ارسال سوال از اینكه به این وبلاگ سر زدید ممنونیم.............حتما به سؤال شما هم جواب داده میشه... ولی ممكنه به دلیل حجم بالای سوالات چند وقتی طول بكشه.....مطمئن باشید پاسخ داده میشه
 
طلبه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بهمنیار کیانی
مطالب اخیر
نویسندگان
پنجشنبه 14 خرداد 1394 :: نویسنده : بهمنیار کیانی
«ابعاد شخصیتى امام خمینى ره» 
حضرت امام خمینى (ره) پس از انبیاء بزرگ الهى و معصومان (ع) از كم نظیرترین و ممتازترین شخصیت هاى تاریخ بشریت است كه با اندیشه‏هاى بلند الهى و تلاش‏هاى صادقانه خویش مسیر تاریخ را دگرگون كرده و سر منشاء تحولات عظیمى‏در ایران و جهان گردید. 
الف. جامعیت علمى 
امام خمینى (ره) فیلسوفى الهى، عارفى ربانى، فقیهى اصولى و مرجع تقلید مردم و در عین حال رهبر انقلاب اسلامى و بنیانگذار جمهورى اسلامى در ایران بود. امام به خاطر استعداد، شایستگى ها و موهبت هاى بى كران الهى به فراگیرى بسیارى از معارف و علوم اسلامى پرداخت و در آن ها تخصص ویژه و مهارت كامل پیدا كرد. دو ویژگى برجسته در مورد مطالعات و تحصیلات امام در خور توجه است یكى از آنها جامعیت علمى و تنوع دروس مورد تحصیل ایشان است بدین بیان كه او ضمن تحصیل دروس فقهى متعارف، به آموختن و مطالعه متون عرفانى، كلامى، سیاسى، ادبى، نجومى و هیئت جدید و قدیم پرداخته و با مبانى فلسفه غرب آشنا و با مباحث فلسفه اسلامى تسلط كامل داشت. امام پویایى فقه و اصول را لازمه نگرش اجتهادى مى‏دانست و معتقد بود كه عنصر زمان و مكان نقشى بس تعیین كننده در اجتهاد دارند. 
جامعیت علمى امام را مى توان در آثار علمى بر جاى مانده از ایشان به نیكى مشاهده كرد كه اغلب در سنین جوانى به نگارش در آمده اند نظیر شرح دعاى سحر، مصباح الهدایه الى الخلافه و الولایه، و همچنین سر الصلوه، چهل حدیث، حدیث جنود عقل و جهل، المكاسب، الطهاره، الرسائل، البیع، تحریر الوسیله [[1 كشف الاسرار، [[2 حكومت اسلامى و ولایت فقیه و... [[3 

حضرت امام در قلمرو فلسفه و حكمت و عرفان نیز، بسیار زبردست، نیرومند، صاحب مبنا و متخصص بود. [[4 و این جامعیت علمى و بینش فلسفى امام و تبحر در آن باعث پیچیدگى هرچه بیشتر ذهن وى شده و ایشان را از ساده‏اندیشى‏ها مصون مى داشت. برخورد صحیح امام با مسایل بغرنج سیاسى در طول مبارزه و عدم ارتكاب اشتباهات فاحش از جانب ایشان، علاوه بر تأییدات الهى از این ویژگى امام نشات مى‏گرفت. 
حضرت امام طى سالهاى طولانى در حوزه علمیه قم به تدریس چندین دوره فقه، اصول، فلسفه، عرفان و اخلاق اسلامى همت گماشت. و از بركات سال ها تدریس ایشان تربیت صدها و بلكه به اعتبار مدت طولانى- هزاران عالم و فرزانه اى بوده است كه هر یك روشنى بخش حوزه هاى علمیه و راهبر مصادر امور انقلاب و نظام جمهورى اسلامى بشمار مى روند. [
[5 ویژگى برجسته دیگر حضرت امام، سخت كوشى و تلاش امام در مطالعه و تدریس است. براى مثال، دختر ایشان در این زمینه مى گوید: «مطالعه ایشان بسیار زیاد بود به گونه اى كه وقتى وارد اتاق مى شدم، مى دیدم در كتاب گم شده است. ایشان مى نشست و یك میز جلویش و پیرامون او نیز به بلندى یك متر كتاب بود». [[6 
ب. بعد عرفانى 
آنچه حضرت امام را به عنوان رهبرى ممتاز و بى نظیر كرده بود، مجموعه اى از ویژگى هاى فردى، اجتماعى سیاسى و عرفانى ایشان بود. او تربیت و تزكیه را مقدم بر تعلیم و آموزش مى‏دید و معتقد بود كه دانش با همه شرافتش آنگاه كه توأم با تزكیه نفس نباشد همچون ابزارى در خدمت هدف‏هاى شیطانى به كار گرفته خواهد شد. امام موحدى بود كه با اتصال به خداوند متعال دیگر قدرت ها را خُرد مى‏دید و از این بابت هیچ نگرانى به خود راه نمى‏داد. [
[7 عرفان امام خمینى، مبتنى بر آیات قرآنى، احادیث بزرگان دین و آموخته‏هاى عمل اولیاى خدا و در چارچوب شرع مطهر اسلام بود ایشان با تصوف منفى كه دین وآیین را ذكر و ورد منحصر كرده و پرهیز از انجام مسوولیت‏هاى سیاسى و اجتماعى را ترویج نماید به شدت مخالف بود. ایشان در زندگى فردى از جوانى به سیر و سلوك معنوى و جهاد اكبر پرداخته بود و پس از این مراحل وارد صحنه سیاسى گردید. [[8 و بر این اساس خلوص امام در جمیع جهات عامل كمك‏ها و راهنماییهاى خداوند متعال در مقاطع حساس بود و این امر باعث مى‏گردید صحیح ترین تصمیمات سیاسى را در حساسترین مقاطع اتخاذ نماید. 
ج. بعد اخلاقى و رفتارى 
ویژگى هاى عرفانى، كمالات روحى و علمى حضرت امام در زندگى فردى و اجتماعى و سیاسى وى تاثیرات به سزائى نهاده بود. جالبترین ویژگى زندگى شخصى امام، صمیمیت و رفتار با اطرافیان از موضعى برابر- در مقابل رابطه خشك و اقتدارى- است. ایشان نگاه حقارت آمیز به بندگان خدا و ناچیز شمردن اعمال مردم را از مظاهر عجب و باعث هلاكت انسان مى دانست [[9 و خود نیز در برخورد با انسان ها و حتى كودكان، به كرامت انسانى آنها احترام بسیار مى نهاد. امام هیچ گاه از كسى تقاضاى شخصى نمى كرد و از محول كردن انجام امور خود به دیگران نیز خود دارى مى نمود. در تمام مدت تدریس، در برابر شاگردان دو زانو و مودب مى نشست. [[10 در سلام گفتن بر همه سبقت مى گرفت و پیش از نشستن همسر بر سفره، هرگز دست به غذا نمى برد. [[11 رعایت حقوق دیگران نیز در همه برخوردهاى امام دیده مى شد به آشپز منزل خود تأكید مى كرد مبادا به دلیل انتساب به ایشان، مردمى كه در صف نانوایى ایستاده اند، نوبت خود را هرچند داوطلبانه به او واگذار كنند. حداكثر وسواس را به خرج مى داد تا از همه ساكنان خانه هایى كه در جماران به دلیل سكونت ایشان تخلیه شده بود، رضایت بگیرد. [[12 ساعات بچه دارى شبانه را با همسر خود تقسیم مى كرد. هنگام برخاستن براى نماز شب، از چراغ قوه استفاده مى كرد تا مبادا با روشن كردن چراغ اتاق موجب مزاحمت براى دیگران شود. [. 1 
[13 ساده زیستى 
از دیگر ویژگى‏هاى مهم حضرت امام ساده زیستى ایشان بود یكى از بهترین راهكارهاى مبارزه با استكبار و ابرقدرت‏ها را «ساده زیستن» مى‏دانستند به طورى كه مى‏فرمودند: «اگر بخواهید بى‏خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع كنید و ابر قدرتان و سلاح‏هاى پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه‏هاى آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان بدر نكند، خود را به «ساده زیستن» عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید... چرا كه با زندگانى اشرافى و مصرفى نمى‏توان ارزش‏هاى انسانى و اسلامى را حفظ كرد». [
[14 ساده زیستى و قناعت امام در ایجاد جاذبه میان طلبه ها و سایر اقشار نقش بسزایى داشت. براى مثال او در حالى زمستان را به سر مى برد كه دیوار یكى از اتاق هاى خانه اش خراب شده و خانواده اش همچنان در آن خانه زندگى مى كردند در زمان جنگ گاه در خانه اش پودر رختشویى پیدا نمى شد، به این دلیل كه پودر كوپنى خریدارى شده تمام شده و هنوز كوپن بعدى را اعلام نكرده بودند هنگامى كه براى ورود با ایران، ستاد استقبال از ایشان برنامه چراغانى و فرش كردن فرودگاه را تنظیم مى كرد، به مجرد اطلاع از آن با همان قاطعیت و صراحت خاص خود اعتراض كرد «به آقایان بگو مگر مى‏خواهند كورش را وارد ایران كنند؟ ابداً این كارها لازم نیست. یك طلبه از ایران خارج شده و همان طلبه به ایران باز مى‏گردد، من مى‏خواهم در میان امتم باشم و همراه آنان بروم ولو پایمال بشوم». [[15 با وجود گرماى طاقت فرساى نجف، اجازه نمى داد حتى براى نماز، كولر و پنكه بخرند. [[16 
حضرت امام (ره) در طول دوران پس از انقلاب نیز همواره توجه مسوولان را به فرهنگ «ساده زیستى» جلب نموده و مى فرمودند: «آن روزى كه دولت ما توجه به كاخ پیدا كرد، آن روز است كه باید ما فاتحه دولت و ملت را بخوانیم... آن روزى كه مجلسیان خوى كاخ‏نشینى پیدا كنند،... آن روزى كه توجه اهل علم به دنیا شد و توجه به این شد كه خانه داشته باشند چه‏طور و زرق و برق دنیا خداى نخواسته در آنها تاثیر بكند، آن روز است كه باید ما فاتحه اسلام را بخوانیم... آن روزى كه زرق و برق دنیا پیدا شود و شیطان در بین ما راه پیدا كند و راهنماى ما شیطان باشد، آن روز است كه ابرقدرت‏ها مى‏توانند در ما تأثیر كنند و كشور ما را به تباهى بكشند..».. [. 2 
[17 نظم و انضباط 
خصوصیت دیگر امام كه لازمه رهبرى و مدیریت در هر سطحى مى‏باشد نظم و انضباط در امور است. حضرت امام در رعایت نظم و انجام منظم برنامه‏ها به گونه‏اى عمل مى‏كرد كه نزدیكان از طریق انجام هر برنامه توسط ایشان زمان را تشخیص مى‏دادند. معروف است كه ایشان ثانیه ها را نیز رعایت مى كرد. [[18 آنان مى‏دانستند كه امام هر كارى را در چه ساعتى انجام مى‏دهند و از این طریق وقت را مشخص مى‏كردند. [[19 رعایت نظم هم در كارهاى سیاسى و اجتماعى و هم در مسایل عبادى و حتى ورزشى امام وجود داشت. اقامه منظم نماز شب و پیاده روى روزانه براى مدت پنجاه سال بدون هیچگونه تغییر شاهد این مدعاست. یكى از همراهان ایشان مى گوید: ساعات شب و روز امام چنان تقسیم بندى شده بود كه ما مى توانستیم بى آنكه امام را ببینیم، بگوییم مشغول چه كارى است. [
[20 د. اندیشه و سیره سیاسى 
اندیشه و سیره سیاسى امام، مبتنى بر اصول مستحكمى نظیر جهان بینى توحیدى، وحى الهى، سنت و سیره معصومین (ع)، پیوند دین و سیاست، اجتهاد، عقلانیت دینى، توجه به مقتضیات زمان و مكان و لزوم تأمین مصالح جامعه اسلامى و سایر مؤلفه هاى فقه غنى اسلامى است. [
[21 در اندیشه امام «دین» خاستگاه و منشأ نظام سیاسى اسلام است و كلیه برنامه‏ها و مباحث سیاسى اسلام بر مبناى قوانین و احكام دینى پایه ریزى شده است. [[22 ایشان فقه را تئورى واقعى و كامل اداره انسان، از گهواره تا گور مى‏دانست و برهمین اساس نظریه «تشكیل حكومت اسلامى بر اساس ولایت فقیه در زمان غیبت» را مطرح و براى تحقق آن سال‏ها مجاهده كرد. 
امام خمینى، انقلاب اسلامى را بارزترین مصداق «قیام لله» مى دانست و حركت الهى- سیاسى خویش را به آیه مباركه «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَه أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى» [[23 مستند مى نمود. و درست سى و چهار سال قبل از پیروزى نهضت در نخستین اطلاعیه سیاسى خود، علماى دین را به آن فرا خوانده بود. مهم ترین دستاورد این قیام، حكومت دینى بود كه در سال 1358 بنا به پیشنهاد امام خمینى و نیز حمایت مردم، در قالب جمهورى اسلامى تبلور یافته بود. از این رو، امام خمینى در فرداى پیروزى انقلاب كه به عقیده ایشان مفاد آیه مذكوره تحقق یافته بود، بلافاصله آیه شریفه «فاستقم كما امرت و من تاب معك» [[24 را تلاوت مى كند و حفظ جمهورى اسلامى را به استقامت، نلرزیدن و صحنه را در نیمه راه ترك نكردن تاویل مى برد. [
[25 امام استراتژى مدیریتى خویش را با الهام از تكلیف گرایى قرآن و سیدالشهداء (ع) اتخاذ كرده و توجیه قواعد عرفى «نادرستى مبارزه اقلیت در برابر اكثریت» را به شدت رد مى كردند. در دوران قبل از انقلاب در مقابل دیدگاه غالب مبارزه مسلحانه با رژیم، استراتژى ایشان آگاهى دادن به توده‏هاى مسلمان و خیزش عمومى و یكپارچه بود. امام بخوبى مى دانست كه اگر آگاهى هاى اسلامى و سیاسى مردم بالا برود آنان خود كار را تمام خواهند كرد. ایشان با انتخاب این روش و اعتماد به وعده هاى الهى و علیرغم انتقادهاى تمامى انقلابیون آن زمان مبارزه را ادامه داد تا پیروزى را براى ملت مسلمان ایران به ارمغان آورد. 
استقلال امام و امتیاز و تفاوتى كه در اندیشه وعمل نسبت به دیگر رهبران انقلابى و رجال سیاسى داشت، در واقع، برخاسته از شناخت او نسبت به اسلام و ایمان وى به حقانیت و كارآیى این مكتب بود. او در اسلام ذوب شده بود و درنتیجه همان استقلال و تشخص و تفردى كه دراسلام به عنوان یك دین و مكتب، وجود دارد در وجود او نیز متجلى شده بود. آنچه براى او اصل بود مخالفت با دیگران نبود، بلكه وفادارى به اسلام وموافقت و متابعت از اصول و ارزشها و آرمانهاى اسلام براى او اصل بود و اگر در این وفادارى و متابعت، بعضى آراء او با آراء دیگران موافق مى افتاد باكى نداشت، چنانكه اگر مخالف هم مى افتاد هیچ گونه وحشتى از این حیث به دل راه نمى داد. [[26 
1 دانشگاه 
حضرت امام در كنار اهتمام جدى به حوزه هاى علمیه [[27 همواره در اندیشه و سیاسى خویش نقش مهمى براى دانشگاه و دانشگاهیان قائل بودند ایشان در بیانات متعدد خویش با عبارات گوناگون این مطلب را متذكر شده‏اند كه «دانشگاه، مبدءِ همه تحولات است» «مقدرات این مملكت، دست این دانشگاهى‏هاست.»، و «از دانشگاه [است كه‏] باید سرنوشت یك ملت تعیین شود». دانشگاه از دیدگاه امام خمینى (ره) آنقدر اهمیت دارد كه اگر نقش واقعى خود را نداشته باشد، همه چیز مملكت ازدست خواهد رفت. ایشان در جمله‏اى این اهمیت را گوشزد كرده‏اند: «اگر دانشگاه را ما سست بگیریم و از دست برود، همه چیزمان از دستمان رفته است». بنابراین، مى‏توان نتیجه گرفت كه دانشگاه هم منشاءِ دردها و فسادهاى موجود و هم منشاءِ اصلاح كشور است و بسته به اینكه دانشگاهها، استادان و دانشجویان چه جهت‏گیریهایى داشته باشند، ثمرات آن نیز مشخص خواهد شد. امام خمینى (ره) مى‏فرمایند: «دانشگاه خوب، یك ملت را سعادتمند مى‏كند و دانشگاه غیراسلامى، دانشگاه بد، یك ملت را عقب مى‏زند» و در جاى دیگر مى‏فرمایند: «وابستگى یا استقلال، در قید و بند بودن و اختناق یا آزادى، تابع تربیتهاى دانشگاهى است». پس اگر متولّیان دانشگاه افرادى خوب و صالح باشند، نسلهاى حاضر و آینده درست تربیت مى‏شوند و اگر افراد غیرصالح باشند، این نسلها نیز غیرصالح تربیت خواهند شد. از این جهت است كه امام مى‏فرمایند: «دانشگاه است كه امور كشور را اداره مى‏كند و دانشگاه است كه نسل هاى آینده و حاضر را تربیت مى‏كند. و اگر چنانچه دانشگاه در اختیار چپاولگرهاى شرق و غرب باشد، كشور در اختیار آنهاست». و براى این مقدرات و تحولات كشور در مسیر صلاح صورت پذیرد، ایشان تنها راه را اسلامى‏شدن دانشگاهها مى دانند. [. 2 
[28 رهبرى و مدیریت 
امام با تمسك به ایمان قوى الهى و تمسك به سیره ائمه معصومین (ع) عناصر و شالوده هاى مدیریتى را به كار گرفته و از این اصول هرگز غفلت نمى ورزید موضوع برنامه ریزى، براى امام بسیار مهم است و در كار پیشبرد اهداف و تحقّق آرمانهاى خود، بى تردید برنامه اى حساب شده را در پیش داشت. مطالعه حركت مبارزاتى امام، از آغاز تا فرجام، نشان مى دهد كه وى به روند جریان نهضت كاملاً احاطه داشت. در آغاز به نقد دولتهاى جائر و سپس متوجّه عناصر اصلى رژیم گذشته و حتى عوامل خارجى آنها مى شود. به تربیت و تعلیم كادر لازم براى آینده مى پردازد و آنان را در صحنه علم و عمل، كار آزموده مى سازد. با تدوین نظریه ولایت فقیه، مبانى نظرى برنامه و حركت خویش را به جامعه علمى و اسلامى ارائه مى دهد. 
و در مرحله بعد، نیروها و امكانات را شناسایى كرده و با تناسب قدرت و توانشان مسؤولیت را به آنان واگذار نموده و نیروهاى انقلابى را سازمان مى بخشد. در كار گزینش نیروها و تفویض اختیار به آنان، دقیق ترین ملاكها را به كار مى گیرد. بر اطرافیان خویش شدیدترین نظارت ها را به كار مى گرفت اگر اندكى در خرج بیت المال، از خواست وى تجاوز مى كردند، از آنان باز خواست مى نمود. هر گز به آنان اجازه نمى داد كه براى حمایت از او، در قبال بد گویان، دهان به بدگویى و غیبت باز كنند. نظارت او بر كار مسؤولان نظام، پس از تشكیل حكومت، از فردى در شرایط سنى و توان جسمى او، كارى شگفت و اعجاب انگیز بود. آنچنان در جریان مسائل حضور داشت كه بارها و بارها، دیگران به هنگام گزارش تازه ترین خبرهاى خود به ایشان، در مى یافتند كه وى قبلاً خبر را دریافت كرده است. [. 3 
[29 مدیریت بحران 
پس از پیروزى انقلاب اسلامى شاهد بحران ها و تهدیدات بسیارخطرناكى مى باشیم كه امام با هوشمندى و اعتماد به نفس و با استعانت از قدرت بى منتهاى الهى و با پشتیبانى مردم متدین موفق به اداره این بحرانها گردید. از قبیل بحران هاى قومى و منطقه اى، اشغال سفارت آمریكا در تهران، انقلاب فرهنگى، عزل اولین رئیس جمهور، جنگ مسلحانه گروههاى مخالف، ترورهاى بعد از انقلاب و طراحى كودتا علیه انقلاب، وقوع جنگ تحمیلى هشت ساله- كه داراى ابعاد بین المللى بود- و وقایعى همچون كشتار حجاج ایرانى در مراسم برائت از مشركین، قتل عام فجیع مردم حلبچه در جریان بمباران شیمیایى این شهر (از سوى هواپیماهاى عراقى)، كشتار بیگناهان در بمباران هاى وسیع مناطق مسكونى، حضور ناوگان هاى دریایى آمریكا، و اروپا در خلیج فارس در حمایت از صدام، هدف قرار دادن هواپیماهاى مسافربرى ایران بر فراز خلیج فارس به وسیله نیروهاى نظامى آمریكا و سرانجام در داخل نیز عزل قائم مقام رهبرى و بازنگرى قانون اساسى، از دیگر مسائلى است كه نماینگر درایت و توانایى حضرت امام خمینى در قبال مسائل پیچیده و بحران هاى مختلف است. 
با مرورى اجمالى بر تحولات سیاسى و حیاتى پس از پیروزى انقلاب اسلامى، مى توان دو خصلت در شیوه رهبرى امام، به خوبى مشاهده كرد در واقع مدیریت صحیح، تدّبر، بهره گیرى از نظرات مشورتى بزرگان انقلاب و از همه مهم تر شجاعت بود. ایشان در زمانى كه مى بایست با تأسیس نهادها و ارگان هاى سازمان بخش، از هرج و مرج طبیعى پس از هر انقلابى جلوگیرى مى كرد، با تأسیس نهادهایى چون شوراى انقلاب، كمیته هاى انقلاب، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، دادگاه هاى انقلاب و...، در این جهت اقدام كرد. هنگامى كه مى بایست براى تثبیت جمهورى اسلامى ایران بر تصویب قانون اساسى، برگزارى انتخابات ریاست جمهورى و مجلس، اصرار مى ورزید، در همین راستا عمل كرد. 
در زمانى كه هر گونه اختلاف و چندگانگى در میان مسئولین كشور، آفتى در راه تحكیم انقلاب اسلامى به شمار مى آمد، به محض بروز اختلافات، مسئولین و گروه هاى سیاسى رابه «وحدت كلمه» دعوت مى نمود. نمونه بنى صدر نیز از جمله مواردى است كه امام خمینى در زمان خاص خود، به بهترین شكل عمل كرد. در جایى كه بنى صدر توانست رأى اول را در انتخابات ریاست جمهورى بدست آورد، حكم او را در بیمارستان تنفیذ كرد و در عین حال به او تذكر داد تا ما بین قبل و بعد از ریاست جمهورى، در اخلاق روحى اش تفاوتى ایجاد نشود. در هنگامى كه بنى صدر، حجت الاسلام سید احمد خمینى را براى پست نخست وزیرى برگزید، با این مسأله مخالفت كرد و در نهایت هنگامى كه از اهداف اصلى انقلاب اسلامى دور شد و مجلس نیز رأى به عدم كفایت سیاسى او داد، بنى صدر را از ریاست جمهورى اسلامى ایران، عزل كرد. [[30 
نمونه دیگر آغاز تهاجم نظامى عراق علیه ایران است. حمله 31 شهریور 59 برق آسا بود و نفس را در بسیارى سینه ها حبس مى كرد. حتى برخى دولتمردان آن روز كشور هم نشانه هایى از نا امیدى را در گفته ها و لحن شان بروز مى دادند. در آن برهه خطیر بود كه صفحه هاى تلویزیون سیماى نورانى، آرام و متبسم امام (ره) را نشان دادند آرامش امام از میان كلمات ساده و صمیمى اش به قلوب تك تك مردم ایران جارى شد: «چیزى نیست... دیوانه اى آمده سنگى انداخته و رفته... در جنگ جوهره آدم ها معلوم مى شود..». همین طمانینه و آرامش بود كه جنگ هشت ساله تحمیلى را به حماسه اى باشكوه و الگوساز براى ملت هاى مسلمان و نیز كارگاهى عظیم براى ساخته شدن كادرهاى مدیریت اجتماعى و پیشرفت هاى شگرف علمى و تكنولوژیك تبدیل ساخت. آن روز در ذهن مغرور صدام و حامیانش چنین مى گذشت كه كار انقلاب اسلامى به سه روزى، هفته اى و یا حداكثر یك ماهى پایان مى پذیرد. اما امام بود كه از سرنوشت شوم صدام خبر و حذر مى داد و آینده را از آن انقلاب رهایى بخش اسلامى، مسلمانان به پاخاسته و مستضعفان جهان معرفى مى كرد: «اگر باور كنیم، مى توانیم». 
4 قاطعیت و شجاعت 
شجاعت، بى باكى و قاطعیت امام ویژگى دیگر سیره سیاسى وى بود. شجاعت امام به حدى است كه آن روز كه همه از بردن نام شاه، بدون آوردن پیشوند اعلیحضرت همایونى وحشت داشتند، او قیام كرد و با شدیدترین لحن ممكن، نیرومندترین عنصر مستكبر جامعه خویش را مخاطب ساخت و گفت: «تو مگر بهائى هستى كه من بگویم كافر است بیرونت كنند...» و آن روز كه برخى مدعیان در خانه هایشان بر خود مى لرزیدند و در آرزوى تفاهم و عدم ستیز با دشمن بودند، او فریاد بر آورد: «خمینى را اگر دار بزنند، تفاهم نخواهد كرد.» [[31 امام به هنگام تبعید و در اوج خفقان رژیم شاه، به علما نوید مى داد و از آنها مى خواست به بهانه معلوم نبودن نتایج قابل پیش بینى، دست از مبارزه و آگاهى بخشى بر ندارد. [[32 بدین گونه برخورد قاطع ایشان با مسائل و عدم سازش و گذشت در راه تحقق اهداف مبارزه، تلاش بسیارى از لیبرال ها و میانه روها را براى وادار كردن امام به اتخاذ سیاست معتدل تر و به اصطلاح گام به گام آن گونه كه مهندس بازرگان مى گفت، خنثى نمود. [[33 
5 موقعیت شناسى و درایت 
همین روحیه و استقلال باعث شده بود كه امام گاهى در عالم سیاست پیروزى را نه تنها درمتابعت نظر غربیان نداند، بلكه درست برخلاف نظر آنان عمل كند و به پیروزى رسد. به عنوان نمونه به دنبال اعلامیه حكومت نظامى در 21 بهمن 57، همه جا شایعه كودتا منتشر گردید یاران امام كه از قبل توسط سرهنگ محمدرضا رحیمى از تصمیم حكومت نظامى مطلع شده بودند با اصرار از امام مى‏خواهند كه به جاى امنى منتقل شوند، ولى امام با این اقدام مخالفت ورزیدند. با طولانى‏تر شدن ساعات حكومت نظامى عده‏اى معتقد بودند كه رژیم قصد قتل‏عام مردم را دارد. بنابراین باید مردم را به ترك كردن خیابان‏ها دعوت كرد. موضوع از امام سؤال شد. امام ابتدا دو ركعت نماز خواند و سپس فرمودند: «مردم در خیابان‏ها بمانند و به منازلشان نروند». آیت‏الله طالقانى از این كه امام دستور لغو حكومت نظامى را داده خیلى مضطرب شده و با امام تماس گرفته و مى گوید: «آقا: اگر خون این مردم ریخته شود نمى‏توانیم پاسخگو باشیم، رژیم به قصد قتل‏عام و كشتار مردم را دارد». آیت‏الله طالقانى بر نظر خود اصرار ورزیدند امام خمینى فرمودند: «اگر این تكلیف الهى باشد شما چه مى‏گویید؟» آیت‏الله طالقانى با این جمله سكوت كردند بعد از آن آیت‏الله طالقانى گفت: «یا من بعد از یك عمر از سیاست چیزى نمى‏فهم یا این سید با عالَم دیگرى ارتباط دارد». و این تدبیر امام ضمن خنثى سازى كودتا منجر به پیروزى نهایى انقلاب در 22 بهمن گردید. [
[34 امام همواره مصدر افعالى استثنایى و اقدامات بدیع و شگفت آور بود. نظیر «نامه به گورباچف» و «فتواى اعدام سلمان رشدى» و...، در حقیقت تفاوت امام با دیگران، ناشى از تفاوت جهان بینى او با دیگران است، او براى ایجاد تحول و انقلاب در ایران، به نقطه اى خارج از عالم معیارها و پندارهاى غربى اتكا كرد. امام خوب مى دانست كه نباید و نمى توان تكرار كننده غرب بود. او مى دانست كه اگر بخواهد در همان بازى و مسابقه معمول و مرسوم نزد غربیان وارد شود، مسابقه را باخته است. این بود كه خود مسابقه اى دیگر با قواعد و قوانین جدید ابداع كرد. [[35 امام مى فرمودند: «ما مامور به تكلیفیم، نه نتیجه» و البته این به معنى نفى محاسبه و مقدمات علّى اتفاقات اجتماعى و در نظر نگرفتن این كه كدام وسیله مقرون به صرفه است و به كدام هدف مى انجامد، نبود. مامور به تكلیف بودن و نه نتیجه، یك موضع دقیقاً ضد پراگماتیستى بود كه امام به واسطه آن مى خواستند به انقلابیون و مجاهدان بفهمانند كه شما نباید به دنبال قدرت مجسم و مادى پیروزى به عنوان هدف اصیل باشید بلكه به عنوان یك انقلابى مجاهد باید تمام محاسبات لازم را بررسى كنید، چون این محاسبات جزء تكلیف است و تكلیف جداى از آنها نیست و در مرحله بعد وارد عمل شوید اما این كه شكست مى خورید یا پیروزمى شوید، مساله اى كاملاَ ثانوى است. [. 6 
[36 مردم مدارى 
امام خود را خدمتگزار مردم مى‏دانست و به نظر و رأى مردم با دیده احترام مى‏نگریست. جمله معروف میزان راى ملت است بیانگر توجه خاصى است كه ایشان به نظر مردم داشت. امام در حوزه سیاسى با دفاع از نظام جمهورى اسلامى، آن را «حكومت جمهورى، متكى بر آراء عمومى و اسلامى و متكى بر قانون اسلام» [[37 تعریف كرد و با تبیین الگوى نظام سیاسى جدید موفق شد نظام سیاسى جمهورى اسلامى را با رأى قاطع اكثریت مردم تثبیت نماید. 
امام مردم را ولى نعمت مسئولین دانسته و خدمتگزارى به مردم و حركت در مسیر تعالیم عالیه دینى را وظایف دولتمردان بر مى شمارند: «مسئله، مسئله خدمتگزارى دولت به ملت است، نه فرمانفرمایى دولت به ملت، همین فرمانفرایى جدا مى كند شما را از ملت و ملت را از شما، و منشا مفاسد زیاد مى شود». [[38 امام عاشق مردم بود و همیشه به فكر سعادت مردم بود. یكى از نزدیكان معظم له مى گوید: علاقه امام به مردم، یك علاقه عادى نیست، یك عشق است... واقعاً امام براى مردم مى سوزند و مانند یك پدر مهربان همیشه براى فرزندان پاك خود سعادت آرزو مى كنند امام بارها در كنار تلویزیون كه صحنه هاى دلخراش فقر و محرومیت نشان داده مى شود گریه كرده اند». [[39 در كنار عشق به مستضعفین، شاهد تنفر او از سرمایه داران و مرفهین بى درد مى باشیم: «من یك موى كوخ نشینان را به تمامى كاخ نشینان نخواهم داد». از این‏رو حضرت امام با تأكید بر نقش مردم در تداوم انقلاب مى فرمود: «بى‏تردید رمز بقاء انقلاب اسلامى همان رمز پیروزى است و رمز پیروزى را ملت مى‏داند و نسلهاى آینده در تاریخ خواهند خواند، كه دو ركن اصلى آن انگیزه الهى و مقصد عالى حكومت اسلامى و اجتماع ملت در سراسر كشور با وحدت كلمه براى همان انگیزه و مقصد». [. 7 
[40 دشمن شناسى 
موضوع شناخت جریان هاى سیاسى واهداف مخفى آنها، از موضوعات استراتژیك و بسیار سرنوشت ساز دوران انقلاب اسلامى است. امام با فراست و تیزهوشى خویش عمیقاً دریافته بود كه وجود رگه هاى الحادى در خط مبارزاتى جامعه اسلامى، نه تنها كمكى به رشد جریان آزادى خواه و استقلال طلب كشور نخواهد كرد، بلكه وجود اینان خود از موانع پیوستن توده هاى مسلمان و موحد به انقلاب مى باشد. دشمن با علم كردن همین چهره هاى پوچ و وابسته است كه چهره مبارزان اسلامى را در نظر توده ها مخدوش مى سازد. موضع گیرى هاى صریح و كوبنده امام در برابر جریان هاى الحادى، صرفا بار مبارزه با آنها را نداشت، بلكه به نحوى ماهرانه زمینه رشد را بر جریان هاى نفاق نیز سد مى كرد و به آنان نیز هشدار بود. [[41 به عنوان نمونه اعضاء گروهك منافقین در سال 1350 در نجف اشرف به حضور امام رسیدند و به دنبال دریافت تائیدیه از امام بودند. این موضوع در شرایطى بود كه اكثر مبارزین مسلمان و حتى روحانیون انقلابى آنان را تائید مى‏كردند و از امام نیز مى خواستند كه منافقین را تائید نماید. اما امام علیرغم این سفارشات هرگز آنان را تائید نكرد و از همان ابتدا شناخت دقیق نسبت‏به ماهیت آنها پیدا نمود. [. 8 
[42 ابتكار عمل 
امام در طول رهبرى خویش با شناخت دقیق جریانات و مسائل مختلف داخلى و خارجى ابتكار عمل را به دست گرفته و دشمنان انقلاب اسلامى را مبهوت و سردر گم مى نماید. الوین تافلر در كتاب جابجایى قدرت اذعان مى كند: «كار بزرگ امام این بود كه براى اولین بار، یك نفر غرب را با تمامى محتویاتش نادیده گرفت و بجاى این كه بنشیند و با ما به صورت جداگانه وارد بحث شود، در كل همه ما را دور زد». یكى دیگر از متفكران غربى نیز مى گوید امام به گونه اى نظرات خود را طرح كرد كه گویى اصلاً فرهنگ غربى وجود ندارد. پس از محاصره اقتصادى، حضرت امام با گرمى از آن استقبال كرده و تصریح مى كنند: «اداره كنندگان كاخ سفید باید بدانند كه دنیا عوض شده است... گمان نكنند اداره كل جهان به دست آنها است». [
[43 در مجموع جامعیت علمى و ویژگى هاى خاص فردى اجتماعى و سیاسى او، از وى رهبرى فرهمند ساخته بود كه موفق شد با دم گرم و مسیحایى خود جهان اسلام را جانى دیگر بخشد. امام با احیاى مجدد معنویت در جهان معاصر و تاكید بر ابعاد مختلف وجودى انسان و لزوم سامان یابى زندگى سیاسى و اجتماعى بر اساس نیازهاى واقعى انسان، كوشید تا هویت انسانى را احیا كند و انسان ها را با واقعیت وجود خویش آشنا سازد. در واقع همین اندیشه ها و آرمان هاى وجودى بودكه سبب شد در كنار بیدارى و جذب قلب ها و روح هاى آزادیخواهان جهان، معادلات موجود در نظام بین‏الملل را دگرگون و مقتضیات حاكم بر نظام بین‏الملل را به چالش كشاند. [[44 هنرى كسینجر مشاور رئیس جمهورى آمریكا در دهه 70 اعتراف مى نماید: «آیت الله خمینى غرب را با بحران جدى برنامه‏ریزى مواجه كرد، تصمیمات او آن چنان رعد آسا بود كه مجال هر نوع تفكر و برنامه ریزى را از سیاست‏مداران و نظریه پردازان سیاسى مى‏گرفت. هیچ كس نمى‏توانست تصمیمات او را از پیش حدس بزند، او با معیارهاى دیگرى غیر از معیارهاى شناخته شده دردنیا سخن مى‏گفت وعمل مى‏كرد، گویى از جاى دیگر الهام مى‏گرفت، دشمنى آیت الله خمینى با غرب بر گرفته ازتعالیم الهى او بود او در دشمنى خود نیز خلوص نیت داشت.» [[45 تایمز لندن نیز در توصیف حضرت امام (ره) مى‏نویسد: «امام خمینى مردى بود كه توده‏ها را با كلام خود مسحور كرد، وى به زبان مردم عادى سخن مى‏گفت و به طرفداراى فقیر ومحروم خود اعتماد به نفس مى‏بخشید، این احساس آن‏ها را قادر ساخت تا هر كسى را كه سر راهشان بایستد از بین ببرند وى به مردم نشان داد كه حتى مى‏توان در برابر قدرت‏هایى مثل آمریكا ایستاد و نهراسید». [[46 امام (ره) توانست جسارت و شهادت انتقاد كردن در برابر قدرت‏ها را به دیگر رهبران جهان و دیگر كشورها انتقال دهد و عملكرد نظام بین‏المللى را زیر سؤال برند. 
د. امام (ره) از منظر اندیشمندان جهان 
شخصیت كم نظیر حضرت امام (ره) و تأثیرگذارى شگرف او بر جهان معاصر همواره مورد توجه بسیارى از اندیشمندان و شخصیت هاى مطرح جهانى بوده است [[47 به عنوان نمونه: دكتر «فرانسیسكو اسكودرو بداته» رئیس جوامع اسلامى اسپانیا مى گوید: «امام خمینى سبب حیات دوباره اسلام شد.» [[48 روبین وود زورث، خبرنگار آمریكایى در تشریح جریان ملاقات خود با امام (ره) در جماران مى نویسد: «زمانى كه امام خمینى از در وارد مى شد احساس مى كردم كه از لابه‏لاى آن گردبادى از نیروى معنوى وزیدن گرفت. گویا در وراى آن عباى قهوه اى عمامه مشكى و ریش سفید روح زندگى جریان داشت به طورى كه همه بینندگان را محو تماشاى خود كرد در آن هنگام حس كردم كه با حضور او همه ما كوچك شده ایم و گویا در سالن كسى جز او باقى نمانده است. زمانى كه بر روى صندلى خود نشست احساس كردم كه نیرویى از وجودش ساطع مى شود نیرویى به سان یك گردباد كه اگر با دقت نگاه مى كردى در مى یافتى كه نوعى آرامش مطلق در درون آن نهفته است چرا كه (امام) خمینى (ره) بسیار جدى و استوار و مسلط بود.... كمترین چیزى كه مى توانم بگویم این است كه گویا او یكى از انبیاى گذشته است و یا این كه او موساى اسلام است و آمده تا فرعون كافر را از سرزمین خود براند. [
[49 روزنامه هرالدتریبون هم كه روزنامه جهانى استكبار آمریكاست، درباره امام لب به اعتراف گشوده، نوشت: «آیه الله خمینى (ره) انقلابى خستگى ناپذیرى بود كه تا آخرین لحظه حیات به آرزوى خود براى پى ریزى یك جامعه اسلامى و حكومت اسلامى در ایران وفادار ماند. آیه الله خمینى در آن چه براى سرزمین باستانى اش مى خواست لحظه‏اى درنگ نكرد. وى خود را مأمور مى دانست كه مى باید ایران را از آن چه فساد و انحطاط غرب مى دید پاك كند و خلوص اسلامى را به ملت باز گرداند». [[50 
اسقف خلیل ابى نادر، یكى از رهبران مسیحى لبنان در خصوص اثرگذارى گفتمان و برقرارى ارتباط با جامعه مسیحى مى‏گوید: «[امام‏] خمینى در من تأثیر بسیارى بر جاى نهاده است... اگر وى از كلیساى مسیحى مى‏بود، مردم مؤمن وى را قدیس بزرگى مى‏دانستند و او را شفیع خویش قرار مى‏دادند. [امام‏] خمینى در خارج از ایران پیام‏دهنده همزیستى میان مسیحیان و مسلمانان مى‏شد. من به عنوان یك روحانى مسیحى، جمهورى اسلامى ایران را درك مى‏كنم. اگر شانس آن را داشتم كه با [امام‏] خمینى بزرگ گفتگویى داشته باشم با روح مسیح (ع) و محمّد (ص) همان خط و راه را در پیش مى‏گرفتیم». [[51 و به تعبیر اندیشمند پسامدرن فرانسوى، میشل فوكو، «امام خمینى (ره) منادى معنویت و روحى جدید براى جهان بى‏روح در عصر حاضر گردید». [[52 و به اعتراف فاینشنال تایمز چاپ لندن «تردیدى نمى باشد كه ایشان یكى از مردان بزرگ تاریخ در این قرن بود كمتر كسى را امروز مى توان یافت كه از جاذبه و نفوذى همانند آن چه كه نه تنها در ایران بلكه در جهان داشت برخوردار باشد و توجه قدرتهاى بزرگ را تا این حد به خود معطوف دارد». [[53 راویل عین الدین، مفتى اعظم مسلمانان روسیه و امام جمعه مسكو نیز مى گوید: «تفكرات و اندیشه‏هاى امام خمینى (ره) بزرگترین تحول را در جهان اسلام بوجود آورده است. امام با افكار و اندیشه‏هاى خود به ما هشدار داد كه هر نظامى بدون اتكا به معنویت، محكوم به فنا است». [[54 و نلسون ماندلا، رئیس جمهورى سابق آفریقاى جنوبى ضمن تمجید از شخصیت استثنایى امام خمینى تاكید مى نماید: «رهبرى منحصر به فرد امام بود كه توانست با دست‏خالى، انقلاب اسلامى ایران را به پیروزى برساند». [[55 
قیام حضرت امام (ره) هم از حیث نظرى، هم از حیث آرمانى و هم از حیث عملى تأثیرات و تحولات شگرف و قابل توجهى را بر جهان غرب بر جاى گذارده است. [[56 همان‏گونه كه مقام معظم رهبرى فرمودند امام (ره) مبشر دوران جدیدى درتاریخ حیات بشرى است كه مطالبات معنوى بشر و رویكرد دینى و مذهبى انسان بیش از ادوار گذشته وچند قرن اخیر، جلوه‏گر خواهد شد، البته: «امام خمینى (ره) پیامبر تازه اى نبود، اما او از یادآوران بود، ازمخاطبان «انت مذكر» كه عهد فطرى مردمان با خداوند را به آنان یاداورى كرد وپس از چند قرن كه از هبوط بشر در مصداق جمع كلى مى‏گذشت چون اسلاف خویش از ابراهیم واسماعیل ومحمد (ص) دوره اى از جاهلیت وعصر دیگرى از دیندارى را آغاز كرد، این عصر تازه را باید عصر امام خمینى (ره) نام نهاد». و «این دوران [عصر امام خمینى (ره)] دوران اسلام ودوران غلبه ارزش‏هاى الهى ومعنوى است، این دوران، دوران امام خمینى (ره) مى‏باشد وان شاء الله جوان‏هاى ما این آینده را خواهند دید». [
[57 [[1- این كتاب یك دوره فقه با مسائل مستحدثه است كه به هنگام تبعید در تركیه آغاز و در نجف به پایان رسید. 
[[2- این اثر پاسخى است به كتاب ضد دینى اسرار هزار ساله و همچنین نقدى است بر سیاست هاى زمان رضا خان. 
[[3- ر. ك: اندیشه سیاسى امام خمینى (ره)، یحیى فوزى، قم: نشر معارف، 1388، صص 28- 31. 
[[4- شخصیت و دیدگاههاى فقهى امام خمینى ره، ص 33 و 
34 [[5- ابعاد علمى شخصیت حضرت امام خمینى (ره)، استاد على دوانى، كتاب راه انقلاب، جلد 1. 
[[6- غلامعلى رجایى، برداشت هایى از سیره امام خمینى، ج 2، ص 336 دختر دیگر ایشان چنین بیان مى دارد: «زمانى كه حضرت امام مبارزه نداشتند، آن قدر مشغول مطالعه و درس بودند كه فقط سر نهار یا گاهى سر شب ده دقیقه ایشان را مى دیدیم «مصاحبه با خانم فریده مصطفوى»، همان، ص 335. 
[[7- رمز و راز رهبرى امام (ره)، دكتر سید محمد صدر، پایگاه امام خمینى (ره). 
[[8- اندیشه سیاسى امام خمینى (ره)، پیشین، صص 62- 63. 
[[9- روح الله موسوى خمینى، چهل حدیث، ص 69. 
[[10- امیر رضا ستوده، مصاحبه با آیت الله امامى كاشانى، پابه پاى آفتاب: گفته ها و ناگفته ها از زندگى امام خمینى، ج 3، ص 255. 
[[11- مصاحبه با على اكبر آشتیانى، همان، ج 2، ص 22. 
[[12- خاطرات عیسى جعفرى، همان، ج 1، ص 133. 
[[13- همان، ج 1، ص 34، و ج 2، ص 134. 
[[14- كتاب آئین انقلاب اسلامى گزیده اى از اندیشه و آرا امام خمینى (ره) ص 174. 
[[15- حجت الاسلام و المسلمین قرهى، سرگذشتهاى ویژه از زندگى امام خمینى ج 
3 [[16- مصاحبه با خانم زهرا مصطفوى، همان، ج 1 و 2. 
[[17- كتاب آئین انقلاب اسلامى گزیده اى از اندیشه آرا امام خمینى (ره) ص 366. 
[[18- خاطرات مرضیه حدید چى دباغ، همان، ج 2، ص 141 و 333. 
[[19- خاطرات سید حمید روحانى، همان، ص 333. 
[[20- اندیشه سیاسى امام (ره)، پیشین، ص 65. 
[[21- سبك رهبرى امام خمینى (ره)، عباس شفیعى، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 
1389 [[22- تحریرالوسیله، ج 1، ص 369 (ترجمه سید محمد باقر موسوى همدانى). 
[[23- سوره سبأ، آیه 46. 
[[24- سوره هود، آیه 112. 
[[25- مستندات قرآنى سیره سیاسى امام خمینى (ره)، دكترعبدالوهاب فراتى، روزنامه رسالت. 
[[26- امام خمینى (ره) نه مثل دیگران، دكتر غلامعلى حدادعادل- فلصنامه كتاب نقد، ش 13. 
[[27- منشور روحانیت، صحیفه امام، ج 21، ص 273. 
[[28- خمینى، روح‏الله دانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینى (ره) تدوین حسنعلى احمدى فشاركى تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى (س)، 1376. 
[[29- پرتوى از رهبرى و مدیریت امام خمینى (ره)، سردبیر- مجله حوزه، ش 49. 
[[30- قاسم روان بخش، بازخوانى پرونده یك رئیس جمهور، قم، دفتر جریانشناسى تاریخ معاصر، 
1382 [[31- صحیفه نور. 
[[32- اندیشه سیاسى امام، پیشین، ص 66. 
[[33- ر. ك: لیبرالیسم ایرانى، جهاندار امیرى، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى، 1388، ص 286 به بعد. 
[[34- نقشه اى براى بازداشت امام (ره)، مركز اسناد انقلاب اسلامى. 
[[35- امام خمینى (ره) نه مثل دیگران، دكتر غلامعلى حدادعادل- فلصنامه كتاب نقد، ش 13. 
[[36- اندیشه الهى امام خمینى (ره) در برابر اندیشه ایدئولوژى ستیز دوران معاصر، حسن رحیم پور ازغدى. 
[[37- صحیفه نور، ج 5، ص 144. 
[[38- صحیفه نور، ج، 8 ص 146. 
[[39- فرازهایى از ابعاد روحى، اخلاقى و عرفانى امام خمینى، ص 37. 
[[40- صحیفه امام (وصیت‏نامه سیاسى- الهى)، ج 21، ص 404. 
[[41- سرگذشت هاى ویژه حضرت امام خمینى، ج 1. 
[[42- نگاهى به رمز و راز رهبرى امام، دكتر سید محمد صدر. 
[[43- صحیفه، ج 18، 330. 
[[44- جهت مطالعه بیشتر ر. ك: عصر امام خمینى (ره)، میر احمد رضا حاجتى، قم: بوستان كتاب، 1382 امام خمینى و جهان معاصر، تهران: مؤسسه چاپ و نشر عروج، 
1376 [[45- مجله سروش، 
1380/ 11/ 20 [[46- مصاحبه پروفسور حمید مولانا، فصلنامه حضور، ش 29 غ پاییز 1378. 
[[47- جهت مطالعه بیشتر ر. ك: عصر امام خمینى (ره)، میر احمد رضا حاجتى، قم: بوستان كتاب، 1382 امام خمینى و جهان معاصر، تهران: مؤسسه چاپ و نشر عروج، 
1376 [[48- منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 78/ 7/ 5. 
[[49- روبین وود زورث كاریس، زیباترین تجربه من، ترجمه خدیجه مصطفوى ص 31 و 32 و 
36 [[50- مصاحبه پروفسور حمید مولانا فصل نامه حضور ش 29 پاییز 
78 [[51- امام خمینى در حدیث دیگران، مرتضایى، على‏اكبر، نشر مركز بازشناسى اسلام و ایران ص 141140. 
[[52- میشل فوكو، انقلاب ایران روح جهان بى روح، 
[[53- فاینشنال تایمز چاپ لندن دهم نوامبر 
1979 [[54- روزنامه جمهورى اسلامى، 78/ 7/ 11. 
[[55- روزنامه جمهورى اسلامى، 78/ 7/ 6. 
[[56- ر. ك: تاثیرات حضرت امام (ره) بر جهان غرب، علیرضا محمدى، نشریه الكترونیكى پرسمان گفتگو، مجله اندیشه انقلاب اسلامى، ش 4. 
[[57- ر. ك: رویكرد دینى ومعنوى انسان عصر امام خمینى، میر احمد رضا حاجتى، عصر امام خمینى (ره) از نگاه امام و مقام معظم رهبرى. 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات