ارسال سوال از اینكه به این وبلاگ سر زدید ممنونیم.............حتما به سؤال شما هم جواب داده میشه... ولی ممكنه به دلیل حجم بالای سوالات چند وقتی طول بكشه.....مطمئن باشید پاسخ داده میشه
 
طلبه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بهمنیار کیانی
مطالب اخیر
نویسندگان
راه انس با چیزى، برقرارى ارتباط زیاد با آن است و این مطلب از نقطه نظر روان شناختى، امرى مسلّم و غیر قابل انكار است. در این رابطه پرسش‏هایى چند قابل طرح است: 
چگونه انسان، این «بى نهایت كوچك»، مى‏تواند با آفریدگار هستى- آن «بى‏نهایت بزرگ» رابطه برقرار كند و این پیوند، او را از خاك تا افلاك بالا برد؟ چگونه این «هیچ»، به آن «همه» متصل مى‏شود؟ آیا جز «دعا و نیایش»، راهى براى این پیوند هست؟ دعا چیست؟ شرایط آن كدام است؟ استجابت دعا یعنى چه؟ پیدا كردن «حال» در دعا چگونه به دست مى‏آید؟ به چه زبانى باید دعا كرد؟ نیایش چه تأثیر روحى و معنوى بر زندگى ما دارد و...؟ 
مى‏دانیم كه دعا، تنها خواندن جملات و الفاظى چند- بى‏حضور دل‏و بى‏كشش روح نیست بلكه خواستن از ژرفاى جان است. اگر دعا از جان سوخته و عطشناك برآید، «اجابت» الهى، آب گوارایى بر عطش سوزان دل سوختگان خواهد بود. 
باید اجازه داد تا پاى اشك، از جاده دل عبور كند. باید گذاشت وقتى آسمان دل مى‏گیرد، باران اشك جارى شود. باید گذاشت در حالت اضطرار و طلب و درماندگى، عنان سخن به دست دل داده شود تا صمیمانه با خدا حرف بزند و مثل یك كودك، زار بزند، اشك بریزد، با اصرار بخواهد و یقین داشته باشد كه این پاى بر زمین كوبیدن و اشك ریختن و التماس كردن، موجب بر آمدن حاجت مى‏شود. «گریه»، سلاح نیایش‏گر و «امید»، سرمایه او است «ارحم من رأس ماله الرّجاء و سلاحُه البكاء...»(1). باید كارى كرد تا چشمه «ربّنا»، از دل بجوشد و بر كویر سینه‏هاى سوزان جارى شود و دشت عطشناك جان را سیراب كند. 

 حس دعا 
اگر «احساس نیاز» و «ابراز حاجت»، از طرف بنده و «قدرت رفع آن» و «اجابت دعا» از سوى خدا باشد آنچه این دو سو را به هم وصل مى‏كند، «نیایش» است. هر چه انسان فقر و نیاز خویش را بیشتر بشناسد و به قدرت و رحمت الهى آگاه‏تر باشد، حسّ دعا بهتر به دست مى‏آید. 
احساس بى‏نیازى، طغیان و روى گردانى مى‏آورد. قرآن كریم مى‏فرماید: انسان همین كه خود را غنى و بى‏نیاز حس كند، سر به طغیان و گردن‏كشى مى‏گذارد: «كَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغى، أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى»(2). هر چه فقر و نیاز خود را بیشتر حس كند و سررشته كارها را به دست معبود ببیند، كشش به سوى خدا بیشتر خواهد بود. قرآن مى‏فرماید: اى مردم شما همه نیازمند خداوند هستید و او بى‏نیاز و ستوده است: «یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ»(3). 
نیازمندى و وابستگى انسان به خدا كافى نیست بلكه درك این دو، برانگیزاننده آن «حس دعا» است. باید حجاب بین بنده و خالق كنار برود. غرور، خودخواهى، تكبّر، بى‏اعتنایى، طلب كارى، قساوت دل، یأس و نومیدى و... همه به نوعى «حجاب» به شمار مى‏رود. بر عكس، حالاتى همچون شكسته دلى، تضرّع، گریه، خشوع، امید، اضطرار، التجا، پناه آوردن، یقین به اجابت، خسته نشدن از طلب، رقّت قلب و... پرده‏ها و حجاب‏ها را كنار مى‏زند. سفارش حضرت پیامبرصلى الله علیه وآله چنین است: آن گاه كه رقّت دل حاصل شد، دعا را غنیمت شمارید، كه رحمت خداوند است «اغتنموا الدعاء عند الرقه، فانها رحمه»(4). 
خدا به كدام دل نزدیك تر است؟ نجواى كدام نیایش گر از بام خانه تا ملكوت خدا بالا مى‏رود؟ 
 
در كوى ما شكسته دلى مى‏خرند و بس‏ بازار خود فروشى از آن سوى دیگر است‏    
 

حدیث قدسىِ «انا عند المنكسره قلوبهم»(5) «من نزد شكسته دلانم»، اشاره به این حقیقت دارد كه: 
 
افتادگى آموز اگر طالب فیضى‏ هرگز نخورد آب، زمینى كه بلند است‏    
 

حضرت رسول‏صلى الله علیه وآله هرگاه دعا و نیایش مى‏كرد، مانند شخص محتاجى- كه دست نیاز و طلب گشوده و غذا مى‏خواهد دست خود را به آستان خداوند بلند مى‏كرد(6). این حالت نیاز و درماندگى است كه رحمت را نازل مى‏كند و نگاه عنایت خدا را به سوى نیایش‏گر بر مى‏گرداند و «بزرگى»، در همین «فروتنى» و «عزّت» در سایه همین «تواضع» است. 
«دعا» اقبال بنده به درگاه الهى و «اجابت»، اقبال خداوند به بنده است. اگر مفهوم آن دو در دل جاى گیرد، حالت دعا و نیایش پدید مى‏آید. چه سعادتى بالاتر از اینكه یك «بنده»، مورد عنایت «مولا» قرار گیرد و صدایش را بشنود و خوشش آید و جواب بدهد و گاهى جواب دادن را طولانى كند تا بیشتر صداى نجوا و نیایش بنده را بشنود. 
پس از تأخیر استجابت، نباید چندان نگران و نا امید شد. گاهى مولا صلاح بنده را بهتر مى‏داند. گاهى هم تأخیر از جهت دیگر است چنان كه آمده است: «گاهى خداوند، اجابت دعاى مؤمن را به تأخیر مى‏اندازد چون مشتاق دعاى او است و مى‏فرماید: صدایى است كه دوست دارم آن را بشنوم»(7). 
شاید هم، دعا از صمیم دل و از روى خلوص نیّت نبوده و شرایط استجابت در آن فراهم نیست. مگر دعا از دل غافل و زبان یاوه‏گو و نیّت آلوده و نیایش‏گر ریاكار، این اندازه اثر دارد كه به آسمان رود و به آستان خدا رسد؟ 
به هر حال، حال را هم باید از خدا خواست كه «محوّل الاحوال» است. 
امام‏على‏علیه السلام مى‏فرماید: خشكیدن اشك از چشم‏ها، نتیجه قساوت دل و آن، نتیجه زیاد شدن گناهان است «ما جفّت الدموع الا لقسوه القلوب، و ما قست القلوب الا لكثره الذنوب»(8). 
 
عصیان و گناه، پرتگاه دل ماست‏ مسدود به روى عقل، راه دل ماست‏    
 
  
خشكیدن اشك گریه از چشمه چشم‏ گویاى سقوط پایگاه دل ماست‏    
 

(9) 
 آداب دعا 
برخى از «آداب دعا» از این قرار است: 
. 1 مداومت و پیوستگى در دعا 
یعنى همیشه، همه جا، در هر حال، غم و شادى، راحتى و رنج، فقر و دارایى، پیرى و جوانى، بیمارى و تندرستى، شدّت و رخا و... باید دعا كرد و به راز و نیاز با معبود پرداخت. 
. 2 پرهیز از گناه‏ 
چرا كه گاهى گناهان مانع اجابت دعا مى‏شود «اللهم اغفرلى الذّنوب التى تحبس الدعا»(10). 
. 3 دعاى دسته جمعى و آمین گفتن گروهى از مؤمنان‏ 
روایت است كه: «هرگاه براى امام باقرعلیه السلام مشكلى پیش مى‏آمد، زنان و كودكان خانواده را جمع مى‏كرد و دعا مى‏كرد و آنان آمین مى‏گفتند».(11) 
. 4 دعا به نام‏هاى نیك خدا و ستایش و حمد و ثنا پیش از دعا 
چرا كه هر نامى كلید درى از رحمت‏هاى الهى است و هر اسمى خاصیّتى دارد. ستایش الهى، شرط ادب پیش از عرض حاجت است. 
. 5 بازگو كردن حاجت‏ها و بر شمردن نیازها 
هر چند كه خداوند داناى همه چیز است و هم نامه نانوشته مى‏خواند و هم اسرار نهفته مى‏داند امّا خود این مطرح كردن، گامى نزدیك به اجابت است. امام صادق‏علیه السلام مى‏فرماید: «خداوند مى‏داند آنچه را كه بنده‏اش هنگام دعا مى‏خواهد ولى دوست دارد كه نیازها را به درگاه الهى عرضه كند. پس هرگاه دعا مى‏كنى، حاجت‏هایت را یك به یك نام ببر».(12) 
. 6 اصرار و الحاح و خسته نشدن و پیوسته خواستن‏ 
چرا كه وقتى درى بسیار كوفته شود، كسى پیدا مى‏شود كه در را باز كند. اصرار در دعا، مایه گشوده شدن در رحمت و اجابت الهى است. 
. 7 داشتن همت بلند و خواستن حاجت‏هاى مهم‏ 
خواسته‏ها هر چه متعالى‏تر، با ارزش‏تر و فراگیرتر باشد، بهتر و به استجابت نزدیك‏تر است. خواسته‏ها، تنها مادى و براى رفع مشكلات معیشتى نباشد خواسته‏هاى معنوى و اخروى نیز مد نظر باشد. 
قرآن كریم مى‏فرماید: آنان كه از خدا فقط دنیا مى‏خواهند، در آخرت نصیبى ندارند امّا بعضى هم نیكى دنیا و هم نیكى آخرت و نجات از دوزخ مى‏خواهند: «رَبَّنا آتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِى الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ»(13). 
در دعا پسندیده است از پیشوایان مكتب، بهره جوییم و ادب دعا كردن و داشتن خواسته‏هاى متعالى را از آنان بیاموزیم. دنیاى غنى و فراگیر «خواسته‏هاى متعالى» در دعاهاى معصومین، عالمى زیبا و بى‏پایان است. تنها كافى است به دعاى امام سجادعلیه السلام (دعاى مكارم الاخلاق)(14) نظر بیفكنیم، تا با گوشه اى از نیازهاى والا و خواسته‏هاى متعالى از زبان آن زینت عابدان آشنا شویم. 
توجه به این نكته بایسته است كه مكان و زمان دعا، در رسیدن به آثار و نتایج مادى و معنوى آن، تأثیرى به سزا دارد و اولیاى الهى، مكان‏ها و اوقاتى را بیان كرده‏اند كه دعا در آنها زودتر به اجابت مى‏رسد. در میان اوقاتى كه مناسبت بیشترى براى دعا و مناجات با قاضى الحاجات دارد، ماه مبارك رمضان داراى جایگاهى ممتاز است و دعا و نیایش در این ماه، حال و هوایى دیگر و اثرى شگرف دارد. 
ماه رمضان، تنها بهار قرآن كریم و هنگامه تلاوت كلام روح‏بخش خداوند نیست بلكه فصل شكفتن گل واژه‏هاى دعا و غنچه‏هاى نیایش بر لب‏هاى مشتاقان مؤمن نیز مى‏باشد. روزه‏داران خداجو، در زلال رمضان، دل و جان را مى‏شویند و بر گرد حریم دوست پرواز مى‏كنند و بر شاخسار ذكر و یادِ محبوب و دعا و نجواى با او، آشیان مى‏گیرند. با اشك روان، دشت تفتیده قلبشان را نمناك مى‏سازند و بر درد و زخم دلشان مرهمى مى‏نهند. 
در این میان، دعاها و مناجات‏هاى امامان معصوم‏علیهم السلام، سوز و نوایى دیگر دارد. حقایق و معارفى كه در این ماه عزیز، در قالب دعا از ناى پاك برگزیدگان حق برآمده، از محتوا و ژرفاى خاصى برخوردار است. انس با دعاهاى اهل بیت‏علیهم السلام در ماه رمضان، در بهره‏مندى بیشتر از مهمان خانه الهى و سفره گسترده این ماه، بسى سودمند و پرفایده است. دعاهاى رسیده از برگزیدگان حق در این ماه نورانى، بسیار است.... 
«الهى در هندسه وجود، توحید را نقطه پرگارمان ساز، دایره تلاشمان را بر محور نقطه ایمان قرار بده و خطّ زندگى را امتدادى از نقطه‏هاى نیاز بساز. زاویه دیدمان را باز كن تا چشم بگشاییم، به چهره حقیقت و گوش سپاریم، ولى به آهنگ معنویت».(15) 
(1) دعاى كمیل.
000 (2) علق (96) آیه. 6
000 (3) فاطر (35) آیه. 15
000 (4) بحار الانوار، ج 93 ص. 313
000 (5) منیه‏المرید، ص 123 از تفسیر كشف الاسرار، ج 1، ص. 135
000 (6) ابن فهد حلّى، عده الداعى، ص. 139
000 (7) بحارالانوار، ج 97 ص. 296





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات