت جهانى او را حسن ختام حیات بشر در كره زمین و او را همان موعود امت‏ها مى‏دانند. در نظر آنان، با ظهور حضرت مهدى (ع) برخى از ائمه و نیكان و صالحان و نیز بدان و تبهكاران تحت عنوان «رجعت» به دنیا باز مى‏گردند و زندگى دنیایى پایان مى‏یابد.

با گلگشتى در كلمات نورانى معصومان (ع) مى‏توان واژه‏هایى را كه بیانگر پیوند مهدویت و آخرالزمان است، یافت. این واژه‏ها عبارت است از:

1 آخرالزمان (پایان زمان)

امام صادق (ع)، پیشواى ششم راستگویان، فرمود: «رسول گرامى اسلام (ص) به على (ع) فرمود: آیا تو را بشارت ندهم؟ آیا تو را خبر ندهم؟ عرض كرد: بله، یا رسول الله. آن حضرت فرمود: هم اینك جبرئیل نزد من بود و مرا خبر داد قائمى كه در آخرالزمان ظهور مى‏كند و زمین را پر از عدل و داد مى‏سازد- همان گونه كه از ظلم و جور آكنده شده- از نسل تو و از فرزندان حسین (ع) است.» 2

2 «لا تذهب الدنیا» (دنیا به پایان نرسد)

این تعبیر بیانگر حتمى بودن تحقق حوادثى است كه پس از آن ذكر مى‏شود. عبدالله بن مسعود مى‏گوید: رسول گرامى اسلام (ص) فرمود: «دنیا به پایان نرسد مگر این كه امت مرا مردى رهبرى كند كه از اهل بیت من است و به او مهدى گفته مى‏شود.»

و روشن است دنیا به پایان نمى‏رسد مگر این كه بخش پایانى‏اش (آخرالزمان) را پشت سرگذارد.

3 «لا تقوم الساعه» (قیامت برپا نمى‏شود)

پیامبر گرامى اسلام (ص) فرمود: «قیامت برپا نمى‏شود تا این كه قیام كننده‏اى به حق از خاندان ما قیام كند و این هنگامى است كه خداوند به او اجازه فرماید و هر كس از او پیروى كند، نجات یابد و هر كس از او سرپیچد، هلاك خواهد شد....» 4

4 «لا تنقضى الایام» (روزها منقضى نگردد)

رسول خدا (ص) فرمود: «روزها منقضى نگردد تا این كه مردى از اهل بیت من بر زمین حكومت كند كه همنام من است.» 5

5 «لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد» (اگر از دنیا بیش از یك روز باقى نماند)

امیرمؤمنان (ع) برفراز منبر در شهر كوفه چنین فرمود: «اگر از دنیا بیش از یك روز باقى نماند، خداوند آن روز را چنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندانم برانگیخته شود.» 6

6 «عند انقطاع من الزمان» (در بخش پایانى زمان)

پیامبر اكرم (ص) فرمود: هنگام پایان زمان و آشكار شدن فتنه‏ها، مردى هست كه به او مهدى گفته مى‏شود و بخشش بسیار دارد.» 7

نشانه‏هاى آخرالزمان‏

این محدوده زمانى نشانه‏هایى دارد كه اصطلاحاً «علائم آخرالزمان» خوانده مى‏شود. علاوه بر اصطلاح رایج «علائم آخرالزمان» در فرهنگ مسلمانان اصطلاح مشابه دیگرى به نام «اشراط الساعه» وجود دارد. این اصطلاح كه بیش‏تر نزد اهل سنت رایج است، به نشانه‏هاى وقوع قیامت اختصاص دارد ولى روایاتى كه ذیل این عنوان ذكر شده نشان مى‏دهد بسیارى از نشانه‏هاى آن چون نشانه‏هاى آخرالزمان است و مى‏توان بسیارى از نشانه‏هاى آخرالزمان را نشانه‏هاى قیامت دانست.

همان گونه كه اشاره شد آخرالزمان به دو بخش متفاوت تقسیم مى‏شود. بر اساس روایات، بخش اول بسیار دشوار خواهد بود. بخشى از مشخصه‏هاى این عصر عبارت است از:

1 گریز از دین

پیامبر گرامى اسلام (ص) ویژگى‏هاى انسان‏هاى این دوران را این گونه برشمرده است:

«زمانى بر مردم خواهد آمد كه درهم‏هاى آن‏ها دینشان خواهد بود و همتشان شكم‏شان و قبله‏هاشان زنانشان. براى طلا و نقره ركوع و سجود به جاى مى‏آورند. آن‏ها همواره در حیرت و مستى خواهند بود نه بر مذهب مسلمانى‏اند و نه بر مسلك نصرانى.» 8

2 دنیا پرستى

رسول خدا فرمود: «زمانى بر امت من مى‏آید كه در آن زمان درون‏هاى مردم پلید مى‏شود ولى ظواهرشان به طمع مال دنیا آراسته مى‏گردد به آنچه در پیشگاه خداوند است دل نمى‏بندند كارشان ریا و تظاهر است خوف از خدا به دلشان راه نیابد و خداوند آن‏ها را به عذابى فراگیر دچار سازد.

آن‏ها چون غریق خداوند را مى‏خوانند ولى خداوند دعایشان را مستجاب نمى‏كند.» 9

3 آزمایش‏هاى بزرگ

یكى دیگر از ویژگى‏هاى دوران آخرالزمان امتحاناتى است كه انسان‏ها در این دوران پشت سر مى‏گذارند. با این آزمون‏ها، مردم به دو گروه تقسیم مى‏شوند: موفق‏ها و ناموفق‏ها.

پیامبر اكرم (ص)، وقتى از چهره‏هاى موفق این دوران یاد مى‏كند، با شگفتى به على (ع) چنین مى‏فرماید: «اى على، بدان شگفت آورترین مردم درایمان و بزرگ‏ترین آنان در یقین مردمى هستند كه درآخرالزمان [با آن‏] كه پیامبر خود را ندیدند و از امام خود محجوبند، به نوشته كه خطى سیاه بر صفحه‏اى سپید است، ایمان مى‏آورند.» 10

امیرمؤمنان على (ع) نیز درباره نجات یافتگان این دوران مى‏فرماید: «و آن زمانى است كه از فتنه‏ها نجات نمى‏یابد مگر مؤمنانى كه بى‏نام و نشانند. اگر در حضور باشند، شناخته نشوند و اگر غایب گردند، كسى سراغ آن‏ها را نمى‏گیرد. آن‏ها براى سیركنندگان در شب ظلمانى جامعه‏ها چراغ‏هاى هدایت و نشانه‏هاى روشنند. نه مفسده جو هستند و نه فتنه‏انگیز. نه در پى اشاعه [فحشایند] و نه مردمى سفیه و لغو گو اینانند كه خداوند درهاى رحمتش را به سوى‏شان باز مى‏كند و سختى‏ها و مشكلاتى را از آن‏ها برطرف مى‏سازد.» 11

(1)

(1) پى‏نوشت:

1 كتاب مقدس، ترجمه فاضل خان همدانى، نامه دوم پولس حوارى به تیموثیوس، باب سوم.

2 غیبت نعمانى، ابن ابى زینب، ص. 357

3 كتاب الغیبه، شیخ طوسى، ص 182، ح. 141

4 عیون اخبار الرضا (ع)، شیخ صدوق، ج 2، ص. 59

5 بشاره المصطفى لشیعه المرتضى، طبرى آملى، ص. 258

6 كتاب الغیبه، ص. 46

7 كشف الغمه، اربلى، ج 3، ص. 260

8 مستدرك الوسائل، محدث نورى، ج 11، ص. 379

9 كافى، شیخ كلینى، ج 8، ص. 306

10 من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج 4، ص. 366

11 نهج البلاغه، خطبه. 103

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic