تبلیغات
طلبه - نظراستادشهیدمطری ره درموردآسیب ها و آفاتى که انقلاب اسلامى ایران را تهدید مى كند ارسال سوال از اینكه به این وبلاگ سر زدید ممنونیم.............حتما به سؤال شما هم جواب داده میشه... ولی ممكنه به دلیل حجم بالای سوالات چند وقتی طول بكشه.....مطمئن باشید پاسخ داده میشه
 
طلبه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بهمنیار کیانی
مطالب اخیر
نویسندگان

تحقق آرمان هاى انقلاب، حفظ دست آوردهاى آن، تنظیم سیاست هاى كلى نظام و حفظ مشروعیت حكومت، مشروط به شناخت دقیق آفات، موانع و دشمنان داخلى و خارجى انقلاب است. معمولا به مشكلات درونى انقلاب، آفت و به مشكلات بیرونى آن، مانع گفته مى شود. بنابراین آفات پدیده هاى درونى و موانع پدیده هاى بیرونى اند كه رویاروى انقلاب قرار مى گیرند. علاوه بر آن حوزه هاى سیاست، اقتصاد و اجتماع بر هم تأثیر مى گذارند و اگر به طورمثال استقلال اقتصادى یا فرهنگى زیر سؤال برود، در درازمدت ممكن است استقلال سیاسى نیز خدشه دار شود.

اگر بخواهیم به صورت دقیق تر به بررسى آسیب شناسى انقلاب اسلامى بپردازیم مجموعه این آسیب ها در سه دسته ذیل قابل بررسى است:

الف. آسیب شناسى فرهنگى و اجتماعى‏

پس از روشن شدن ضرورت شناخت آفات و موانع انقلاب با عنایت به رهنمودهاى امام راحل (ره)، مقام معظم رهبرى و استاد شهید مطهرى، اجمالا به مهم ترین آسیب هاى فرهنگى اجتماعى انقلاب اسلامى اشاره مى شود:

1 نفوذ اندیشه هاى بیگانه اندیشه هاى بیگانه ممكن است از طریق دشمنان یا دوستانى كه مجذوب آراى دیگران شده اند، نفوذ كنند. نمونه این گرایش ها در جریانات قرون اولیه اسلامى دیده مى شود. مثلا مجذوب شدگان به فلسفه یونانى و آداب و رسوم ایرانى و تصوف هندى، نظریات و اندیشه هایى را به عنوان خدمت و نه به قصد خیانت وارد اندیشه هاى اسلامى كردند.

بنابراین در مسأله ورود و نفوذ اندیشه هاى بیگانه باید به زمینه هاى داخلى آن نیز توجه كرد. یكى از علل رواج مانوى گرى و مزدك گرایى، عدم اجراى عدالت از جانب حكومت ها بود.

2 تغییر جهت دادن اندیشه ها نهضت خدایى باید براى خدا آغاز شود و براى او ادامه یابد و هیچ خاطره و اندیشه اى غیرخدایى در آن راه نیابد تا عنایت و نصرت الهى شامل حالش گردد. حضرت امام (ره) در وصیت نامه خود، فراموش كردن اهداف فرهنگ قیام ملت و مكتب الهى اسلام، به انزوا كشاندن روحانیت، غرب زدگى و شرق زدگى و سلطه بیگانگان بر مقدرات مراكز تعلیم و تربیت را از آفات فرهنگى انقلاب معرفى مى نماید.

3 تجددگرایى افراطى در مقابل تمسك به اسلام ناب، تجددگرایى افراطى یاالتقاط و زهدگرایى منفى قرار دارد. تجددگرایى افراطى تلفیق اسلام با اندیشه هاى غیراسلامى براى زیبا جلوه دادن آن مى باشد.

4 جدایى حوزه و دانشگاه در واقع یكى از كلیدى ترین مسایل اجتماعى و فرهنگى در جامعه اسلامى ما حفظ و تقویت وحدت این دو نهاد است كه جدایى آن ها آفتى بزرگ به شمار مى آید.

5. بوروكراسى مفرط و فساد ادارى و اجتماعى حضرت على (علیه السلام) مى فرماید: همانا فلسفه نابودى رژیم هاى پیشین این بود كه حق مردم را ندادند تا آن را به رشوت خریدند، و راه باطلشان بردند و آنان پیرو آن گشتند.

6. دنیاطلبى و اشتغال به زینت هاى دنیوى بالأخص بین اقشار انقلابى اگر زندگى تجملى و روحیه تكاثرطلبى در میان عناصر انقلابى فزونى گیرد و نیروهاى انقلابى روحیه خود را از دست دهند، داعیه دفاع از انقلاب و ارزش ها تضعیف مى شود. امام صادق (علیه السلام) ضرر دو گرگ درنده كه به گله چوپانى حمله مى كنند را به مراتب كمتر از زیان حبّ مال و جاه طلبى كه متوجه دین مسلمانان مى شود، مى داند.

ابن خلدون نیز در بحث فراز و فرود تمدن ها به دوران هاى زیر اشاره مى كند: دوران ظفر، دوران قدرت، دوره تجمل و فراغت، دوره خرسندى و بالأخره دوره اسراف و تبذیر و انحطاط. در دوران آخر، عصبیت همبستگى اجتماعى از بین مى رود و تن آسایى، تجمل و حاكمیت روابط فزونى مى گیرد.

7 حاكم شدن روحیه ریا و تملق به جاى اخلاص و ایثار و دگرگونى مجدد ارزش هاى جامعه و فرآیند تبدیل ثروت به ارزش و نابرابرى اجتماعى

8. اشاعه فحشا و فساد و ارتشا

9 تأثیرپذیرى از جنگ روانى و تهاجم فرهنگى و تبلیغاتى دشمن و رجعت تدریجى به ارزش هاى فرهنگى رژیم پیشین

10 بحران هویت اجتماعى بالأخص بین نوجوانان و جوانان نسل دوم و سوم انقلاب و گرایش به الگوهاى غربى

11 فرار مغزها نداشتن برنامه اى همه جانبه براى جلوگیرى از مهاجرت تحصیل كردگان و متخصصان و مشخص نبودن مرزهاى «تعهد» و «تخصص» باعث ظهور پدیده فرار مغزها به كشورهاى دیگر جهان مى شود.

ب. آسیب شناسى سیاسى‏

امام على (علیه السلام) علل افول دولت ها را چهارعامل مى داند: تباه نمودن اصول اساسى، فریب كارى، مقدم داشتن فرومایگان و مؤخرداشتن فرزانگان. عوامل فوق از ضعف یا سوءمدیریت مسئولان حكومتى ناشى مى شود و به تضعیف مشروعیت دولت مى انجامد.

در ارتباط با آسیب شناسى سیاسى انقلاب اسلامى ایران با عنایت به رهنمودهاى رهبران فكرى و سیاسى انقلاب مى توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1 ناتمام گذاشتن آرمان هاى نهضت به تعبیر استاد مطهرى متأسفانه تاریخ نهضت هاى اسلامى صدساله اخیر، یك نقیصه در رهبرى روحانیت شیعه را نشان مى دهد و آن این كه روحانیت نهضت هایى را كه رهبرى كرده تا مرحله پیروزى بر خصم ادامه نداده است.

در مورد انقلاب اسلامى ایران هرچند وضعیت متفاوت است، ولى هنوز تمامى آرمان هاى داخلى و خارجى انقلاب جامه عمل به خود نپوشیده است. تلاش در جهت تقویت و اجراى این آرمان ها از طریق

افزایش آگاهى هاى عمومى و بسیج امكانات، به افزایش اقتدار و استحكام داخلى و نفوذ بین المللى انقلاب مى انجامد.

2 ابهام طرح هاى آینده انقلاب باید طرح هاى روشن و خالى از ابهام و مورد قبول وتأیید رهبران

ارائه دهد تا جلوى ضایعات گرفته شود. تجربه نشان داده است كه كلى گویى و روشن نبودن طرح هاى آینده به تناقض در عمل منجر مى شود و ضایعات اساسى به بار مى آورد.

3 رخنه فرصت طلبان فرصت طلب كسى است كه نسبت به آرمان هاى انقلاب بى اعتقاد یا بى تفاوت و در تلاش براى تأمین منافع شخصى خویش است. استادمطهرى در این رابطه مى گوید:

هر نهضت مادام كه مراحل دشوار اولیه را طى مى كند سنگینى اش بر دوش افراد مؤمن، مخلص و فداكار است. اما همین كه به بار نشست و یا لااقل نشانه هاى باردادن آشكار گشت و شكوفه هاى درخت هویدا شد، افراد فرصت طلب نفوذ مى كنند... تا آن جا كه انقلابیون مؤمن و فداكاران اولیه را از میدان به در مى كنند... انقلاب فرزند خور نیست، غفلت از نفوذ و رخنه فرصت طلبان است كه فاجعه به بار مى آورد... مبارزه با رخنه و نفوذ فرصت طلبان على رغم تظاهرات فریبنده شان یكى از شرایط اصلى حفظ یك نهضت در مسیر اصلى است.

4 تفرقه و درگیرشدن در گرداب اختلافات داخلى و استفاده نكردن از نیروهاى بالقوه مردم همان گونه كه اشاره شد امام على (علیه السلام) راز تداوم انقلاب را دورى از تفرقه و تحكیم اركان مودت و محبت و ترغیب و توصیه نسبت به آن معرفى مى نماید. مهم ترین عامل تهدیدكننده بالندگى یك ملت از دیدگاه آن حضرت عبارت است از: كاشتن بذر نفاق و كینه در سینه، پشت كردن به یكدیگر، ترك یارى هم نوعان و تبدیل الفت و محبت به پراكندگى و تفرقه.

بنیان گذار جمهورى اسلامى ایران نیز پیوسته بر دورى از تفرقه و لزوم وحدت براى تداوم انقلاب تأكید داشتند.


از دیدگاه ابن خلدون نیز عصبیت مهم ترین عامل اعتلاى یك ملت و تمدن محسوب مى شود. عصبیت به مثابه رشته مشتركى، خانواده ملت را به هم پیوند مى دهد.

5. شفاف نبودن مواضع گروهها، افراد و جناحها در سطح جامعه.

6. بى تفاوتى مردم نسبت به سرنوشت كشور و اصالت یافتن منافع شخصى و غیرسیاسى شدن

دانشگاهها انقلاب به مثابه موجودى زنده است كه براى دوام خود نیاز به تغذیه دارد. ساختن نیروهاى انقلابى و مؤمن از نسل هاى جدید، از مهم ترین عوامل تداوم انقلاب محسوب مى شود.

7. ایجاد تردید در آرمان هاى انقلاب و به فراموشى سپردن یا تضعیف شعار استقلال و آزادى

8. در خطر قرارگرفتن امنیت مظلومین عدم امنیت حقوقى، سیاسى، جانى، مالى و حیثیتى مردم زمینه را براى رخنه و تقویت مخالفان انقلاب باز مى كند

9 جدى نگرفتن تخصص در امر حكومت و سیاست

10 بروز ابهامات و چالش هایى در سیاست خارجى از طریق ابهام در مفهوم و مرز منافع ملى، نداشتن استراتژى مشخص و عقلانى، گرفتارآمدن در ساختارى غیر پویا و ناكارآمد و روزمرگى و مشخص نبودن كامل روند تصمیم گیرى.

11 بازگشت استعمار به طرق آشكار و نهان و وابستگى نظامى و سیاسى به قدرت هاى بیگانه.

ج. آسیب شناسى اقتصادى‏

امیرالمؤمنین على (علیه السلام) یكى از علل سقوط و زوال حكومت ها را تبذیر و هزینه هاى زیان بار اقتصادى معرفى مى نماید. (1) روش اقتصادى وى براساس عدالت و حقیقت بود و جز به حق عمل نمى كرد. وى هیچ گونه تبعیض و امتیازى حتى براى خود و نزدیكان قائل نبود تا جایى كه چون عقیل برادر وى تقاضاى سه صاع یك كیلو گندم از بیت المال كرد، حضرت امتناع ورزید و آهنى گداخته به دست او نزدیك كرد و فرمود:

اى برادر در این مال چیزى جز آن چه به تو دادم حقى ندارى، ولى صبر كن تا مالى از خودم برسد، آنگاه هرچه خواسته باشى به تو خواهم داد.

امام على (علیه السلام) در پاسخ ایراد كسانى كه رعایت مساوات در عطایاى بیت المال را خلاف «سیاست» مى دانستند، فرمود:

اگر این دارایى از خودم بود به طور یكسان در میان شما تقسیم مى كردم تا چه رسد به این كه این اموال از آن خداست. آگاه باشید كه بخشیدن مال در غیر موردش تبذیر و اسراف است. وقتى شریح قاضى خانه اى گران به مبلغ 80 دینار خرید، حضرت او را احضار كرده و فرمود: اى شریح، به زودى كسى به سراغت خواهد آمد كه نه قباله ات را نگاه مى كند و نه از شهودت مى پرسد. تو را از آن خانه بیرون مى كند و به قبر تحویل مى دهد.

مهم ترین اصولى كه امیرمؤمنان در سیاست هاى اقتصادى دولت خود رعایت مى نمود عبارت بود از: رعایت حال خراج دهندگان، همیارى اقتصادى دولت و مردم، استفاده از مالیات جهت عمران و

آبادى، عدم تبعیض در اخذ مالیات، برخورد شدید با محتكران و گران فروشان، محترم شمردن بیت المال، رفاه و آسایش مردم و رسیدگى به طبقات پایین جامعه. ایشان همواره در مورد مستضعفانى كه هیچ چاره اى براى معاش خود ندارند توصیه مى كردند.

با توجه به سیره على (علیه السلام) و با عنایت به رهنمودهاى رهبران فكرى سیاسى انقلاب به اجمال مهم ترین آسیب هاى اقتصادى انقلاب اسلامى ایران را مى توان چنین معرفى كرد:

1 وابستگى اقتصادى به قدرت هاى بیگانه

2 نداشتن برنامه هاى بلندمدت و كوتاه مدت براى نیل به استقلال و توسعه اقتصادى با توجه به رشد بى رویه و نامناسب جمعیت این امر باعث مى شود امكانات و توانمندى هاى كشور بى آنكه راه گشاى یك اقتصاد مستقل و توسعه یافته شود در امور روزمره و زودگذر به كار افتد و از میان برود.

3 عدم توجه به بحران هاى اقتصادى ناشى از روند توسعه یا عدم توجه به رعایت اقشار كم درآمد در اجراى برنامه هاى سازندگى و توسعه اقتصادى

4 عدم وجود فرهنگ كار و انضباط اجتماعى و گرایش به احتكار، دلالى، گران فروشى، قاچاق و سایر شغل هاى كاذب

5. رانت گرایى.

6. جداشدن مردم از برنامه هاى دولت در طرح هاى سازندگى

7. افزایش فاصله طبقاتى، پیدایش ثروت هاى بادآورده و بى توجهى به مستضعفان و عنایت به ثرومندان فاصله فاحش فقیر و غنى و فقدان عدالت اجتماعى اقتصادى، راه رابر كم رنگ شدن آرمان هاى انقلابى مى گشاید. فقرا در بند تأمین كم ترین میزان وسایل زندگى اند و ثروتمندان در پى

اسراف و تبذیر و تجمل. بنابراین، هردو گروه خود را از مسیر انقلاب كنار مى كشند و دشمنان انقلاب فرصت رخنه مى یابند. قرآن كریم، به عنوان یك ضابطه كلى، اعلام مى دارد كه به هیچوجه ثروت نباید میان توانگران دست به دست گردد.

استاد مطهرى پس از تبیین عدالت اجتماعى، استقلال، آزادى و معنویت اسلامى به عنوان سه ركن انقلاب مى گوید: سرمایه دارى از آن جهت محكوم است كه در بطن خود استثمار را پرورش مى دهد.

امام خمینى (ره) درباره توجه به مستضعفان مى فرماید:

جنگ هاى پیامبر همه اش با اغنیا و با گردن كلفت ها بود. با ثروتمندها بود. خدا نیاورد آن روزى كه سیاست ما و سیاست مسؤولین كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومین و روآوردن به حمایت از سرمایه دارى گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیش ترى برخوردار بشوند. معاذالله كه این با روش انبیا و امیرالمؤمنین و ائمه معصومین (علیهم السلام) سازگار نیست. دامن حرمت و پاك روحانیت از آن منزه است و تا ابد هم باید منزه باشد.

آن راهبر فقید در وصیت نامه سیاسى الهى اش نیز چنین مى فرماید:

توجه داشته باشند كه رئیس جمهور و وكلاى مجلس از طبقه اى باشند كه محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده، در فكر رفاه آنان باشند، نه از سرمایه داران و زمین خواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات كه تلخى محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمى توانند بفهمند... به آنان خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستم دیدگان كه نورچشمان ما و اولیاى نعم همه هستند و جمهورى اسلامى رهاورد آنان و با فداكارى هاى آنان تحقق پیدا كرد و بقاى آن نیز مرهون خدمات آنان است، فروگذارى نكنید.

(ر. ك: انقلاب اسلامى و چرایى و چگونگى رخداد آن (ویراست سوم) نشر معارف صص 169- 176.)

د. راهكار مقابله با آسیب ها و آفات انقلاب:

علاوه برشناسایى آسیب هاى فوق و توجه اساسى به آنها در این زمینه باید گفت: شرط اساسى براى مقابله با آسیب‏هاى انقلاب توجه به علل و عوامل پیروزى، اقتدار و تداوم و استمرار انقلاب است. یك انقلاب در حد كمال مطلوب، سه ركن اساسى دارد كه عبارت است از: برخوردارى از یك ایدئولوژى و مكتب پویا و انقلابى، و مشاركت گسترده، فعالانه و ایثارگرانه مردم از همه طبقات، و ظهور و نهادینه شدن رهبرى مورد قبول عموم مردم با ویژگى‏هاى شخصى هم چون نبوغ، اقتدار، صلابت و جسارت در تصمیم گیرى.

انقلاب اسلامى در مقایسه با انقلاب‏هاى دیگر، در هر سه ركن از تمامیت و عظمت بى‏نظیرى برخوردار بوده است و در واقع، چه در مقابله با رژیم گذشته و حامیان خارجى آن و چه در مقابله با ضد انقلاب و دشمنان داخلى و خارجى با تكیه بر این سه ركن هم چنان بالنده و پیروز به پیش رفته و موفق بوده است.

به این ترتیب حفظ ویژگى‏هاى این سه ركن اساسى اقتدار نظام و انقلاب، مى‏تواند هم چنان موجب تداوم و توسعه آن گردد و هر نوع آسیبى كه به این سه ركن وارد آید، موجبات زوال تدریجى و انحطاط انقلاب فراهم خواهد كرد. تاریخ جوامع بشرى و ظهور اقتدار و زوال و انحطاط در آن‏ها چه در جوامع اسلامى و چه در جوامع دیگر هم مؤید همین امر است.

از طرف دیگر دشمنان انقلاب نیز كه از رویارویى مستقیم با این انقلاب نا امید گشته‏اند، در جهت ایجاد و تقویت آفات و تشدید آسیب‏هاى وارده به انقلاب از هیچ اقدامى دریغ نخواهند كرد و به این ترتیب این وظیفه دوستداران و مسئولین نظام است كه هر چه دقیق تر نسبت به شناخت این آسیب‏ها اقدام نموده، در صدد مقابله و علاج آن‏ها باشند و حساسیت ویژه‏اى در این زمینه به خرج دهند و بدانند و آگاه باشند كه هیچ انقلابى بدون مبارزه مستمر و دائم با آفات آن نمى‏تواند همیشه از جایگاه مقتدرى برخوردار بوده، موفقیت‏ها و دست آوردهاى آن تضمین گردد.

در جامعه اسلامى انقلابى ما، دو جریان فكرى خطرناك و منحرف سیاسى چپ و راست (ماركسیسم و لیبرالیسم)، هم چنین جریانات انحرافى مذهبى از قبیل اسلام التقاطى و اسلام غیر سیاسى و تخدیرى، وجود دارد اگر چه كه در برخورد مستقیم و رویارویى با انقلاب اسلامى شكست خورده‏اند و سیستم و نظام و تشكیلات رسمى آن‏ها یا از هم پاشیده و یا رسوا شده است، ولى واقعیت امر این است كه اكثر سردمداران آن‏ها بر خط مشى و شیوه فكرى خود باقى مانده‏اند و احتمالا براى بقا و حیات خود و حتى پیشرفت و پیشبرد فكر خود به شیوه ماكیاولى نه تنها وابستگى، خود را به هر یك از جریان‏هاى فكرى مزبور انكار مى‏كنند بلكه از آن‏ها تبرى نیز مى‏جویند. ولى در عمل، جریان فكرى خود را با نام انقلاب و به نام اسلام و تمسك به معیارهاى اسلامى، بسط و گسترش مى‏دهند. راست گرایى و چپ گرایى همواره از خطرات مهمى است كه مى‏تواند موجبات انحراف و شكست انقلاب را در دراز مدت فراهم كند.

براى جلوگیرى از نفوذ چنین جریاناتى و تضمین سلامت انقلاب از هر خطر و انحرافى، دو وظیفه اصلى و اساسى بر عهده متفكران انقلاب به ویژه فقهاى اسلامى مى‏باشد:

الف) با مجاهدت و تلاش پى‏گیر، زوایا و جوانب مختلف مكتب اسلام را با توجه به مسایل و معضلات امروزى، روشن، تبیین و تدوین نمایند تا از این رهگذر در تنظیم قوانین مناسب و اجراى آن‏ها مسئولین را یارى نمایند.

ب) ویژگى‏هاى جریانات فكرى سیاسى مذهبى منحرف را دقیقا شناسایى و پى‏گیرى كرده، با ارائه و معرفى آن‏ها، جامعه را از خطر نفوذ آن‏ها بر حذر دارند.

مسایلى كه هنوز جامعه ما گریبان‏گیر آن بوده و حل نشده، متعدد است. در این جا نه فرصت پرداختن به آن‏ها و ارائه راه حل براى هر یك وجود دارد و نه در توانایى نویسنده مى‏باشد. بنابراین فهرست وار به آن‏ها مى‏پردازیم:

اگرچه جنگ تحمیلى با پذیرش قطعنامه 598 و اعلام آتش بس و به دنبال درگیرى عراق با كویت و الزاما آزادى اسرا و خروج نیروهاى عراق از خاك ایران دیگر به عنوان مسئله اصلى جمهورى اسلامى در سر لوحه برنامه‏ها قرار ندارد، مع ذلك نباید فراموش كرد، جنگ با استكبار تا نابودى قطعى آن، هم چنان ادامه دارد و ملت نباید حالت آمادگى خود را براى ایثار و فداكارى از دست بدهد. این جنگ براى جمهورى اسلامى و انقلاب تنها مسئله رفع تجاوز و جبران خسارت وارده نبود بلكه علاوه بر خنثى كردن یكى از توطئه‏هاى بزرگ دشمنان خارجى انقلاب، در سقوط و به زانو در آوردن نظام جمهورى اسلامى، آزمایش و محك مهمى بود و در تحلیل میزان استقامت و پایدارى و سازش ناپذیرى انقلاب در مقابل فشارهاى سیاسى، نظامى و اقتصادى كه بر آن وارد مى‏آید، نقش مهمى داشت.

پیروزى‏هاى پى در پى رزمندگان اسلام تحت تأثیر عامل ایمان واراده و بر پایه ایثار و شهادت، به ویژه عملیات استشهادى در لبنان و فلسطین، نگرانى جدى دشمنان انقلاب را فراهم كرده است و موضوع تسلط و یا توازن قوا را كه قبلا بر پایه اقتدار نظامى و تسلیحاتى محاسبه مى‏گردید، با پدیده جدید و لاینحلى مواجه ساخته است.

در عین حال جمهورى اسلامى كماكان باید تمام توان و نیروى خود را در تقویت بنیه نظامى و فعالیت در صحنه دیپلماسى براى تحقق خواسته‏هایش به كار گیرد كه اگر چه ذخایر عظیم انسانى و مالى را باید صرف آن نمود ولى قطعا در تثبیت و تقویت مواضع انقلاب اهمیت ویژه‏اى خواهد داشت و موج تثبیت و استقرار هر چه بیشتر اقتدار ملى در منطقه، براى تحقق اهداف جهانى آن خواهد گردید.

به موازات آن، حل مشكلات اساسى اقتصادى از اهم مسایل انقلاب است. رفع بى عدالتى‏هاى اقتصادى، اجتماعى باقى مانده از زمان طاغوت و برقرارى نظام اقتصادى عادلانه اسلامى هنوز مسئله‏اى است كه به طور جدى چارچوب و برنامه آن روشن و مشخص نشده است. این كه تا كى باید طبقات عظیمى از جامعه كه پایه‏هاى انقلاب بر دوش آن‏ها قرار دارد كماكان از حداقل امكانات زندگى، محروم باشند در حالى كه اقلیت محدودى از طبقات مرفه و متنعم كه جز شكایت از كمبودها و سایر مشكلات انقلاب، چیز دیگرى براى ارائه ندارند و برخوردار از همه امكانات هستند، مسئله‏اى است كه بالأخره باید به آن پرداخت و این امر همان چیزى است كه مقام معظم رهبرى از آن به مبارزه با فقر، فساد و تبعیض یاد كرده است.

حل مشكلات روستاها و روستاییان، كسانى كه تولید كنندگان اصلى ارزاق جامعه هستند و جلوگیرى از مهاجرت بى رویه آنها به شهرها و حل مسئله گسترش روز افزون و بدون برنامه شهرها نیز از مسایل عمده‏اى است كه هنوز چاره‏اى اساسى براى آن پیدا نشده است. در حالى كه هم اكنون حدود بیش از نیمى از مردم ایران شهر نشین شده و كمتر از نیمى دیگر كه در روستاها هستند به علت عدم بهره‏بردارى از امكانات ضرورى، قادر به تأمین نیازهاى اولیه خود نیز نیستند. با این وجود، چگونه كشور ما مى‏تواند از نظر تأمین ارزاق استراتژیك، خود كفا شود؟

مسئله تأمین مسكن مردم كه بزرگ‏ترین بخش از نگرانى‏هاى هر خانواده را تشكیل مى‏دهد و قسمت عمده درآمد آن‏ها را مى‏بلعد نیز از مسایل رفاهى مهم و در عین حال معضل بزرگ جامعه است.

حل مسئله بوروكراسى ادارى و اصلاح دانشگاه‏ها و مؤسسات آموزشى نیز از مسایل بسیار مهمى است كه باید به آن‏ها توجه كافى نمود.

انقلاب اسلامى با همه عظمتى كه برشمردیم هم چون ارمغانى الهى و مائده‏اى آسمانى در تاریك‏ترین لحظات از تاریخ ملت ایران به ما ارزانى شد. در حقیقت این انقلاب ودیعه‏اى است الهى كه خداوند بر ما منت گذارده و ما را لایق دانسته كه در میان همه نسل‏ها به نسل حاضر و در میان همه جوامع و ملت‏ها به ملت ما سپرده شود تا در حفظ و گسترش آرمان‏هاى آن بكوشیم. ملت ما هم تا كنون با تقدیم چند صد هزار شهید و معلول و حضور همیشگى خود در صحنه و مشاركت گسترده در پاسدارى آن با تمام توان كوشیده و بر همه مشكلات و موانع فایق آمده است.

پیروزى‏هاى چشم‏گیر و شكوفایى روزافزون انقلاب اسلامى خواب راحت را از چشمان همه قدرت‏هاى استكبارى زدوده است. ترس آن‏ها از این است كه اگر به این انقلاب امكان داده شود تا در آرامش به سر برد و میدانى براى معرفى یك نظام اسلامى پیدا كند، جاذبه و كشش آن موجب خواهد شد كه نه تنها ملت‏هاى مسلمان به صورتى غیر قابل مقاومت به طرف آن كشیده شوند بلكه ملل غیر مسلمان نیز كه از بلوك بندى‏ها و وضع موجود جهان در رنج و عذاب هستند، مدل و شیوه دیگرى را در اختیار خواهند داشت كه نمى‏توان آن‏ها را از اختیار كردن چنین مدلى بازداشت. بنابراین قدرت‏هاى استكبارى تا شكست قطعى و ناامیدى كامل خود تلاش خواهند كرد براى انقلاب اسلامى درد سر ایجاد كنند و مجدانه براى سرنگونى آن خواهند كوشید و در آن صورت ادعا خواهند كرد كه ایجاد چنین كمال مطلوبى با عنوان نظام اسلامى عملى نیست و مذهب در حد ایده‏آل خود یك رابطه فردى با خدا است یا حداكثر یك فرم رسمى از دولتى است كه در یك كشور مسلمان توسط یك حكمران مسلمان، اداره مى‏شود.

باید هوشیار بود كه هر نوع موفقیت استكبار در این زمینه، بزرگ‏ترین شكست را براى انقلاب به ارمغان مى‏آورد و براى سال‏ها بلكه قرن‏هاى متمادى هر نوع حركت اسلامى را به شكست كشانده و یا در نطفه خفه خواهد كرد.

ملت ایران و رهبران آن این فرصت و موقعیت را به دست آورده‏اند كه آن چه را در قالب مخالفت‏هاى معنوى و اخلاقى خود با نظام سابق بروز مى‏دادند در چارچوب سیاست‏هاى مدرن و مدونى پیاده كنند. مسایلى از قبیل ماهیت سیاست و اقتصاد اسلامى، روابط اجتماعى و برقرارى عدالت اسلامى در جامعه از جمله مسایلى است كه باید به آن‏ها پرداخت. در حالى كه انقلاب‏هاى بورژوازى لیبرالیستى غربى روى آزادى فرد به قیمت فدا كردن عدالت اجتماعى تكیه مى‏كنند و انقلاب‏هاى ماركسیستى، برقرارى عدالت اجتماعى را به قیمت از دست دادن آزادى‏هاى فردى نوید مى‏دهند، اینك انقلاب اسلامى است كه باید بتواند جامعه‏اى را به دنیا ارائه دهد كه هیچ كدام از آن‏ها، فداى دیگرى نشود.

دنیاى امروزى دیگر دنیاى قبل از انقلاب اسلامى نیست. اینك صفحه جدیدى در تاریخ اسلام باز شده است. شكوه گذشته اسلام مجددا بدان باز مى‏گردد. دشمنان اسلام، جنگ دائمى را بر علیه اسلام پى خواهند گرفت. آن‏ها مغرور قدرت مادى خود هستند و دست از عناد و توطئه برنخواهند داشت.

سرنگونى رژیم طاغوت و آن چه كه نمایان‏گر آن بود اگر چه به قیمت جان ده‏ها هزار انسان به دست آمد، وقتى كه با برنامه‏ها و اهداف عظیمى كه در پیش است، مقایسه شود به صورت موفقیت كوچكى جلوه‏گر شده و ابتداى راه را به ما نشان مى‏دهد.

امروزه صداى توده‏هاى مسلمان با شعارهاى اسلامى در اقصى نقاط جهان اسلام، بلند است. توده‏هاى مسلمان به یمن پیروزى انقلاب اسلامى ایران راهى را انتخاب كردند كه ما طى كردیم. هر نوع غفلت در ادامه راه، موجبات یأس و سستى آن‏ها را نیز فراهم خواهد كرد. بنابراین بار موفقیت‏ها و شكست‏هاى ملل دیگر هم بر دوش ما قرار دارد و نباید از آن غافل بود. و این در شرایطى است كه دولت‏هاى اسلامى فعلى نه تنها از نظر سیاسى، اقتصادى و نظامى بلكه از نظر ایدئولوژیك هم جذب اردوگاه استكبار شده‏اند. آخرین امیدى كه دشمنان انقلاب داشتند و بدان دل بسته بودند و در عین حال دوستان و یاران انقلاب هم نگران آن بودند، موضوع رحلت و غیبت رهبر و بنیان‏گذار انقلاب اسلامى «امام خمینى (ره)» از صحنه انقلاب بود.

از آن جا كه نقش رهبرى در پیروزى و تداوم انقلاب یكى از اركان اصلى و مهم انقلاب بود و توده‏هاى مردم با شیفتگى و عشق و علاقه زاید الوصفى از رهنمودها و نظرها و دستورهاى ایشان پیروى مى‏كردند، دشمنان انقلاب بر این تصور بودند كه با رحلت امام (ره) توده مردم نیز از صحنه خارج شده، جنگ قدرت براى كسب مقام رهبرى در خواهد گرفت و آن چنان هرج و مرج و اختلاف و نابسامانى ایجاد خواهد شد كه امكان كنترل اوضاع از دست دولت مردان خارج، و در حقیقت انقلاب به پایان عمر خود نزدیك خواهد گشت. با این وجود حادثه جان گداز رحلت حضرت امام (قدس سره الشریف) در شرایطى رخ داد كه نه تنها آخرین امیدها و آرزوهاى دشمنان انقلاب را تبدیل به یأس كرد، بلكه جهانیان را وادار به اعتراف به این مسئله مهم نمود كه این انقلاب از استحكام و قدرت و توانایى فراوانى برخوردار است.

رحلت امام (ره) در شرایطى رخ داد كه همه تصمیمات بنیادینى كه مى‏توانست براى جانشینان ایشان مشكل آفرین باشد و آن‏ها را به بن بست بكشاند، اخذ شده بود. به ویژه در چند ماهه آخر حیات ایشان تصمیماتى كه در زمینه پذیرش قطعنامه 598 شوراى امنیت، بركنارى آیت الله منتظرى و صدور فرمان «بازنگرى قانون اساسى» گرفته شده بود، راه را كاملا هموار ساخت.

از سویى دیگر، امام با اقدامات، پیام‏ها و نوشته‏هاى فراوان خود كه آخرین آن‏ها وصیت نامه سیاسى الهى ایشان مى‏باشد، به اندازه‏اى سنت و رویه و دستور العمل براى پیروان و رهروان خود باقى گذارده است كه بتوان با تكیه بر آن‏ها راه اصیل و راستین او را تشخیص داده، انتخاب كرد.

تشییع تاریخى و بى نظیر پیكر مطهر امام (ره) توسط ملت ایران كه به اعتراف رسانه‏هاى خارجى متجاوز از ده میلیون نفر در آن شركت داشتند و سرعت عمل مجلس خبرگان رهبرى، در انتخاب «حضرت آیت الله خامنه‏اى» به عنوان جانشین امام و رهبر ملت ایران با اكثریت قاطع و استقبال یكپارچه اقشار مختلف جامعه از این انتخاب به دور از هر نوع اختلاف و جناح بندى و بیعت همگانى با رهبرى جدید، موجبات حیرت جهانیان و در عین حال یأس شدید دشمنان انقلاب را فراهم كرد و نشان داد كه همه پیش بینى‏هاى آن‏ها غیر واقعى و بر اساس تحلیل‏ها و نگرش‏هاى مادى بوده است.

اگر چه ملت ایران در غم از دست دادن رهبر و مقتداى خود عزادار شد و دیگر آن چهره ملكوتى در میان ما نیست تا با قدرت معنوى زاید الوصف خود به هنگام بحران و حوادث جان‏فرسا به ما آرامش بخشد و نگذارد اختلافات درونى جامعه موجب بروز تزلزل در اركان انقلاب شود، ولى رهنمودها و سنت‏هاى باقى‏مانده از آن حضرت و تلاش رهبران جامعه در ادامه راه ایشان، نوید بخش جامعه انقلابى مى‏باشد.

(ر. ك: انقلاب اسلامى، زمینه‏ها و پیامدها، نویسنده: دكتر منوچهر محمدى صفحه 281)

در هر صورت آیات قرآن كریم ما را به درس گرفتن از سرگذشت پیشینیان ترغیب مى كند. هم چنین امیرالمؤمنین على (علیه السلام) مكرراً ما را به سرنوشت ملت هاى پیشین و مطالعه تاریخ و عبرت گرفتن از آن دعوت مى نماید. آن حضرت مهم ترین موانع انقلاب و اسباب شكست نهضت ها را كینه توزى، تفرقه و پشت كردن به یكدیگر معرفى مى كند.

امام خمینى در وصیت نامه سیاسى الهى خود با هشدار به این كه انقلاب نباید به دست نااهلان افتد، رمز تداوم انقلاب را چنین معرفى مى كند:

بى تردید رمز بقاى انقلاب اسلامى، همان رمز پیروزى است و رمز پیروزى را ملت مى داند، و نسل هاى آینده در تاریخ خواهند خواند كه دو ركن آن انگیزه الهى و مقصدعالى حكومت اسلامى و اجتماع ملت در سراسر كشور با وحدت كلمه براى همان انگیزه و مقصد مى باشد.

آیت اللّه مطهرى پس از پیروزى انقلاب، به موانع و آفات انقلاب عطف نظر نمود و اذعان داشت كه اگر با واقع بینى و دقت كامل با مسایل انقلاب مواجه نشویم و در آن تعصبات و خودخواهى را دخالت دهیم، شكست انقلاب همانند نهضت صدر اسلام، حتمى خواهدبود. در این راستا بود كه وى بحث «آفات انقلاب» را طرح نمود.

حضرت آیت اللّه خامنه اى نیز همواره اقشار مختلف مردم را از آفات و موانع احتمالى انقلاب برحذر داشته اند. ایشان در ارتباط با ضرورت و اهمیت آسیب شناسى انقلاب مى گوید:

میكروب رجعت یا ارتجاع، دشمن بزرگ هر انقلاب است كه به درون جوامع انقلابى نفوذ كرده و در آن رشد مى یابد. نفوذ فساد و ایجاد تردید در اذهان جوانان نسبت به آرمان ها، دنیاطلبى، اشتغال به زینت هاى دنیوى و زندگى راحت در جامعه و بروز علایم زندگى تجملاتى در میان عناصر انقلابى، نشانه هایى از تأثیر میكروب ارتجاع و عقب گرد است. پرداختن به مال و مال اندوزى، دچارشدن به فسادهاى اخلاقى مالى و فساد ادارى، درگیرشدن در اختلافات داخلى كه خود یك فساد بسیار خطرناك است، و جاه طلبى، كاخ آرمانى انقلاب اسلامى و هر حقیقت دیگرى را ویران مى كند.

(روزنامه كیهان، 17 دى. 1373) 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:21 ب.ظ
Good day! Do you know if they make any plugins to safeguard against hackers?
I'm kinda paranoid about losing everything I've worked hard on. Any tips?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :