تبلیغات
طلبه - آیا آیه وجود دارد در قرآن كه ثابت مى كند ازدواج با محرم حرام است؟ و اگر وجود دارد آن آیه چیست؟ ارسال سوال از اینكه به این وبلاگ سر زدید ممنونیم.............حتما به سؤال شما هم جواب داده میشه... ولی ممكنه به دلیل حجم بالای سوالات چند وقتی طول بكشه.....مطمئن باشید پاسخ داده میشه
 
طلبه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بهمنیار کیانی
مطالب اخیر
نویسندگان

در آیات 22 و 23 سوره نساء درباره حرمت ازدواج با محارم وكسانى كه نمى توان با آنها ازدواج كرد سخن به میان آمده است. این دو آیه عبارت است از:

1- وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كانَ فاحِشَهً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سَبِیلاً (22

و ازدواج نكنید با زنانى كه پدران شما با آنها ازدواج كرده‏اند، مگر آنها كه در گذشته (قبل از نزول این حكم) انجام شده است، زیرا این كار عمل زشت و تنفرآورى است و روش نادرستى مى‏باشد.

حُرِّمَتْ عَلَیْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ وَ خالاتُكُمْ وَ بَناتُ الْأَخِ وَ بَناتُ الْأُخْتِ وَ أُمَّهاتُكُمُ اللاَّتِى أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَهِ وَ أُمَّهاتُ نِسائِكُمْ وَ رَبائِبُكُمُ اللاَّتِى فِى حُجُورِكُمْ مِنْ نِسائِكُمُ اللاَّتِى دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُناحَ عَلَیْكُمْ وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذِینَ مِنْ أَصْلابِكُمْ وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَیْنَ الْأُخْتَیْنِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِیماً (23)

حرام شده است بر شما مادرانتان و دختران و خواهران و عمه‏ها و خاله‏ها و دختران برادر و دختران خواهر شما و مادرانى كه شما را شیر داده‏اند و خواهران رضاعى شما و مادران همسر و دختران همسرتان كه در دامان شما پرورش یافته‏اند از همسرانى كه با آنها آمیزش جنسى داشته‏اید و چنانچه آمیزش جنسى با آنها نداشته‏اید (دختران آنها) براى شما مانعى ندارد و (همچنین) همسرهاى پسرانتان كه از نسل شما هستند (نه پسرخوانده‏ها) و (نیز حرام است بر شما) اینكه جمع میان دو خواهر كنید مگر آنچه در گذشته واقع شده خداوند آمرزنده و مهربان است. 

در توضیح بیشتر دراین مورد مى توان گفت كه به طور كلى سه گروه از افراد نمى توانند با یكدیگر ازدواج كنند:. 1 محارم نسبى،. 2 محارم سببى. 3 محارم رضاعى.

1 محارم نسبى در اصل بر دو گونه است شرعى و غیر شرعى. محارم نسبى شرعى میان افرادى است كه خود یا پدر و مادرانشان از یك پدر یا مادر و از راه حلال و شرعى به دنیا آمده باشند و محارم نسبى غیر شرعى میان افرادى است كه خود یا پدر و مادرانشان از یك پدر یا مادر و از راه غیر مشروع و زنا متولد شده باشند.

محارم نسبى براى مردان عبارتند از: مادر ومادر بزرگ، دختر و نوه هاى دخترى، خواه، دختر خواهر و نوادگان او، دختر برادر و نوادگان او، عمه، عمه پدر و مادر، خاله، خاله پدر و مادر.

محارم نسبى براى زنان عبارتند از: پدر و پدر بزرگ، پسر و نوادگان پسرى، برادر، پسر برادر و نوادگان برادر، پسر خواهر و نوادگان خواهر، عمو، عموى پدر و مادر، دایى، دایى پدر و مادر.


2 محارم سببى براى مردان عبارتند از: مادر و مادر بزرگ زن، دختر زن (نادخترى) و نوه هایش (البته در صورتى كه مرد با همسرش آمیزش كرده باشد) زن پدر یا نامادرى، زن پسر یا عروس. 

لازم به ذكر است كه حضرت امام، عقد دختر خردسال را براى محرم شدن با مادرش اشكال مى كنند و دیگر این كه ازدواج با دختر برادر زن یا دختر خواهر زن، یعنى زن گرفتن روى عمه یا خاله اش بدون اجازه آنها جایز نیست و ازدواج با خواهر زن نیز- تا وقتى كه خواهر دیگر همسر اوست- حرام است. 

3 كسانى كه از راه شیرخوارگى با آنها محرمیت ایجاد مى شود چنانچه داراى شرایط زیر باشند محارم رضاعى محسوب مى گردند و ازدواج با آنها حرام است: 

الف. شیر مادر محصول آمیزش حلال و شرعى باشد. 

ب. كودك شیر را از راه مكیدن پستان انجام دهد. 

ج. بانوى شیر ده زنده باشد. 

د. كودك شیرخوار در اثناى دو سال، از هنگام تولدش شیر خورده باشد یعنى قبل از این كه دو سال از تولدش بگذرد (یعنى 24 ماه قمرى). 

ه. مقدار شیرخوارگى به اندازه اى باشد كه باعث رویش گوشت و محكم شدن استخوان كودك گردد و یا از نظر مدت، یك شبانه روز پشت سر هم و یا از نظر تعداد پانزده مرتبه كامل شیر بنوشد. 

بنابراین چنانچه یكى از این شرایط فوق حاصل نگردد محرمیت رضاعى تحقق نخواهد یافت. 

محارم رضاعى براى مردان عبارتند از: مادر رضاعى، مادر مادر رضاعى، دختران مادر رضاعى، نوه هاى دخترى اش هر چه پایین روند، خواهر و عمه مادر رضاعى، خاله وى، فرزندان دختر شوهر مادر رضاعى، مادر شوهر مادر رضاعى، خواهر شوهر مادر رضاعى، عمه و خاله شوهر مادر رضاعى. 

محارم رضاعى براى زنان عبارتند از: شوهر زن مادر رضاعى، پدر و پدر بزرگ مادر رضاعى، فرزندان پسر مادر رضاعى و نوه هاى پسرى اش هر چه پایین روند، برادران مادر رضاعى، عموى مادر رضاعى، دایى مادر رضاعى، فرزندان پسرى شوهر مادر رضاعى، پدر شوهر مادر رضاعى، برادر شوهر مادر رضاعى، عمو و دایى شوهر مادر رضاعى. 

لازم به ذكر است كه فرزندان پسر مادر رضاعى براى زنان و فرزندان دختر مادر رضاعى براى مردان، چه آنها كه قبلا به دنیا آمده اند و چه آنها كه بعدا به دنیا بیایند شامل حرمت ازدواج است (تحریرالوسیله، امام خمینى، ج 2، ص 263 تا 265). 

در ادامه آیه 23 سوره نساء ازدواج با مادران رضاعى و خواهران رضاعى را حرام مى داند. گرچه در این قسمت از آیه فقط به این دو مورد اشاره مى كند لیكن بنا بر روایات فراوانى كه وجود دارد محارم رضاعى فقط منحصر به اینها نیستند. از پیامبر مكرم اسلام (ص) نقل شده كه فرمود: «یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب تمام كسانى كه از نظر ارتباط نسبى حرامند از نظر شیرخوارگى نیز حرام مى شوند». 

فلسفه تحریم محارم رضاعى این است كه با پرورش گوشت و استخوان آنها با شیر شخص معینى، شباهت به فرزندان او پیدا مى كند مثلا زنى كه كودكى را به اندازه اى شیر مى دهد كه بدن او با آن شیر نمو مخصوصى مى كند یك نوع شباهت در میان آن كودك و سایر فرزندان آن زن پیدا مى شود و در حقیقت هر كدام جزئى از بدن آن مادر محسوب مى گردند و همانندو برادر نسبى هستند. در ادامه آیه «مادران همسرانتان» را به عنوان محارم بر مى شمارد. یعنى به مجرد این كه زنى به ازدواج مردى در آمد و صیغه عقد جارى گشت مادر او و مادر مادر او و... بر او حرام ابدى مى شوند. 

در موارد دیگر آیه فوق مى گوید: و دختران همسرانتان كه در دامان شما قرار دارند به شرط آن كه با آن همسر آمیزش جنسى پیدا كرده باشید» یعنى تنها با عقد شرعى یك زن، دختران او- كه از شوهر دیگرى بوده اند بر شوهر حرام نمى شوند بلكه مشروط بر این است كه علاوه بر عقد شرعى با آن زن همبستر شده باشد وجود این قید در این مورد تأیید مى كند كه حكم مادر همسر (كه در جمله پیشین گذشت) مشروط به چنین شرطى نیست و به اصطلاح، اطلاق حكم را تأیید مى كند. گرچه ظاهر این قید «فى حجوركم در دامان شما باشند» چنین مى فهماند كه اگر دختر همسر از شوهر دیگر در دامان انسان پرورش نیابد بر او حرام نیست ولى به قرینه روایات و مسلم بودن حكم، این قید به اصطلاح قید احترازى نیست بلكه در واقع اشاره به نكته تحریم است زیرا این گونه دختران- كه مادرانشان اقدام به ازدواج مجدد مى كنند- معمولا در سنین پایین هستند و غالبا در دامان شوهر جدید همانند دختر او پرورش مى یابند. آیه مى گوید اینها در واقع همچون دختران خود شما هستند و انتخاب عنوان «ربائب» كه جمع ربیبه و به معنى تربیت شده است نیز به همین جهت مى باشد. 

در ادامه آیه فوق مى فرماید: «و أن تجمعوا بین الاختین براى شما جمع میان دو خواهر ممنوع است» یعنى ازدواج با دو خواهر در زمان واحد مجاز نیست بنابراین اگر با دو خواهر یا بیشتر در زمان هاى مختلف و پس از جدایى از خواهر قبلى، ازدواج صورت پذیرد مانعى ندارد. 

سبب جلوگیرى از چنین ازدواجى شاید این باشد كه دو خواهر به حكم نسب و پیوند طبیعى نسبت به یكدیگر علاقه شدید دارند ولى هنگامى كه رقیب هم شوند طبعا نمى توانند آن علاقه قبلى را حفظ كنند و به این ترتیب یك تضاد عاطفى و كدورت در میان آنان به وجود خواهد آمد كه سبب فروپاشى و یا كشمكش درونى مى گردد. 

و در ادامه مى فرماید: «والمحصنات من النساء... ازدواج و آمیزش جنسى با زنان شوهردار نیز حرام است» واژه محصنات- كه جمع محصنه است- نیز گاه به زنان آزاد در برابر كنیزان هم اطلاق مى گردد كه در این جا چنین منظورى دنبال نمى شود و تنها استثنایى كه در مورد حكم ازدواج با زنان شوهردار وجود دارد در مورد زنان غیر مسلمانى است كه در جنگ ها به اسارت مسلمانان در مى آیند. اسلام اسارت آنها را به مانند «طلاق» از شوهران سابق تلقى نموده و اجازه مى دهد پس از تمام شدن عده آنها، با آنان ازدواج كنند و یا همچون یك كنیز با آنان رفتار شود (الا ما ملكت ایمانكم). 

ولى این استثنا، استثناى منقطع است یعنى چنین زنانى به مجرد اسیر شدن، رابطه همسرى شان قطع مى گردد (همانند زن غیر مسلمانى كه با اسلام آوردن، رابطه او با شوهر سابقش قطع مى گردد) فلسفه این حكم در حقیقت این است كه این گونه زنان یا باید به محیط كفر بازگشت داده شوند و یا بدون شوهر همچنان در میان مسلمانان زندگى كنند و یا رابطه آنها با شوهران سابق قطع شده و از نو ازدواج دیگرى نمایند. 

صورت اول برخلاف اصول تربیتى اسلام است و صورت دوم نیز ستمگرى است. بنابراین تنها راه باقیمانده همانا راه سوم است. 

براى آگاهى بیشتر ر. ك تفاسیر، ذیل آیه 23 سوره نساء. 

ب) ازدواج فرزندان آدم (ع) 

در باره تكثیر نسل بشر پس از حضرت آدم در میان دانشمندان اسلامى دو نظر وجود دارد و هر كدام براى خود دلایلى از قرآن و روایات ذكر كرده‏اند. اینك ما هر دو نظر را به طور اجمال نقل مى‏كنیم: 

1- در آن زمان هنوز قانون تحریم ازدواج خواهر و برادر از طرف خداوند قرار داده نشده بود و چون راهى براى بقاى نسل بشر غیر از این راه نبوده، ازدواج آنان با یكدیگر صورت گرفته است. ناگفته پیدا است كه دستگاه قانون گذارى از آن خداست: «ان الحكم الاللّه هر گونه حكم راجع به خداست»، (سوره یوسف، آیه 40). چه اشكال دارد كه به طور موقت و از راه ضرورت، براى عده‏اى این گونه ازدواج در آن زمان بلا مانع و مباح باشد و براى دیگران عموما تحریم ابدى شود؟ طرفداران این نظریه از ظواهر قرآن براى خود دلیل مى‏آورند كه خداوند عالم در «سوره نساء، آیه 1» چنین مى‏فرماید: «وبث منهما رجالاً كثیرا و نساءا از آن دو (آدم و حوا) مردان و زنان فراوانى در روى زمین منتشر ساخت». ظاهر این آیه مى‏گوید كه نسل بشر فقط به وسیله این دو تن به وجود آمده است، و اگر غیر از این دو در بقاى نسل او دخالت داشتند، باید بفرماید «وبث منهما و من غیرهما به وسیله این دو و غیر آنان...». افزون بر آن مرحوم طبرسى حدیثى از امام سجاد (ع) چنین نقل مى‏كند كه آن حضرت در ضمن گفتارى كه به مردى قریشى بیان داشت جریان ازدواج هابیل را با بلوزا خواهر همزاد (دوقلو) قابیل همچنین ازدواج قابیل را با قلیما خواهر همزاد هابیل شرح مى‏داد به او فرمود: این مطلب را انكار مكن چه آنكه روش الهى بر این جارى شده است مگر نه این است كه خداوند زوجه آدم را از خود او آفرید و سپس براى او حلالش كرد... علامه طباطبایى در توجیه این نظریه مى‏فرماید: حكم ازدواج، یك حكم تشریعى و تابع مصالح و مفاسد است و حكم تكوینى نیست كه قابل تغییر نباشد. 

ازاین‏رو ممكن است كه در ابتداى خلقت به خاطر ضرورت بقاى نسل در جامعه محدود آن روز كه فقط دو برادر و دو خواهر بودند، از جانب خدا حلال گردد و بعد كه ضرورت برطرف شد حكم حرمت بیاید به جهت این كه ادامه جواز ازدواج با توجه به گسترش نسل و ازدیاد برادران و خواهران موجب اشاعه فحشاء و از بین رفتن غریزه عفت مى شود. 

افزون بر این نمى‏توان گفت فطرت با این ازدواج مخالف است زیرا متمایل نبودن طبع نه از آن جهت است كه از آن تنفر دارد بلكه به جهت آن است كه این را موجب اشاعه فحشاء و اعمال زشت و از بین رفتن غریزه عفت مى‏داند شاهد بر این مطلب این كه، ازدواج خواهر و برادر براى مدتى طولانى در بین مجوس شایع بوده است. براى آگاهى بیشتر ر. ك: ترجمه تفسیر المیزان، ج 4، ص 239- ج 16 ص 399 2- نظر دیگر آن است كه چون ازدواج فرزندان آدم با یكدیگر ممكن نبود زیرا ازدواج با محارم یك عمل قبیح و زشت است، فرزندان آدم با دخترانى از نژاد و نسل دیگر كه در روى زمین بودند ازدواج كردند. بعدا كه فرزندان آنها با هم پسر عمو شدند، زناشویى میان خود آنان صورت پذیرفت زیرا نسل آدم نخستین انسان روى زمین نبوده بلكه پیش از آن نیز انسان‏هایى در زمین زندگى داشته‏اند. 

حاصل این كه ممكن است گفته شود: پسران آدم، با بقایاى انسان‏هاى پیشین- كه قبل از خلقت آدم و حوا در روى زمین زندگى مى‏كردند- ازدواج كردند و از گفت‏وگوى خدا با فرشتگان درباره آفرینش آدم در روى زمین، استفاده مى‏شود كه قبل از آدم و حوا انسان‏هایى در روى زمین زندگى مى‏كردند. 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 آذر 1396 11:07 ب.ظ
Wonderful items from you, man. I have understand your stuff previous to and you
are simply extremely magnificent. I really like what you've received
right here, really like what you are saying and the way in which through which you assert it.
You're making it enjoyable and you still care for to keep it
wise. I can't wait to read far more from you. This is actually a tremendous web site.
چهارشنبه 18 مرداد 1396 05:54 ب.ظ
wonderful issues altogether, you simply gained a new reader.

What would you recommend in regards to your submit that you
made some days in the past? Any certain?
جمعه 16 تیر 1396 06:13 ب.ظ
I'll immediately grab your rss as I can't in finding your e-mail subscription link or
e-newsletter service. Do you've any? Kindly allow me know so that I may just subscribe.
Thanks.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:10 ب.ظ
This text is invaluable. When can I find out more?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :