ارسال سوال از اینكه به این وبلاگ سر زدید ممنونیم.............حتما به سؤال شما هم جواب داده میشه... ولی ممكنه به دلیل حجم بالای سوالات چند وقتی طول بكشه.....مطمئن باشید پاسخ داده میشه
 
طلبه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بهمنیار کیانی
مطالب اخیر
نویسندگان
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : بهمنیار کیانی
 

ام سلمه عایشه را بر حذر مى دارد

نبرد جمل،

چون به ام سلمه خبر رسید كه آن قوم اجتماع كرده و چه تصمیمى گرفتهاند، چندان گریست كه روبندش از اشك خیس شد. سپس جامه بیرونى خود را پوشید و پیش عایشه رفت تا او را پند دهد و او را از اندیشه ستیزهگرى با خلافت على (ع) و بیرون رفتن با آن قوم بازدارد. چون پیش عایشه رسید، به او این چنین گفت: «1» «همانا كه تو دژ میان رسول خدا و امت اویى و حجاب تو بر پایه رعایت حرمت آن حضرت استوار شده است  و قرآن كریم دامنت را جمع كرده است، آن را آشكار مساز. آزرم خود را حفظ كن و آن را از میان مبر. خدا را، خدا را! در مورد [توجه نكردن به] این آیه [آیه حجاب] و پیامبر (ص) وضع تو را مىدانست، اگر لازم بود در این باره با تو عهد مىكرد و حال آنكه تو را از ورود در این كار منع كرد و تو مىدانى كه اگر ستون دین كژى و انحرافى یابد و شكافى بردارد با زنان استوار و ترمیم نمىشود. پسندیده ترین دفاع زنان از حریم دین، چشم پوشیدن از نامحرم و دامن زیر پاى خود كشیدن و گام ننهادن در این امور است و اگر پیامبر (ص) تو را در صحرا و فلات بر شتران تندرو ببیند كه از آبشخورى به آبشخور دیگر مىروى چه پاسخ خواهى داد؟ در حالى كه عهد او را رها كرده و حجابى را كه او بر تو نهاده است دریده اى و خداى نعمتى را كه به تو ارزانى داشته به سبب این نافرمانى تو نسبت به پیامبر بر تو دگرگون خواهد كرد. آیا مىدانى كه به خدا سوگند اگر من این كار را كه تو انجام مىدهى انجام دهم و سپس به من گفته شود، وارد بهشت شو آزرم مىكنم كه چگونه با پیامبر (ص) رویاروى شوم، در حالى كه حجابى را كه براى من مقرر كرده است دریده باشم؟ تو هم گوشه خانه خود را حصار خویش پندار و چنان باش كه پندارى گور و آرامگاهت كنج خانه توست و در این صورت بهترین حالت فرمانبردارى را عمل كرده اى و بنگر تا آنچه را كه در دین روا و جایز است انجام دهى.»

عایشه گفت: پند و اندرز و خیرخواهى تو را مىدانم ولى این راهى كه برگزیده ام راه خوبى است. هنوز هم تصمیم قطعى نگرفته ام. اگر خوددارى كنم گناهى نكرده ام و اگر بروم چاره نیست و از این گونه كارها ناگزیرم. «2»

چون ام سلمه دید كه عایشه از بیرون رفتن با آن قوم خوددارى نمىكند به خانه خویش برگشت و به گروهى از مهاجران و انصار پیام فرستاد و گفت: عثمان را با حضور شما كشتند و این دو مرد (یعنى طلحه و زبیر) همچنان كه دیدید مردم را بر او مىشوراندند و چون كارش تمام شد هر دو با على بیعت كردند و اكنون هر دو بر على (ع) خروج كرده و مىپندارند كه خون عثمان را مطالبه مىكنند و قصد دارند همسر رسول خدا را با خود ببرند و حال آنكه پیامبر (ص) با همه همسران خود عهد كرده است كه در خانه هاى خود آرام بگیرند. «1» اكنون اگر عایشه عهدى غیر از این دارد، آن را آشكار كند و به ما ارائه دهد تا ما هم از آن آگاه گردیم. اكنون اى بندگان خدا! از خدا بترسید كه ما به شما فرمان مىدهیم. از خداى بترسید و به ریسمان خدا دست یازید و خداوند ولى ما و شماست.

 چون طلحه و زبیر این سخن ام سلمه را شنیدند، بر ایشان سخت گران آمد و كار دشوار شد. ام سلمه باز به عایشه پیام فرستاد و گفت: پندت دادم نپذیرفتى و حال آنكه عقیده ات را درباره عثمان مىدانم و اگر او از تو یك جرعه آب مىخواست به او نمىدادى و اكنون مىگویى عثمان مظلوم كشته شده است و مىخواهى مردم را براى جنگ با كسى كه، چه اكنون و چه در گذشته، سزاوارترین همه بر خلافت است بشورانى؟ از خداى آن چنان كه باید بترس و خویشتن را در معرض خشم خداوند میفكن. عایشه به او پیام داد: اما آنچه از عقیده من كه درباره عثمان مىدانى همان گونه بود و اكنون براى بیرون آمدن از آن گناه چاره اى جز مطالبه خون او ندارم و اما در مورد على، من به او فرمان مىدهم كه این كار را به شورایى میان مردم واگذارد و اگر چنان نكند، بر چهره اش شمشیر مىزنم تا خداوند آنچه مىخواهد پیش آورد.

ام سلمه پاسخ فرستاد: كه من از این پس نه تو را پند خواهم داد و نه با تو سخن خواهم گفت. قدرت و كوشش خود را بكار بردم و به خدا سوگند براى تو بیم دارم كه بدبخت شوى و به آتش درافتى. به خدا سوگند كه این گمان تو باطل خواهد شد و خداوند على بن ابى طالب را بر هر كس كه بر او ستم كند یارى خواهد داد و بزودى سرانجام آنچه را گفتم خواهى دانست.

______________________________

(1) این گفتگوى ام سلمه و عایشه در كتابهاى پیش از شیخ مفید، گاه به صورت نامهاى كه ام سلمه براى عایشه مرقوم داشته و گاه به صورت گفتگوى حضورى آمده است و چون از لحاظ لغوى مشكل است، لغات آن در كتب غریب الحدیث توضیح داده شده است. براى اطلاع بیشتر رجوع كنید به اسكافى، المعیار و الموازنه؛ ص 27 و ابن قتیبه، الامامة و السیاسة؛ ج 1، ص 55 و صدوق، معانى الاخبار؛ ص 375 و شیخ مفید، اختصاص، چاپ على اكبر غفارى، بدون تاریخ؛ ص 120- 116 و در كتابهاى پس از شیخ مفید، رجوع كنید به ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه؛ ج 6، ص 224- 215 و علامه مجلسى، بحار الانوار؛ ج 32، ص 170- 149. م

______________________________


(1) در تفسیر روح العانى آلوسى؛ ج 22، ص 6، آمده است كه پس از نزول آیه «وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِكُنَّ ...» زنان پیامبر به حضور ایشان آمدند و گفتند: مردان فضیلت جهاد را در ربودند آیا براى ما كارى هست كه با انجام آن به پاداش مجاهدان برسیم؟ فرمودند: هر كس از شما در خانه خود بنشیند پاداش آنان را مىیابد. آلوسى خود مىگوید: بیرون آمدن آنان از خانه براى زیارت هم حرام بوده است تا چه رسد به بیرون آمدن آنان براى فتنه انگیزى! و همچنین رجوع كنید به سیوطى، الدر المنثور؛ ج 5، ص 196.

(2) ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه؛ ج 6، ص 224، مىگوید: از این سخن عایشه چنین فهمیده مىشود كه براى قیام و خروج خود، فضیلت بیشترى قائل است یا بدى آن را مىداند و لجبازى مىكند. م





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات