ارسال سوال از اینكه به این وبلاگ سر زدید ممنونیم.............حتما به سؤال شما هم جواب داده میشه... ولی ممكنه به دلیل حجم بالای سوالات چند وقتی طول بكشه.....مطمئن باشید پاسخ داده میشه
 
طلبه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بهمنیار کیانی
مطالب اخیر
نویسندگان
یكى دیگر از مسایلى كه در اوایل دهه 1340 اتفاق افتاد و در ارزیابى گروههاى مبارز و مخالف رژیم، بخصوص جریان فكرى اسلام فقاهتى- ولایتى تاثیر گذاشت، قیام 15 خرداد و سركوب بى‏رحمانه آن از سوى رژیم شاه بود. در طول تاریخ ایران، روحانیت همواره به عنوان حافظ احكام الهى در صحنه جامعه حضور داشته و دولتها نیز سعى مى‏كرده‏اند حرمت‏حضور و نفوذ آنها را نگه دارند و به طور علنى به اسلام تعرضى نكنند. در واقع، حضور و وجود روحانیت‏به عنوان اولین و مهمترین گروه ذى نفوذ، براى شاه نیز پذیرفته شده بود و شاه همیشه سعى داشت كه خاطر آنها را بجوید و خود را طرفدار اسلام، مرجعیت و روحانیت معرفى كند. 
بدین لحاظ، براى حفظ ظاهر، هیچ تمایلى به برخورد مستقیم و خشونت‏آمیز با روحانیت نداشت و بیشتر سعى مى‏كرد با جلب نظر و حمایت آنها، برنامه‏هاى خود را جامه عمل بپوشاند. در جریان اصلاحات اجتماعى نیز كه یك طرح امریكایى بود، شاه امیدوار بود كه از حمایت روحانیت‏برخوردار شود. به همین دلیل بود كه بعد از رحلت آیت الله بروجردى، على رغم میل باطنیش، امینى را براى جلب نظر روحانیت مخصوصا حضرت امام قدس سره به قم فرستاد.(1) 
در قضیه انجمنهاى ایالتى و ولایتى هم پس از چند تلگراف از امام قدس سره و سایر مراجع، دولت تسلیم نظر علما شد و لایحه را رسما لغو كرد. 
با وجود این، موج احیاى اسلام كه از دهه 1330 شروع شده و به اوج خود رسیده بود، مایه نگرانى شاه بود و او نمى‏خواست (و حتى نمى‏توانست) به روحانیت امتیاز بدهد. از سوى دیگر، همان گونه كه دیدیم، حضور و استقرار امام خمینى قدس سره در جایگاه مرجعیت، تحولى اساسى در برخورد روحانیت‏با رژیم بوجود آورد و هر نوع محافظه‏كارى و پرهیز از سیاست را در حوزه‏ها منتفى ساخت. امام خمینى قدس سره كه در ملاقات با امینى به نصیحت و پند و اندرز اكتفا كرده بود، در جریان لایحه انجمنهاى ایالتى و ولایتى موضع خود را شدت بخشید و دولت علم را در تلگرافهاى خود حتى‏تهدید كرد(2) و با فشار افكار عمومى علما و روحانیت و مردم، هدف الغاى لایحه را تحقق بخشید. 
پس از ختم غائله انجمنهاى ایالتى و ولایتى، امام لحن بیانیه‏ها و سخنرانیهاى خود را تندتر كرد و در قضیه مربوط به تصویبنامه ملى و رفراندم عمومى (بهمن 1341)، طى پیامى كه به ملت ایران فرستاد، از تجاوز دستگاه حاكمه به احكام مقدس اسلام و قرآن، و قصد دولت‏براى نابودى اسلام و روحانیت پرده برداشت و ضمن «اعلام خطر نسبت‏به دستگاه جابره»، دولت را استیضاح كرد و به طور صریح نوشت: 
من چاره در این مى‏بینم كه این دولت مستبد به جرم تخلف از احكام اسلام و تجاوز به قانون اساسى كنار برود و دولتى كه پاى‏بند به احكام اسلام و غمخوار ملت ایران باشد بیاید.(3) 
پس از این موضع‏گیرى قاطع و روشن امام خمینى قدس سره، براى اولین بار یك اعلامیه مشترك از سوى نه تن از مراجع تقلید و آیات عظام حوزه علمیه قم در محكومیت تصویب نامه صادر شد(4) و مخالفت ملت‏با آن اعلام گردید. پس از آن امام قدس سره مستقیما مردم و روحانیت را به مقاومت در برابر سر نیزه‏هاى زنگ زده و پوسیده و مقابله رو در رو با رژیم فرا خواند(5) و از علما خواست كه عید نوروز 1342 را به عنوان مبارزه منفى علیه رژیم، تحریم كنند.(6) 
مجموعه برخوردهاى امام و روحانیت‏با رژیم از رحلت آیه الله بروجردى تا اوایل سال 1342، رژیم شاه را به این نتیجه قطعى رساند كه نباید هیچ امیدى به مصالحه و سازش با امام داشته باشد. بدین لحاظ، شاه كم كم ماهیت اصلى خود را آشكار كرد و به گستاخى علیه مذهب و روحانیت پرداخت و آنها را مرتجع، «صد برابر خائن‏تر از حزب توده»، و همدست كمونیستها معرفى كرد.(7) 
امریكایى‏ها نیز رفراندوم انقلاب سفید شاه را یك انقلاب بزرگ اجتماعى قلمداد كردند كه «مرتجعین و محافظه‏كاران و سنت‏گرایان»، را ازصحنه بیرون رانده و شاه را مستقیما در ارتباط با مردم قرار داده است.(8) 
شاه با این ارزیابى جدید، اولین ضرب شصت‏خود را به روحانیت نشان داد و در دوم فروردین ماه 1342 (مصادف با شهادت امام صادق علیه السلام) فاجعه كشتار فیضیه را به وجود آورد(9) و طرفدارى ظاهرى خود را از دیانت و روحانیت قطع كرد. امام قدس سره پس از این فاجعه عظیم، رژیم را (بدتر از مغول) توصیف كرد و مبارزه را یك گام اساسى دیگر پیش برد.(10) 
این بار امام قدس سره، مخاطب اصلى خود را شاه، امریكا و اسرائیل دانست و در اعلامیه و سخنرانیهاى خود آنها را مستقیما مورد حمله قرار داد و بدین ترتیب، بر خلاف همه سیاستمداران و مبارزان سیاسى، شاه و دربار را عامل اصلى مشكلات معرفى كرد.(11) 
امام خمینى قدس سره پس از فاجعه فیضیه، ضمن حمله مستقیم به شاه، تقیه را كه مانع مبارزه مستقیم و در عین حال دست آویز سازشكاران بود، حرام كرد و راه مبارزه را گشود: 

شاه دوستى یعنى غارتگرى، هتك اسلام، تجاوز به حقوق مسلمین، تجاوز به مراكز علم و دانش شاه دوستى یعنى ضربه زدن به پیكر قرآن و اسلام، سوزاندن نشانه‏هاى اسلام، محو آثار اسلامیت شاه دوستى یعنى تجاوز به احكام اسلام و تبدیل احكام قرآن كریم شاه‏دوستى یعنى كوبیدن روحانیت و اضمحلال آثار رسالت. حضرات آقایان توجه دارند اصول اسلام در معرض خطر است، قرآن و مذهب در مخاطره است، با این احتمال، تقیه حرام است و اظهار حقایق واجب «ولو بلغ ما بلغ».(12) 
امام در پیام خود به علماى تهران پس از فاجعه فیضیه، ضمن استیضاح دولت علم از طرف ملت ایران، به طور صریح به دولت اعلام كرد كه «من اكنون قلب خود را براى سرنیزه‏هاى مامورین شما حاضر كردم ولى قبول زورگوییها، و خضوع در مقابل جبارهاى شما حاضر نخواهم كرد».(13) 
این در واقع اعلام مبارزه رو در رو با رژیم بود و امام در جواب تلگراف آیت الله حكیم كه از ایشان خواسته بود به نجف مهاجرت كند، نوشت: با هجرت مراجع و علما از قم به نجف، مركز بزرگ تشیع به دامن كفر و زندقه خواهد افتادو بدین لحاظ «ما عجالتا در این آتش سوزان به سر برده و با خطرهاى جانى صبر نموده، از حقوق اسلام و مسلمین و از حریم قرآن و استقلال مملكت اسلام دفاع مى‏كنیم».(14) 
بر همین اساس، امام خمینى در پیامهاى خود بعد از فاجعه فیضیه، همواره به شاه، اسرائیل و امریكا حمله مى‏كرد و در آستانه محرم سال 1383 (خرداد 1342) در پیام خود به وعاظ و گویندگان دینى و هیاتهاى مذهبى، وظایف تبلیغى آنها را كاملا مشخص كرد و تصریح نمود كه باید «مظالم و اعمال خلاف انسانى و ضد دینى» دستگاه حاكمه جابر را بیان و مخصوصا خطر اسرائیل را به مردم گوشزد كنند.(15) 
در بیاناتى هم كه خود ایشان در عصر عاشورا داشتند، اولین و مهمترین موضوعى كه مطرح كردند، اسرائیل بود كه به همراه شاه، اساس گرفتارى ایران را تشكیل مى‏داد.(16) 
امام با تشبیه دستگاه حاكمه ایران به دستگاه جبار بنى امیه، شدیدترین حمله خود را متوجه شخص شاه و حامیان خارجى وى كرد و شاه كه مصمم به برخورد قاطع بود، امام را دستگیر و در تهران زندانى كرد. 
مردم در اعتراض به این عمل شاه در قم و تهران و شهرهاى بزرگ دست‏به تظاهرات عظیمى در 15 خرداد 1342 زدند كه با عكس العمل شدید رژیم مواجه شد. در این سركوب خشونت آمیز و قتل عام بى‏رحمانه به اعتراف حامیان شاه، چندین هزار نفر كشته شدند.(17) 
كشتار وسیع مردم در واقع، آخرین ضرب شصت رژیم به مخالفان بود و از تصمیم قاطعانه رژیم براى سركوبى هر نوع مخالفتى حكایت مى‏كرد. 
شاه با اینكه توانست‏با این جنایت هولناك نهضتى را كه پایه‏هاى سلطنت را به لرزه انداخته بود، سركوب كند، ولى هیچ گاه مساله را تمام شده و خاتمه یافته ندانست و معتقد بود كه باز هم «باید تصمیم قاطع گرفت» تا كشور از دست نرود.(18) 
از این نظر، شاه هیچ شكى نداشت كه باید كوچكترین مخالفت را با سنگین‏ترین عقوبت پاسخ دهد و این نتیجه‏اى بود كه شاه به آن رسیده بود. بدین لحاظ، از ماههاى بعد از قیام 15 خرداد، رفتار رژیم نسبت‏به مخالفین و بخصوص علما و روحانیون، خشونت و شدت بیشترى یافت و بسیارى از علماء، وعاظ و شخصیتهاى علمى، سیاسى و اجتماعى، بازداشت‏شدند و حتى جمعى از تجار و كسبه و چهره‏هاى مبارز به اتهام تحریك در قیام 15 خرداد، در معرض اعدام قرار گرفتند و براى اولین بار شایعه محاكمه و اعدام امام قدس سره در كشور پخش شد.(19) 
تحت فشار مردم و علما، امام قدس سره پس از چند ماه از زندان آزاد شد كه رژیم با یك كار تبلیغى و سیاسى این كار را كرد. 
در آستانه آزادى ایشان از زندان، روزنامه دولتى اطلاعات در سر مقاله خود با عنوان «اتحاد مقدس»، مدعى شد كه با روحانیت تفاهم شده و در برنامه‏هاى اصلاحى، بین رژیم و روحانیت هیچ گونه اختلافى وجود ندارد.(20) 
شاه با طرح این مساله مى‏خواست امام قدس سره را از مبارزه منصرف كند، ولى امام پس از اطلاع از موضوع با اشاره به مطلب «روزنامه كثیف اطلاعات» با صراحت گفت: 
كدام انقلاب؟ كدام ملت؟ این انقلاب مربوط به روحانیت و مردم است؟ آقایان كه در دانشگاه هستید برسانید به همه كه وحانیت‏با این انقلاب [انقلاب سفید شاه و ملت‏] موافق نیست. 
در بخش دیگرى از سخنان خود باز هم تكرار كردند كه: «خمینى را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد كرد».(21) 
امام قدس سره پس از آزادى از زندان، رویه سرسختانه خود را در مخالفت‏با رژیم و نفوذ اسراییل در كشور ادامه داد و در ماجراى كاپیتولاسیون امریكا را هم آماج حمله خود قرار داد. حمله مستقیم به امریكا و قدرتهاى خارجى در شرایطى كه همه انقلابیون و مبارزین جهان سوم، تحت‏حمایت‏یك قدرت خارجى قرار مى‏گرفتند، یك كار حساب شده و شجاعانه بود كه راه نفوذ و امید بیگانگان را در میوه‏چینى انقلاب بست. سرانجام رژیم شاه، براى اینكه یكباره همه چیز را به تصور خود تمام كند، تصمیم به تبعید امام گرفت. 
اما این دوره، دوره شكوفایى و بارورى انقلاب اسلامى است و امام خمینى تا قبل از تبعید شدن در آبان ماه 1343، چند اقدام اساسى انجام داده بودند كه موجب تحرك و پویایى نهضت و تعمق اندیشه انقلاب اسلامى، گردید.(22) 
1 با كشاندن مبارزه به كانون اصلى فعالیتهاى مذهبى، براى همیشه خط بطلانى بر ایده جدایى دین از سیاست كشید و سنت دیرینه حاكم بر حوزه را شكست. 
2 با تحریم تقیه كه مانع مبارزه مستقیم و در عین حال دستاویز سازشكاران بود، مهمترین مانع را از سر راه برداشت. 
3 با متوجه كردن لبه تیز حمله خود به كانون اصلى فساد (سلطنت و شخص شاه) به شیوه محافظه كارانه قبلى در مبارزه پایان داد. تداوم این روند، در ساختن بنیادهاى اندیشه انقلاب اسلامى نقش بسیار مهمى داشت و در واقع، تكوین جنبه سلبى مكتب فكرى انقلاب اسلامى بود. قبل از آن، حتى مبارزین مذهبى هم سعى مى‏كردند كه از حمله مستقیم به شاه و سلطنت‏خوددارى كرده، اطرافیان او را مورد حمله قرار دهند، ولى امام (قدس سره) با زیر سؤال بردن شاه و سلطنت، محور مبارزه را به مت‏شخص شاه كشانید و به دیگران هم جرات داد. 
4 حمله مستقیم امام به امریكا و قدرتهاى خارجى، هرگونه محافظه‏كارى سیاسى را مطرود كرد و راه نفوذ و امید آنها را براى دزدیدن نتایج مبارزه بست. 
بدین لحاظ، همان گونه كه كشتار 15 خرداد و قلع و قمع‏هاى بعد از آن حاكى از تصمیم قاطع رژیم در سركوب مخالفین بود، مخالفان رژیم را نیز به این نتیجه‏گیرى سوق داد كه شیوه مبارزه خود را تغییر دهند.(23) 
در این میان، جریان فكرى اسلامى فقاهتى- ولایتى هم به ارزیابى جدیدى دست‏یافت كه به مدد آن توانست اندیشه انقلاب اسلامى را بسازد و این همان چیزى است كه فرضیه ما را تشكیل مى‏دهد، یعنى حركت‏به سمت نفى سلطنت‏براى اولین بار در طول تاریخ قدیم و جدید ایران، كسب قدرت و در نهایت تاسیس یك نظام سیاسى جایگزین تحت عنوان «ولایت فقیه». 
(منبع: درآمدى بر مبانى فكرى انقلاب اسلامى، ص 268، نویسنده: محمد شفیعى‏فر) 
(1) محمد حسن رجبى، پیشین، ص. 184
000 (2) صحیفه نور، ج 1، ص 43، تلگراف امام به اسد الله علم، مورخ. 1341/ 8/ 15
000 (3) صحیفه نور، ج 1، صص 54- 53، پیام اسفند. 1341
000 (4) همان، صص 58- 55، اسفند. 1341
000 (5) همان، ص 59، سخنرانى مورخ. 1341/ 12/ 7
000 (6) همان، ص 61، پیام. 1341/ 12/ 22
000 (7). 4/ 11/ 1341og  ك*، ظآko  وzd  یغ‏| 264-263 , vipc  س، 1, u  فى، ى, j  یغ‏dd  ق‏7.o 
 (8) بارى روبین، پیشین، ص. 96
000 (9) ر. ك به: روحانى، پیشین، ج 1، صص 349-. 337
000 (10) صحیفه نور، ج 1، صص 74- 65، سخنرانى و پیام، 10 و. 1342/ 1/ 13
000 (11) رجبى، پیشین،. 262
000 (12) صحیفه نور، ج 1، ص 74، پیام به علماى تهران در مورخ. 1342/ 1/ 13
000 (13) همان.
000 (14) همان، ص 78، تلگراف مورخ. 1342/ 1/ 23
000 (15) صحیفه نور، ج 1، صص 90-. 89
000 (16) همان، صص 4- 91، سخنرانى. 1342/ 3/ 13
000 (17) بارى روبین، پیشین، ص. 95
000 (18) رجبى، ص 219، به نقل از: مذاكرات هیات دولت پس از قیام 15 خرداد.
000 (19) سیرى در زندگانى استاد مطهرى، ص 25، مقاله هاشمى رفسنجانى.
000 (20) اطلاعات، 18 و 19 فروردین ماه 43، به نقل از: رجبى، پیشین، صص 229-. 228
000 (21) صحیفه نور، ج 1، ص 99، سخنرانى. 1343/ 1/ 23
000 (22) ر. ك به: محمدى، پیشین، صص 100-. 98
000 (23) زیبا كلام، پیشین، ص. 225 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic