تبلیغات » ارمغان آمریکائیها برای مادران عراق ...

ایکاش مادر نبودم..........
پسرم بسوز و ذره ذره آب بشو... ما هم خدایی داریم... دنیا هم پایانی دارد... سرای دیگری در راه است...در آنجا قراری داریم...میزانی هست...کتابی هست...حکمی هست...حاکمی هست که خدا میشناسیمش. این لرزه که بر تن تو انداخته اند ... در لرزه نگار حق نگه داشته اند .....
.......
نوشته شده در جمعه 3 اسفند 1386 و ساعت 10:02 ق.ظ توسط : خودم
» محرم ماه عزا
الهی!
چه یافت آن كه ترا گم كرد، و چه گم كرد آن كه ترا یافت.
ما ذا وجد من فقدك، وما الّذی فقد من وجدك.
فرازی از دعای عرفه، مولا حسین بن علی علیه السلام

نوشته شده در یکشنبه 8 بهمن 1385 و ساعت 11:01 ق.ظ توسط : خودم
» عزا عزاست امروز
عزا عزاست امروز روز عزاست امروز
مهدی صاحب زمان صاحب عزاست امروز

سلام !
جاتون خالی امروز رفتیم تشییع پیکر پاک حضرت آیة الله العظمی میرزا جواد تبریزی ، کسی که یکه تاز عرصه فقاهت بود.
تا دلتون بخواد جمعیت اومده بود از هر قشری .
تا چشم کار می کرد فقط عمامه سفید می دیدی که اکثرشون از شاگردان حاج آقا بودند.
تو اون جمعیت و هنگامی که می خواستیم وارد حرم حضرت معصومه سلام الله علیها بشیم برای چند لحظه یاد فشار قبر افتادم !!!
خلاصه آدم وقتی شاهد رفتن این عزیزان میشه فقط میشه گفت که آدم باید قدر مراجع و علمای باقیمونده رو بدونه . یه حسی بهم میگه که دنیا دیگه هیچوقت مراجع اینجوری رو بخود نخواهد دید چون احساس می کنم که این دوره زمونه دیگه تو مایه های آخر الزمانه !!!؟
فعلا یا علی !
نوشته شده در چهارشنبه 1 آذر 1385 و ساعت 09:11 ق.ظ توسط : خودم
» مصاحبه با حجة الاسلام مهدوی پیرامون آسیب شناسی مداحی
با سلام
نماز و روزه هاتون قبول باشه ما رو هم که انشا الله دعا کردید
چندی قبل 2 تا پست در رابطه با مداحیهای پاپ نوشتم که به خیلیها برخورد می خواستم مفصل یه روز بشینم و براشون شفاف سازی کنم ولی قبل از اون می خوام یه مصاحبه در همین رابطه که در وبلاگ هیأت بنی الزهرا خوندم بزارم این مصاحبه با حاج آقای مهدوی هست خیلی حرفای جالبی زده و اینکه این مصاحبه میتونه جواب خیلیهایی که به ما گیر داده بودن باشه یعنی 60 در صد همون چیزی بود که من میخواستم به اون عزیزان بگم حالا میزارمش اینجا تا بخونید
نظر خاصی هم در این رابطه داشتید حتما بپرسید
متن ذیل مربوط به مصاحبه حجة الاسلام مهدوی پیرامون آسیب شناسی مداحی می باشد .
ــــــــــــــــــــــــــــــــ

س) چند وقتی است بحث مداحی و عزاداری و آفتهای آن خیلی مطرح میشود، تا جایی كه رهبر انقلاب هم در این باره در جمع مداحان صحبت نمودند، اهمیت و حساسیت این موضوع به چه دلیل است؟
* همیشه شیطان و ایادی آن به سراغ جاهایی میروند كه پر اثر است، سراغ جاهای كم اثر و یا بیاثر نمیروند. امام میفرمایند هرچه داریم از محرم و صفر داریم، امروز دارایی اصلی ما نه انرژی هستهایست و نه سلولهای بنیادی، بلكه دلدادگی جامعه و جوانان ما به اهلبیت است، مطمئن باشید همانگونه كه دشمن برای گرفتن تكنولوژی هستهای از دست ما نقشه میكشد، صدها برابر برای اصلیترین دارایی ما برنامهریزی میكند.
آنها به این نتیجه رسیدهاند كه تنها فرهنگی كه میتواند جلوی آنها بایستد به قول خودشان اسلام آیت الله خمینی است.
چند وقت پیش گزارشی دیدم از یك دكتر جامعهشناس یهودی كه 9 سال بعد از انقلاب در ایران بوده تا منفذهای نفوذ به هویت ایرانی را بررسی كند. وی سه عامل اصلی فرهنگی ما را «فرهنگ عزاداری امام حسین»، «انتظار و مهدویت» و «عرفان خاص شیعی» ارزیابی میكند. در مورد تكتك این موارد توضیح میدهد؛
در مورد عزاداری امام حسین میگوید ویژگی اصلی این مراسم غیردولتی و كاملا مردمی بودن آن است و تمام هزینه آن از خود مردم تامین میشود، حتی عدهای هستند كه مالیات شرعی(خمس) خود را نمیدهند اما برای این مراسم نذر میكنند. او میگوید در این مجالس معمولا یك نفر برای آنها دستورات دینی را بیان میكند. یك اندیشمند هم فلسفه قیام و شهادت امامشان را با توجه به مسائل روز برای آنها بیان میكند. بعد هم یك خواننده ـ به تعبیر او ـ با اشعار حماسی احساسات مردم را به اندیشههایی كه فراگرفتهاند پیوند میزند.
قضیه مفصل است اما خلاصه میگویم این جامعهشناس یهودی در نهایت میگوید ما با توجه به ویژگی غیردولتی این برنامه نمیتوانیم جلوی آن را بگیریم، بلكه باید با مدل جدیدی آنها را ترویج كنیم و پیشنهاد میدهد كه قالبهای هیاتها را بزرگ كنیم تا آنها فكر كنند خیلی برای امامشان ابراز ارادت كردهاند، اما در واقع كاری نكرده باشند، به جای اینكه چهار نفر در گوشه اتاقی مجلسی تشكیل دهند و در آن مجلس چهار نفر شهادت طلب تربیت شوند، جلسهای با چهارهزار جوان تشكیل دهند اما یك نفر ظلم ستیز هم از آن مجلس درنیاید، فقط عشق و حال باشد.
برای رسیدن به این هدف هم میگوید باید به دنبال جوانانی باشیم كه طالب شهرت هستند؛ روی اشعار و آهنگهای آن كار كنیم و حتی الامكان جلسات آنها را از عالمان و اندیشمندان خالی كنیم و با واسطه از آنان حمایت مالی كنیم. در نتیجه در نسلهای آینده جوانانی خواهیم داشت كه خیال میكنند مانند پدرانشان خیلی حسینی هستند، اما حسینی واقعی نیستند، ظلم ستیز نیستند...
چند سال است كه خیلیها تذكر میدهند، اما كسی گوش نمیدهد، تا جایی كه رهبر انقلاب مجبور شدند مداحان را جمع كردند و بعد از تمجید از ذاكران مخلص و بامعرفت، با ذكر مصادیق انحراف به شدت به آنها توپیدند تا جایی كه صداوسیما مجبور شد نزدیك به 40 دقیقه از این سخنان را سانسور كند.
س) به نظر شما آیا در مجالس امام حسین مداحی و عزاداری اصل است یا ذكر معارف؛ گویا از قدیم الایام این بحث وجود داشتهاست به طوری كه شهید مطهری هم از آن به عنوان دعوای منبری و روضهخوان ...
* اصل به این معنایی كه شما میگویید نداریم، همه اینها در دستگاه امام حسین جایگاه خود را دارد، اگر مداحی و ابراز احساسات نباشد میشود همایش و كنفرانس كه خود شهید مطهری هم این را نفی میكنند؛ و اگر ذكر معارف اهل بیت نباشد تبدیل به یك محل تخلیه احساسات صرف میشود یعنی هر دو در كنار هم مهم است و باید همدیگر را همپوشانی كنند نه اینكه همدیگر را خنثی كنند.
س) برخی جوانان با این شیوههای جدید مداحی انس گرفتهاند، CD و كاستهای آنها به سرعت در میان آنها پخش میشود. حتی بعضیها كه به ظاهر ارتباط زیادی با اهل بیت ندارند به این مداحیها جذب شدهاند. یعنی در مجموع این نوع مداحی توانسته با جوانان ارتباط بیشتری برقرار كند پس چرا ...
* منظور شما را فهمیدم، عدهای با این مداحیها ارتباط برقرار كردهاند اما ما باید مرز بین ابتذال و تنوع را مشخص كنیم. ما قایل به این نیستیم كه هدف، وسیله را توجیه میكند. هدف از مجالس امام حسین، یاد حضرت است و آن هم اگر اثری داشته باشد همان اثر اجتماعی است یعنی امر به معروف و نهی از منكر، یعنی ظلمستیزی.
ابزاری كه به هدف و مقصد نرساند و به جای آن جوان را به یك خلسه، به یك حال ببرد كه وسیله نیست. هیچكس با تنوع و زیبایی مخالف نیست اما با وسیلهای كه در جهت هدف باشد.
بخشی از این گونه وسایل حرام شرعی است، لحن، شعر و آوازش حرام بیّن است. بخشی دیگر هم گرتهبرداری از بیگانگان است، یعنی همان شعری كه فلان مداح خوانده، همان آهنگ را هم ابی خوانده، خانم فلان هم خوانده ... اینها دقیقا وهن اهلبیت است، من با چشمان خودم دیدم و با گوش خود شنیدم كه طرف در پاساژ قدس قم میگوید: «آقا شو هلالی دارین؟ اكسیژن ذاكر دارین!؟»
اینها اهانت به اهلبیت است، یك روپوشی به نام امام حسین روی حرام گذاشتهایم تا كسی جرات مخالفت نكند و هركس مخالفت كرد میگویند با عزاداری امام حسین مخالف است.
س) بعضیها معتقدند در دستگاه امام حسین قضیه كمی متفاوت است، اهلبیت به این دستگاه از زاویه دیگری نگاه میكنند. به عنوان مثال آسیب رساندن عمدی به بدن حرام است، اما در مورد امام حسین سینهزنی و زنجیرزنی با این كه آسیب رساندن به بدن است را خیلیها بدون اشكال دانستهاند، حتی تا آنجا كه من میدانم عدهای قمهزدن را به خاطر آسیبرساندن به بدن حرام نمیدانند، بلكه تنها به این خاطر آن را حرام میدانند كه در دید بیگانگان وهن اسلام میشود.
* این كه میگویید دستگاه امام دستگاه خاصی است اگر به این مفهوم است كه سفینه امام حسین وسیعتر و سریعتر است، بله درست است اما در دستگاه امام حسین این بندگی خداست كه با ارزش شده است، بنابراین نمیشود با كاری كه موجب سخط الهی است به خدا نزدیك شد.
آن چیزی كه در مورد آسیب رساندن به بدن فرمودید هم در محدوده اجتهادی است، این كه آیت الله الف میگویند زنجیر زدن اشكال ندارد به خاطر این استدلال عوامانه نیست كه دستگاه امام حسین متفاوت است بلكه او كار علمی كرده است، آنجا مثلا بحث این است كه اگر شور و نشاط مراسم احتیاج به یك عملیات فیزیكی دارد و حفظ آن باعث حفظ اسلام میشود چون ارزش آن خیلی بیشتر از سرخ شدن سینه من است بنابراین چنین حكمی میدهند...
س) پس اگر ما همین استدلال شما را تعمیم دهیم و بگوییم برای حفظ اسلام و جذب جوانان، از سبكهای جدید استفاده كنیم چه اشكالی پیش میآید؟
* بنده همین را عرض كردم، این یك كار اجتهادی است، كار من و شما و دیگری نیست كه این را تعمیم دهد یا تخصیص بزند. این یك كار فنی است، مجتهد كار فقهی كرده است، كار مداح و سینهزن و بنده و شما این است كه مقلد باشیم. من باید به حكم مرجع خودم مراجعه كنم و شما هم به حكم مرجع خودتان.
البته در مورد مسائلی كه مربوط به كل جامعه اسلامی است حرف مجتهد هم حجت نیست، اینجا حاكم اسلامی است كه تشخیص میدهد. اگر روزی تشخیص دهد كه سینهزنی هم باعث وهن اسلام میشود، آن روز هركسی مسلمان است باید آن را ترك كند. امام روزی كه تشخیص دادند كه به شیعه اهانت میشود حج كه واجب مسلم اسلام است را تعطیل كردند، این حق را اسلام به او داده است.
س) به عنوان آخرین نكته اگر صحبتی دارید بفرمایید؟
* به نظر من هیچكس در این دستگاه حق ندارد عایق باشد، همه باید رسانا باشیم، چه سخنران، چه مداح و چه هركس دیگر. همه باید مخاطب را به امام حسین وصل كنیم.
نباید كسی خودش مطرح باشد، اینكه بیایند عكس و پوستر چاپ كنند از یك مداح و بخواهند الگوی یك جوان بشود و در زندگی از او الگو بگیرد، این صددرصد اشتباه است، هركسی این كار را میكند خیانت میكند.
دوم اینكه هر مجموعهای كه از روحانی خالی شود خیلی آمادهاست كه انحراف در آن ایجاد شود؛
و در نهایت اینكه باید به جای نگاه آسیبشناسانه، بیشتر نگاه تولیدی داشته باشیم، بالاخره پدران ما هیات عزاداری، دسته، علم و كتل و ... را راه انداختند برای حفظ این مجموعه؛ ما باید ببینیم خودمان چه عرضهای داریم، فقط باید مواظب باشیم كه اولا مجالسمان نه به كنفرانس تبدیل شوند و نه به شو؛ و ثانیا به ذائقه نسل جدید مناسب بیاید.
نوشته شده در شنبه 29 مهر 1385 و ساعت 03:10 ق.ظ توسط : خودم
» اول مظلوم عالم علی ...
اللهم العن قتلة امیرالمومنین

اشعاری از زنده یاد محمد رضا آقاسی
از ذکر علی مدد گرفتیم
آن چیز که میشود گرفتیم
در بوته ی آزمایش عشق
از نمره ی بیست صد گرفتیم
دیدیم که رایت علی سبز
معجون هدایت علی سبز
درچمبر آسمان آبی
خورشید ولایت علی سبز
از باده ی حق سیاه مستیم
اما زحمایت علی سبز
شیرین شکایت علی زرد
فرهاد حکایت علی سبز
دستار شهادت علی سرخ
لبخند رضایت علی سبز
در نامه ی ما سیاه رویان
امضای عنایت علی سبز
یا علی در بند دنیا نیستم
بنده ی لبخند دنیا نیستم
بنده ی آنم که لطفش دائم است
با من و بی من به ذاتش قائم است
دائم الوصلیم اما بی خبر
در پی اصلیم اما بی خبر
گفت پیغمبر که ادخال سرور
فی قلوب المومنین اما به نور
نور یعنی اتشار روشنی
تا بساط ظلم را بر هم زنی
هر که از سر سرور آگاه شد
عشقبازان را چراغ راه شد
جاده ی حیرت بسی پرپیچ بود
لطف ساقی بود وباقی هیچ بود
مکه زیر سایه ی خناس بود
شیعه در بند بر العباس بود
حضرت صادق اگر ساقی نبود ی
ک نشان از شیعگی باقی نبود
فقه شمشیر امام صادق است
هر که بی شمشیر شد نالایق است
وای وی زقاب و قرب و های و هو
می دهد بر اهل تقوا آبرو
گر چه تعلیمات مردم واجب است
تزکیه قبل از تعلم واجب است
تربیت یعنی که خود را ساختن
بعد از آن بر دیگران پرداختن
یک مسلمان آن زمان کامل شود
که علوم وحی را عامل شود
نص قرآن مبین جز وحی نیست
آیه ای خالی زامر و نهی نیست
با چراغ وحی بنگر راه را
تا ببینی هر قدم الله را
گر مسلمانی سر تسلیم کو
سجده ای هم سنگ ابراهیم کو
ساقی سرمست ما دیوانه نیست
سرگذشت انبیاء افسانه نیست
آنچه در دستور کار انبیاست
جنگ با مکر و فریب اغنیاست
چیست در انجیل و تورات و زبور
آیه های نور و تسلیم وحضور
جمله ی ادیان زیک دین بیش نیست
جز الوهیت رهی در پیش نیست
خانقاه و مسجد ودیر و کنشت
هر که را دیدم به دل بت می سرشت
لیک در بتخانه دیدم بی عدد
هر صنم سرگرم ذکر یا صمد
یا صمد یعنی که ما را بشکنید
پیکر ما را در آتش افکنید
گر سبک گردیم در آتش چو دود
میتوان تا مبداء خود پر گشود
ای خدا ای مبداء و میعاد ما
دست بگشا بهر استمداد ما
ما اسیر دست قومی جاهلیم
گر چه از چوبیم و از سنگ وگلیم
ای هزاران شعله در تیغت نهان
خیز و ما را از منیت وا رهان
ای خدا ای مرجع کل امور
باز گردان ده شبم درتور نور
در شب اول وضو از خون کنم
خبس را از جان خود بیرون کنم
سر دهم تکبیر تکبیر جنون
گویمت انا علیک الراجعون
خانه ات آباد ویرانم مکن
عاقبت از گوشه گیرانم مکن
بنگر یک دم فراموشم کنی
از بیان صدق خاموشم کنی
ما قلمهاییم دردست ولی
کز لب ما میچکد ذکر علی
ذکر مولایم علی اعجاز کرد
عقده ها را از زبانم باز کرد
نام او سر حلقه ی ذکر من است
کز فروغ او زبانم روشن است
گر نباشد جذبه روشن نیستم
این که غوغا میکند من نیستم
من چو مجنونم که در لیلای خود
نیستم در هستی مولای خود
ذکر حق دل را تسلا می دهد
آه مجنون بوی لیلا می دهد
جان مجنون قصد لیلایی مکن
جان یوسف را زلیخایی مکن
التماس دعا !
نوشته شده در یکشنبه 23 مهر 1385 و ساعت 04:10 ق.ظ توسط : خودم
» این شبها را دریابیم ...
رمضان ......
رمضان می آید و اولش فقط گرسنگی و عطش و سر گیجه و سردرد را می فهمی؛ بی حالی های قبل و بعد از افطار را می فهمی.
هر ده دقیقه به ساعت نگاه می كنی و منتظر اذان هستی؛ این 20 دقیقه آخر تا اذان برایت 20 سال می گذرد.
همه جذابیتش میهمانی رفتن برای افطار و بازدید اقوام؛ دیدن فیلمهای پشت سر هم از شبكه های 3و2و1 است.
احساس می كنی كه برایت یك محدودیت بزرگ شده، برای این طرف و آن طرف نگاه كردن باید دقت كنی كه ....
برای حرف زدن باید دقت كنی كه .... برای گوش دادن باید دقت كنی كه .... فقط محدودیت.
اواسط رمضان كه می شود این ها دیگر برایت عادت شده است، هر روز سحر برای سحری پا می شوی و هر روز غروب افطار می كنی و روز شماری می كنی تا این ماه هم تمام شود.
از 19 تا 23 رمضان خودت هم از خودت خبر نداری فقط دنبال یه جایی برای گریه كردن و سینه زدن در غم مولا هستی؛ دنبال جایی خلوت برای راز و نیاز و قرآن سر گرفتن هستی، احساس می كنی كه تازه رمضان به چه می گویند.
وقتی چشم رو هم می زاری، می بینی كه شده 28و 29 و آخر رمضان.
تازه بهش عادت كرده بودی؛ تازه باهاش حال می كردی؛ تازه كیف می كردی.
همون چند روز آخر چنان دلت - برای رمضان تمام نشده - تنگ می شود كه غم می گیردت؛ انگار چیزی گم كردی.
ماهی كه هر آیه اش یك قرآنه؛ ماهی كه خوابش نمازه؛ ماهی كه نفسش تسبیحه تموم می شه و ...
و تو ...
و ما ...
هیچی
تازه دلت می خواهد قرآن بخوانی، تازه صحیفه سجادیه را پیدا كردی ولی چه قدر دیر!
از وبلاگ یادداشتهای یک استشهادی: http://asteshhad.blogfa.com
نوشته شده در پنجشنبه 20 مهر 1385 و ساعت 10:10 ق.ظ توسط : خودم
» مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

با سلام
تبریک عرض می کنم خجسته سالروز ولادت با برکت منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله الاعظم امام زمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا
یه هدیه دارم برای شما عاشقان امیدوارم که مورد پسندتون قرار بگیره ما رو از دعای خیرتون در این شب و روز عزیز فراموش نفرمایید
لینک سایتهای مهدویت
http://www.almawood.net/
http://www.hazratmahdi.com/
http://www.baqiyatullah.com/
http://www.imamalmahdi.com/
http://www.baqiatollah.org/
http://www.al-mahdi.org/
http://www.imammahdi.com/
http://www.yamahdi.com/
http://www.imammahdi-s.com/
http://www.zohoor.com/
http://www.jamkaran.info/
http://www.alqaem.net/
http://www.mahdieh.org/
http://www.hazratesaheb.com/
http://www.khorshidemakkeh.com/
http://www.montazar.net/
http://www.ejlasmahdi.com/
http://www.monjee.org/
http://www.hazratmahdi.com/
http://www.mouood.com/
http://www.imammehdi.org/
http://www.almontadhar.com/
http://www.Yusofezahra.com
http://www.ya-mahdi.info
http://www.313adineh.com/
http://www.intizarmag.ir/
http://www.zohoortv.com/
http://www.zohour.ir/
http://www.zohoorestan.net/
بعدا مرتب شده و به صورت یه لینکدونی در اختیار شما قرار میدم.
راستی ۱۰۰۰ تا صلوات یادتون نره !
نوشته شده در شنبه 18 شهریور 1385 و ساعت 12:09 ب.ظ توسط : خودم
» اسلام آوردن یک مسیحی
این داستان رو از کتاب (چرا و چگونه مسلمان شدند؟ ) نوشته آیة الله العظمی شیرازی براتون میزارم خیلی جالبه !
یك زن مسیحى آلمانى اسلام مى آورد
روزى از روزهاى ماه مبارك رمضان ظهر پس از نماز جماعت به خانه باز گشتم و بسیار خسته و كوفته بودم، زیرا بعد از نماز ظهر در صحن مقدس قریب یكساعت براى پاسخ دادن به مسائل نشسته بودم؛ و در باره موضوعات مختلفى حرف زده بودم؛ در این ساعت مى خواستم مقدارى استراحت كنم، اما صداى دق الباب بلند شد و كسى در منزل نبود كه جواب بدهد.
فكر كردم كه به این شخص پاسخى ندهم، باز با خود گفتم: شاید این شخص احتیاجى داشته باشد كه با رفع احتیاج او ثوابى عائد من گردد، باز تردید پیدا كردم، و بیادم آمد كه نزدیكى همین ساعت با یكى از مسئولان بغداد قرار ملاقاتى داریم، و این ملاقات مربوط به درخواست وارد كردن یك ایستگاه فرستنده رادیوى محلى براى كربلا و موضوع تأسیس دانشكده اى بنام (دانشكده قرآن حكیم) و هفت موضوع دیگر بود، و آن هنگام ساعت نزدیك همان موعد بود، و از طرفى هم نمى خواستم پیش از آنكه مقدارى استراحت كنم با آن مسئول ملاقات نمایم گذشته از این هنوز بعضى از رفقا كه معمولا با بودن آنان با مسئولان ادارى ملاقات مى كردم نیامده بودند؛ زیرا من براى آنكه اینگونه جلساتم سرى نباشد بنا ندارم با یك مسئول رسمى تنهائى ملاقات كنم، مگر آنكه در ملاقات ما چند نفر دیگر هم حضور داشته باشند این عادت ما بود كه همیشه در اینگونه ملاقاتها بعضى از دوستان و رفقا شركت داشتند.
بهرحال و با تمام این افكار برخاستم و در را باز كردم با مردى سالخورده روبرو شدم كه سن او تقریبا شصت سال بود، سلام كرده گفت: من و خانواده ام از كاظمین به قصد ملاقات شما آمده ایم، آیا در این وقت مى توانید ما را در منزل خودتان بپذیرید؟
گفتم: بفرمائید!؟
گفت: من پسرى دارم كه در آلمان درس خوانده است؛ چندى پیش از آلمان بازگشته در حالیكه با خانمى آلمانى و مسیحى ازدواج نموده و او را همراه خود آورده است، و من و مادرش بسیار با خانم او بحث كرده ایم كه اسلام بیاورد، لكن این زن مى گوید: مرا قانع كنید كه اسلام حق است، و ما موفق نشدیم وى را قانع نمائیم.
و اخیرا همگى توافق كرده ایم كه خدمت شما برسیم، و لذا از كاظمین به اینجا آمده ایم، زیرا امروز جمعه است و كار ما هم تعطیل بوده است.
به او خوش آمد گفته، گفتم: بفرمائید.
رفت و در همان خیابان نزدیك كه ماشینش را پارك كرده بود، زن و فرزند و عروس مسیحیش را همراه خود به منزل آورد.
سپس من از خانم مسیحى خواستم كه اگر صحبتى دارد بیان نماید.
جوان محصل هم ترجمه را بعهده گرفت.
خانم گفت: همسر من و پدر و مادرش مرا دعوت به ...
نوشته شده در شنبه 18 شهریور 1385 و ساعت 01:09 ق.ظ توسط : خودم
» سیاست یک بام و دو هوا
این مطلب رو چند روز پیش نوشتم یعنی روز شهادت امام موسی کاظم علیه السلام ولی امروز فرصت شد که بفرستم.
امروز که اومدم اینترنت خبرهای داغ رو وبلاگها و خبرگزاریها بود در رابطه با فیلمهای پخش شده هلالی میخواستم بگم این مطلب به این حادثه ربطی نداره و مربوط میشه به چند روز قبل.
_____________________________________________________________
در رابطه با سیاست یک بام و دو هوای صدا و سیما مدتها بود می خواستم مطلب بنویسم ولی فرصت نمی کردم (یعنی خدائیش حال تایپ کردن ندارم)
امروز به یکی از همون سیاستهای نا درست گیر میدهیم اونم به خاطر پخش مداحی عبدالرضا هلالی از تلویزیون است.
این آقا چند مدتی است که در خوندن سبکهای ترانه و به قول برو بچز اون ور آبی گوی سبقت رو از همه ربوده .
کافیه یه آلبوم از خوانندگان اون ورآبی یا خوانندگان داخلی (زیرزمینی) بیرون بیاد و این آقا هم بره روی اون سبک شعر بزاره و بخونه .
صدا و سیما هم که مروج این عزیز شده و در ایام مختلف و به بهانه های مختلف مداحیهای ایشون رو پخش می کنه .
سوال من اینه
مگه ما مداحانی که همسان با الگوهای ارائه شده مقام معظم رهبری باشند کم داریم .
مگه صدا و سیما مسئول ، ناظر پخش فرهنگی نداره که مداحیهای این آقا و امثالشون پخش میشه .
این چه سیاستیه که بارها و بارها از همین تلویزیون صحبتهای مقام معظم رهبری و دیگر اندیشمندان درباره مداحی اصیل پخش میشه ولی باز از همین تلویزیون خلاف این را مرتکب می شوند .
به مناسبت شهادت امام موسی کاظم علیه السلام مداحی این آقا از تلویزیون پخش شد که روی سبک یکی از ترانه های محسن چاوشی بود که برای بار اول مرحوم سید ذاکر روی این سبک خونده بود .
با شنیدن این فقط تونستم به حال این عزیزان و مسئولین صدا و سیما تاسف بخورم .
نوشته شده در چهارشنبه 8 شهریور 1385 و ساعت 12:08 ب.ظ توسط : خودم
» تقدیم به رهبری که دوستش دارم
خطاب به سران عرب

تو ننگ عربی، سید حسن!
نام تو را باید
از فهرست اعراب شایسته خط بزنیم
تو
بجای آنکه در ایوان ویلای ساحلی ات
لم بدهی
و چرت تابستانی ات را
با دود قلیان مفرح کنی
تفنگ دست میگیری
و از پشت تریبون المنار
با نعرههایت
چرت ما را پاره میکنی
تو هیچ شباهتی به اعراب بزرگ نداری، سید حسن!
نه شکمت
آن اندازه است
که از پشت دشداشههای سفید
وقار عربی ات را نمایان کند
نه چفیه و عقال داری
تازه عمامه سیاه سرت میگذاری
که ما را به یاد خمینی میاندازد
که یکبار چرت مان را پاره کرده بود
تو ننگ عربی، سید حسن!
بجای آنکه در حرمسرایت بگردی
و رقص عربی ممالک گرجی و اوکراینی ات را تماشا کنی
تا فردا در بهشت
برای مغازله با حوریان آماده باشی
در مخفیگاهت
که نمیدانیم کجاست
می نشینی و نهج البلاغه میخوانی
تو کافر شده ای، سید حسن!
و بر ماست که تو را به یهودیان اهل کتاب بسپاریم...
فقط به رسم مردان بزرگ عرب
صادق باش و بگو
برد موشکهایت
به ریاض که نمیرسد؟!
نوشته شده در دوشنبه 16 مرداد 1385 و ساعت 10:08 ق.ظ توسط : خودم
» از دكان سبزی فروشی پدر تا قله جهان اسلام
نگاهی به حیات پرافتخار نصرالله
برای خوندن زندگینامه روی عکس کلیک کنید . حتما ببینید !
یا علی !
نوشته شده در پنجشنبه 12 مرداد 1385 و ساعت 12:08 ب.ظ توسط : خودم
» سید هم رفت
سید ذاکر هم رفت

بالأخره سید ذاکر نیز پس از ماهها رنج و تحمل از این دنیای فانی رفت و عده ای رو نیز داغدار کرد. مداح جنجالی و پر حاشیه که موافق و مخالفانی داشت.
خلاصه تا وقتیکه زنده بود و میخوند ما دعامون واسه این آقا و امثالشون این بود که خدا هدایتشون کنه ، وقتی مریض شد و گوشه بیمارستان خوابید دعا کردیم خدا شفاش بده و هدایتش کنه حالا هم که از دنیا رفته مثل بقیه اموات برای ایشون نیز از خداوند طلب عفو و مغفرت داریم و برای مداحانی همچون ایشون که خطی مشیشون مثل هم و یکیه ،امیدواریم که به راه راست هدایت بشن خودتون میدونید کیا رو میگم اظهر من الشمس .
به نظر من هر کی با مراجع عظام در افتاد ، ور افتاد.
نوشته شده در سه شنبه 10 مرداد 1385 و ساعت 11:08 ق.ظ توسط : خودم
» تسلیت
السلام علیک یا ابا عبد الله
نوشته شده در پنجشنبه 13 بهمن 1384 و ساعت 09:02 ق.ظ توسط : خودم
» شیرازی هنوز هم مظلوم است ؟!!

یاعلی!
نوشته شده در چهارشنبه 26 مرداد 1384 و ساعت 07:08 ق.ظ توسط : خودم
» تصاویر جدید از گنبد حرم حضرت معصومه (س)
اینم یه سری از عكسهای جدید از حرم حضرت معصومه سلام الله علیها .
برای دیدن عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید !
نوشته شده در چهارشنبه 15 تیر 1384 و ساعت 02:07 ق.ظ توسط : خودم
» ابیاتی چند از محمد رضا آقاسی
سلام علیكم !
چند مدت بود كه میخواستم تو وبلاگم مطلبی بنویسم ولی فرصت نمیشد امروز كه فرصت كردم اومدم یه چیزی بنویسم ولی هر چی فكر كردم برای شروع چی مناسبه هیچ چی به ذهنم نمیومد گفتم خوبه یه یادی از شاعر مرحوم محمد رضا آقاسی بكنیم .
در ضمن منتظر مطالب بعدی باشید سعی میكنم زود به زود آپدیت كنم.
ابیاتی چند از قلم تپنده شیعه
شادروان محمد رضا آقاسی

یا علی! درویش روح اللهی ام درمیان لجه خون ماهی ام
به دریا می روی خواهی نخواهی بزن دل را به دریای الهی
اگر چشم دلت بینای راز است رسیدن تا خدا یك جو نیاز است
نیاز عشق عین بی نیازی است كه سر بر سجده بردن سرافرازی است
طلا آنگه طلای ناب گردد كه در هرم ولایت آب گردد
نماز بی ولایت بی نمازی است تعبد نیست نوعی حقه بازی است
علی تنهاست در یك قوم گمراه زبانش را كه می فهمد بجز چاه
شیعه یعنی یك بیابان بی كسی
غربت صد ساله بی دلواپسی
شیعه یعنی صد بیابان جستجو
شیعه یعنی هجرت از من تا به او
شیعه یعنی دست بیعت با غدیر
بارش ابر كرامت بر كویر
شیعه یعنی وعده ای با نان جو
كشت صد آیینه تا فصل درو
شیعه یعنی عدل و احسان و وقار
شیعه یعنی انحنای ذوالفقار
شیعه یعنی آتش شب افروز
شیعه یعنی زاهد شب شیر روز
شیعه یعنی شیر یعنی شیر مرد
شیعه یعنی تیغ عریان در نبرد
شیعه یعنی تیغ تیغ موشكاف
شیعه یعنی ذوالفقار بی غلاف
شیعه یعنی عشقبازی با خدا
یك نیستان تكنوازی با خدا
شیعیان را شیوه های گونه گون رقصیدن است
یا ابوذر وار در دشت جنون رقصیدن است
یا چو مسلم از بلندا سرنگون رقصیدن است
یا چونان عباس در غرقآب خون رقصیدن است
رقص میثم می نـــوازد ریسمـــــــــــــان دار
پارسال سایت حاج حمید از آقای محمد رضا آقاسی مصاحبه ای گرفته بود كه لینكشو براتون میذارم ببینید و بخونید :
عزیزان بعدا مفصل درباره خودم و وبلاگم مینویسم در ضمن اگر سوالی چیزی دارید بمیلید
یاعلی!
نوشته شده در دوشنبه 6 تیر 1384 و ساعت 11:06 ق.ظ توسط : خودم
نوشته های اخیر
ارمغان آمریکائیها برای مادران عراق ......-
مصاحبه با حجة الاسلام مهدوی پیرامون آسیب شناسی مداحی...-
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید...-
تقدیم به رهبری که دوستش دارم...-
از دكان سبزی فروشی پدر تا قله جهان اسلام...-
صفحات وبلاگ