ارسال سوال از اینكه به این وبلاگ سر زدید ممنونیم.............حتما به سؤال شما هم جواب داده میشه... ولی ممكنه به دلیل حجم بالای سوالات چند وقتی طول بكشه.....مطمئن باشید پاسخ داده میشه
 
طلبه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بهمنیار کیانی
مطالب اخیر
نویسندگان
جمعه 22 خرداد 1394 :: نویسنده : بهمنیار کیانی

الف) از روایت فهمیده مى‏شود كه لعنت بر چهار قسم است لعنت حرام، مكروه، جایز و مستحب. لعنت حرام: 

لعنت مؤمن و كسى كه مستحق لعنت نیست حرام مى‏باشد. رسول خدا (ص) فرمودند: «هرگاه لعنت از دهان لعنت‏گر خارج شود نگاه مى‏كند، اگر راهى به سوى آن چیزى كه متوجه آن شده است یافت به طرفشش مى‏رود وگرنه به طرف كسى كه از دهانش خارج شده است برمى‏گردد». امام باقر (ع) فرمودند: «از لعنت كردن مؤمن بپرهیزید كه به خودتان برمى‏گردد». حتى شخصى كسى را كه پیامبر او حد مى‏زد لعنت كرد حضرت فرمودند لعنتش مكن او خدا و رسولش را دوست دارد (گرچه گنهكار است). لعنت مكروه: 

لعنت حیوانات است كه انسان حیوانى را لعن كند. لعنت جایز: 

لعنت كافرین‏(1)، لعنت ظالمین و كسانى كه به خداوند دروغ مى‏بندند(2)، لعنت مردان زن‏نما و زنان مردنما، بدعت‏آورندگان در دین، قصاص كسى كه جرم مرتكب نشده است، كسى كه پدر و مادر خویش را لعن كند، رشوه دهنده و رشوه‏ستان و واسطه میان آن دو، كسى كه بین مرد و زنى سعایت كند تامیان آنها جدایى افكند، كسى كه میان مؤمنان سخن‏چینى كند، كسى كه تقدیر خدا را دروغ بداند، رباخوار و ربادهنده و گواهان بر ربا، كسى كه احترام مسجد را نگه ندارد، زن آوازه‏خوان و....

،(3). لعنت مستحب: 

لعنت به كسانى كه خدا و رسولش را اذیت كنند(4)، كسانى كه به زنان پاك دامن و مؤمن تهمت زنا مى‏زنند(5)، كسانى كه دشمن دین و اهل‏بیت پیامبر هستند كه در این مسأله دو روایت در وسائل‏الشیعه، ج 4، كتاب الصلاه، ابواب التعقیب ذكر گشته است. ب) راه‏هاى مختلفى مى‏تواند داشته باشد، از جمله علم به سوابق افراد. 

به طور كلى نفرین نمودن نسبت به دوستان و اطرافیان كار پسندیده اى نیست. انبیاء و اولیاى الهى جز در موارد نادرى كه مجبور مى شدند، قوم خویش را نفرین نمى نمودند. ایشان در اغلب موارد حتى نسبت به كسانى كه به ایشان ستم روا مى داشتند و از پذیرش هدایت روى بر مى تافتند، دعا مى نمودند و از خداى متعال براى آنها هدایت و مغفرت مى خواستند. نفرین در حقیقت نوعى انتقام‏گیرى از كسى است كه ستمى از او به ما رسیده است. در فرهنگ اسلام عفو و بخشش و رحمت بر خشم و غضب و انتقام خصوصا نسبت به مؤمنین و نزدیكان ترجیح داده شده است. در عفو لذتى است كه در انتقام نیست، همان گونه كه رحمت الهى بر غضبش سبقت دارد (سبقت رحمتى غضبى). البته نفرین نوعى دعا است ولى دعا براى دور شدن كسى از خیر و رحمت و سعادت است و اگر شرایط دعا در آن جمع باشد و نفرین به جا و به مورد باشد این دعا نیز با خواست خداوند اجابت مى گردد. در قرآن كریم نیز نمونه هایى از نفرین انبیا (ع) وجود دارد كه مورد اجابت خداوند قرار گرفته است مثل نفرین حضرت نوح (ع) در مورد كفار و مشركان: «و قال نوح رب لاتذر على الارض من الكافرین دیارا* انك ان تذرهم یضلوا عبادك و لایلدوا الا فاجرا كفارا پروردگارا بر روى زمین هیچ كافرى باقى مگذار چون اگر آنها در زمین باقى بمانند بندگانت را گمراه مى سازند و از آنها تنها فرزندانى گنهكار و كافر به وجود مى آید»(6) البته این در هنگامى بود كه نوح (ع) حجت را كاملا بر آنها تمام كرده بود و آن كافران با گستاخى و لجاجت در برابر حق ایستادگى مى كردند و باعث گمراهى دیگران مى شدند. اگر قدرت روحى و ظرفیت انسان زیاد باشد و با چشم مهربانى و دلسوزى و شفقت به انسان ها نگاه كند معمولا كمتر دیگران را نفرین مى كند. 

مطالعه زندگى پیامبران و امامان معصوم (ع) و پیروان واقعى آنها كه با وجود تحمل اذیت و ظلم و آزار از دیگران، براى آنها دل مى سوزاندند و طلب هدایت مى كردند و بدى آنها را با خوبى پاسخ مى دادند، مى تواند ظرفیت و تحمل انسان را در برابر آزار و ظلم دیگران بیشتر نماید چون آنها الگوها و رهبران ما هستند و ما باید در همه امور البته به اندازه ظرفیت و گنجایش درونى خود از آنها تبعیت و پیروى نماییم. البته نفرینى كه در هنگام عصبانیت از انسان سر مى زند و اگر حالش عادى و معمولى بود هرگز فرد چنین نفرینى نمى كرد مثل نفرینى كه مادر هنگام عصبانیت و اذیت فرزند نسبت به او دارد، شاید نفرین مستجابى نباشد چون از ته دل و از روى میل واقعى و باطنى نفرین كننده نمى باشد و دلیلش هم این است كه پس از نفرین فرد پشیمان مى شود و از خدا مى خواهند فرزندش و یا كسى كه مورد نفرین واقع شده دچار بلا و گرفتارى نشود. در واقع نفرین در حال عصبانیت نوعى عكس العمل طبیعى در برابر ناملایمات و عوامل نامساعد و ناراحتى و فشار است و در برگیرنده خواست واقعى نفرین كننده نمى باشد. در هر صورت اگر واقعا موردى، مورد نفرین باشد و همه شرایط براى نفرین فراهم باشد و این نفرین از سر ناچارى و درد ورزى باشد، براى خود نفرین كننده معمولا اثرى در پى ندارد. چون نفرین خود نوعى از دعا و طلب و خواستن است، همان اوقاتى كه براى استجابت دعا در روایات آورده است، مربوط به نفرین نیز مى باشد و نفرین در آن ساعت ها زودتر به اجابت مى رسد. 

اولاً، مسأله نفرین علاوه بر روایات، در آیات قرآنى نیز مطرح شده است: صلى الله علیه وسلم‏ألا لعنه الله على الظالمین‏رحمهما الله‏(7) «همانا لعنت خدا بر ستمگران باد». صلى الله علیه وسلم‏فبما نقضهم میثاقهم لعناهم و جعلنا قلوبهم قاسیه... رحمهما الله‏(8) «پس به [سزاى‏] پیمان‏شكستنشان لعنتشان كردیم و دلهایشان را سخت گردانیدیم». صلى الله علیه وسلم‏إن الله لعن الكافرین و أعد لهم سعیرارحمهما الله‏(9) «خدا كافران را لعنت كرده و براى آنهاآتش فروزانى آماده كرده است». صلى الله علیه وسلم‏إن الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنیا و الآخره و... رحمهما الله‏(10) «بى‏گمان، كسانى كه خدا و پیامبر او را آزار مى‏رسانند، خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت كرده و برایشان عذابى خفت‏آور آماده ساخته است». هم‏چنین در آیات دیگر قرآن، خداوند كسانى را كه تهمت ناروا به زنان پاكدامن مى‏زنند [نور، آیه [23، قوم عاد را كه حتى خداوند مرگ براى آنان خواسته است [هود، آیه [60، فرعونیان [هود، آیه 99- قصص، آیه [42 برخى از قوم یهود [نساء، آیه [46، منافقان [توبه، آیه [68 و مشركان را [فتح، آیه [6 و... لعن كرده و آنها را نفرین نموده است. روایات گوناگونى نیز از حضرت رسول (ص) وارد شده است كه با لحن‏هاى گوناگون، افرادى را لعن فرموده و آنها را با این واژه نفرین كرده است از جمله: خورنده ربا، موكّل و شاهدین و كاتبین ربا،(11) كسى كه میان مادر و فرزندش جدایى بیندازد،(12) مردى را كه لباس زن بپوشد(13) و... اتفاقاً این سه روایت كه در این‏جا مطرح شد، از طریق اهل سنت نقل شده و در كتب روایى اهل سنت آمده است. بنابراین، ما مسلمانان، اعم از شیعه و سنى، معتقدیم كه بر طبق آیات قرآن و سیره رسول خدا (ص)، نفرین در فرهنگ اسلامى وجود دارد. اما این نكته مهم است كه ملاحظه كنیم مدار و محك «نفرین» كجاست؟ با توجه به آیات قرآن و روایات نقل شده از رسول خدا (ص)، برخى از افراد كه مرتكب گناه بسیار بزرگ شده، با كردار ناپسند خود جامعه و نظام و كیان اسلامى را چه از لحاظ اخلاقى چه از حیث اجتماعى، سیاسى و اقتصادى به خطر انداخته، نسبت به پیامبر خدا (ص) و رسالت او بى‏ادبى و دشمنى مى‏كنند مستحق نفرین مى‏باشند. 

بنابراین، در امور مهم و كلان، هیچ ایرادى ندارد كه تخلف كننده، نفرین و لعن شود. اما در امور غیر مهم و جزئى كه لطمه‏اى به مسائل اخلاقى، اجتماعى و سیاسى جامعه اسلامى نمى‏زند و همچنین نسبت به برخى افراد همچون مؤمنان و دوستان نفرین نهى و منع شده است. ازاین‏رو، برخى روایات كه نفرین را امرى حَسَن و جایز تلقى كرده است، مقصود نفرین به افراد خاص و مرتكبان خطاهاى بزرگ و اجتماعى مى‏باشد.(14)

 

نقض میثاق و شكست توبه‏ها موجب لعنت شود در انتها    

   

نقض توبه و عهد آن اصحاب سبت‏ موجب مسخ آمد و اِهلاك و مَقْت‏    

   

پس خدا آن قوم را بوزینه كرد چون كه عهد حق شكستند از نبرد    

 


(15) 

(1) (احزاب، آیه 64)

000 (2) (هود، آیه 18)

000 (3) (ترجمه میزان‏الحكمه، ج 11، ص 5324)

000 (4) (احزاب، آیه 57)

000 (5) (نور، آیه 23- هود، آیه 60 و 99- قصص، آیه 42)

000 (6) (نوح، آیه 26 و 27).

000 (7) هود/. 18

000 (8) مائده/. 13

000 (9) احزاب/. 64

000 (10) احزاب/. 57

000 (11) میزان‏الحكمه، ج 8، ص 508، ح. 17962

000 (12) همان، ح. 17963

000 (13) همان، ص 509، ح. 17965

000 (14) در این باب نگا: بحارالانوار، ج 72، باب 106 و. 107

000 (15) مثنوى/ 5/ 2593-. 2591 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic